
فروش مجموعه فایل لایه باز ملی و مذهبی
جهت سفارش با شماره های زیر تماس بگیرید:
09167439610
سمیعی
راهنمای خرید :
لطفاً قبل از خرید به نکات زیر توجه کنید:
هرگونه کپی و استفاده از طرح ها شرعا و وجدانا حرام می باشد.طرح ها تا ۳ سال گارانتی می باشند، یعنی اگر به هر دلیل (مانند سوختن هارد طرحها پاک شدند، تنها باپرداخت هزینه ارسال مجدداً صاحب طرحهای فوق شوید.
بــا توجـه بـه حجــم زیــاد اطلاعــات خریــد روی هــارد پیشنهـــاد می گــردد.امکان خرید هارد نو و ارسال آن نیز فراهم می باشد.برای کسب اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید.کاتالوگ طرح های لایه باز ملّی و مذهبی (شامل کلیه طرح ها در قالب یک فایل PDF) را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید:
کاتالوگ طرح های لایه باز ملّی و مذهبی
چند نمونه از فایلهای لایه باز موجود در مجموعه

لینک پرداخت و دانلود *پایین صفحه*
فرمت فایل : Word(قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :121
فهرست مطالب:
مقدمه
تعریف خانواده :
اهمیت خانواده
چکیده مطالب :
موارد انحلال عقد نکاح
فصل اول : فسخ نکاح
گفتار دوم :
گفتار سوم :
موارد فسخ نکاح
تعریف قرن:
تعریف برص :
- سوم :عیوبی که درمرد وجود داشته وتنها برای زن حق فسخ ایجاد می کند:
بندیکم : مطالبه خسارت ناشی از تدلیس :
گفتارپنجم : موجبات طلاق
مبحث اول: طلاق به اراده مرد:
بررسی ماده 1133 قانون مدنی :
مبحث دوم :
عسروحرج – طلاق به درخواست زن
مبحث سوم :
وکالت درطلاق
مبحث چهارم :
طلاق توافقی :
مقدمه
تعریف خانواده :
1«- ازنظر حقوقی محض ، خانواده عبارت است ازمجموع اشخاصی که به واسطه قرابت بهم بستگی دارندواین خویشاوندی رابطه ای است که از نسب یانکاح یا رضاع حاصل می شود وخود نکاح ، عقدی است که به واسطه آن زن و مرد به قصد مشارکت در زندگی وتعاون بایکدیگر قانوناً متحد شده اند واین تعریفی است که حقوقدانان ما تقریبا به طور هم آهنگ از نکاح نموده اند »[1]
«خانواده به معنای عام ، یاخانواده گسترده عبارت ازگروهی است مرکب ازشخص وخویشان نسبی همسر او ، گروهی که ازیکدیگر ارث می برندمواد 862، 1032 قانون مدنی طبقات اقرباء نسبی را بیان می کند[2] »« ماده 1032 : قرابت نسبی به ترتیب طبقات ذیل است .
طبقه اول : پدر ومادر واولاد واولاد اولاد .
طبقه دوم : اجداد وبرادر وخواهر واولاد آنها
طبقه سوم : اعمام وعمات واخوال وخالات واولاد آنها» [3].
«ضابطه این خانواده ، همان ارث بردن است البته نکاح با بعضی ازاقرباء سببی قانوناً ممنوع است.»[4]
« ماده 1047 قانون مدنی بیان میدارد : « نکاح بین اشخاص ذیل به واسطه مصاهره ممنوع است :
بین مردومادر وجدات زن اوازهر درجه که باشد اعم از نسبی ورضاعی .بین مردوزنی که سابقاً زن پدر ویایکی ازاجداد زن پسر یازن یکی ازحفاد او بوده است هرچند قرابت رضاعی باشد . بین مرد بااناث ازاولاد زن از هر درجه که باشد ولو رضاعی مشروط بر اینکه بین زن وشوهر زناشویی واقع شده باشد . »[5]«حتی مامور اجرای احکام نمی تواند متصدی اجرای حکم نسبت به اشخاصی که با آنها قرابت سببی تا درجه معینی دارد ( ماده 28 قانون اجرای احکام مدنی ) به هر حال ،خانواده به معنای گسترده درقدیم اهمیت بیشتری داشته ولی درعصر جدید اهمیت خود را تاحد زیادی از دست داده است. خانواده به فضای خاص ، عبارت از زن وشوهر وفرزندان تحت سرپرستی آنها ست که معمولا باهم زندگی می کنند وتحت ریاست شوهر وپدر هستند . معیار ضابطه تشکیل این خانواده همان ریاست یک شخص براعضای آن است ماده 1105 ق .م می گوید : درروابط زوجین ریاست خانواده با شوهر است

فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات62
معرفی: در زیر اثری از هربتهایمن در (سال) 1959، چاپ شده است. سیاست اجتماعی به سرعت گسترش یافته است. نظم زیر گروهی داخل تحقیقات سیاسی میباشد. امروزه این تحقیقات مخصوص در حال پایان هستند و شاید بهتر و به صرفهتر بود اگر یک گزارش در مورد آن نوشته میشد تا اینکه یک کتاب دیگر در این موضوع پوشش داده شود. هر چند من به طور اخص توضیح نمیدهم چرا سیاست اجتماعی و تحقیق آن در سالهای 1960 گسترش یافت، نه حتی دلایل سقوط آن را، من به تأثیرات بعضی از پیشرفت های اصلی مربوط ساخته ام. من هم چنین به بعضی از تالیفات مرکزی برای نشان دادن این که کدام برای آنالیز جامعه سیاست معاصر در داخل دموکراسیهای انگلو- آمریکا است. نیز توجه کرده ام چنانچه این کتابی است که سعی میکند شماری از چیزهای مختلف را بررسی کند. بین یک دولت رقابتی است که در آن تغییرات کارکترهای فرهنگ سیاسی آنگلو- آمریکایی را آزمایش می کند. در زمانی که ما نزدیک هستیم تا سالگرد انقلاب امریکا را جشن بگیریم این به نظر می رسد که هر دو در این زمان مهم است. فرهنگ سیاسی دوباره ارزیابی افکار به عنوان حرکات است که ماندگاری دو سیاست را تهدید میکند. همچنین نشان میدهد توجهات جامعه شناسی سیاسی را برای استفاده از تاریخ معاصر در راستای هدفش. این کتاب بنابراین مجموعی از مواد خام متضاد است و هر چند محصول نهایی شاید به سلیقه ی همه کس نیاید، آن عکس العمل سنتی در جامعه دارد که من آن را میپذیرم.
این کتاب «پایان ایدئولوژی» دانیل بل در یک زندگی سیاسی است. «تعریف دموکراسی کاپیتالیستی»، که در دوره پیشرفت بخشهای صنعتی بود. این زاویه دید دیگری از آن زندگی سیاسی است. که البته با سودمندی از تجربیات تاریخی بیشتر نوشته نشده است. سالهای 1960 شاهد، سقوط توافقات سیاسی و ایدئولوژی بود. اما در مقایسه سیاستهای مانده در بریتانیا و ایالات متحده، هر چند بعضی ها ترسها و امیدهاشان را ابراز کردند، هیچ کدام از دولتهای ریاست جمهوری مدار و پارلمان مدار هنوز به پایان نرسیدهاند. در حالی که من مخالفم با آنالیز بل، ولی با بسیاری از نکوهش های او از چپ سیاسی، جنگ نمیکنم. بخش کاپیتالیست ترتیبی ساده از توافقات برای حکم رانی از یک سطح (طبقه) به سطح (طبقه) دیگر نیست. هم زمان جدایی طبقات تنها جدایی پتانسیل نیروها هستند در بخش مدرن صنعتی و نه لزوما مهم. در واقع آن حرکتهای اجتماعی سیاست است که آزمایش شده اند. این کتاب قابل توجه و دربرگیرندة مثالهایی از تضادهای غیر طبقاتی نیست. حرکتهای پنج بخش نخست بعضی از مشکلات مرکزی داخل سیاست اجتماعی سنتی را بررسی میکند. بخش (1) توضیح می دهد ارتباط میان پردازش اجتماعی کارکتر سیاست در حالی که بخش (2) نشان میدهد که چگونه آن رفتار بدست آمده است. نتایجی دارد که نه تنها برای شخص اما برای سیستم سیاسی کاربرد دارد. در بخش سوم من بحث کردم تحصیلات نرمال ابزار اصلی تحصیلات سیاسی است و آن قابل دسترس میباشد. ولی در بریتانیا، و ایالات متحده ایجاد نشد، و مورد توجه قرار گرفتند گونههای شهروندی. در بخش چهارم و پنجم الگوهای مشارکت سیاسی مورد توجه قرار گرفتهاند و پاسخ آنها خوب میباشد به ساختارهای ارائه شده، و نقش اجتماعی نیز بررسی شده است. قسمت دوم کتاب بر پایهی مواد پروندهای کشیده شده از حرکتهای معاصر سیاست – اجتماع است. این حرکتها اساسا برخلاف الگوی درونی قابل ارزیابی هستند. هدف این است که ببینیم چه مفهومهایی را آنها نگه داشتهاند برای پردازش آموزههای سیاسی و چگونه این مفاهیم ادراک ما را از فرهنگ سیاسی انگو- آمریکایی در بر میگیرد. بخش کارکردی روی کلاس مقاومت از نوع تحقیقاند.
برای در نظر گرفتن شخص که پذیرفته شده است در این موقعیت، دریافت این مسئله مشکل است زیرا در آن خوب تحقیق نکرده است از نقش سیاست اجتماعی و بر خلاف اینکه کاملا متفاوت از هرنوع تحقیق است این مسئله درک نشده است در انواع مشاهده توسط دانشمندان اجتماعی بسیاری از مردم به من در آمادهسازی این کتاب کمک کردهاند. روس گراهام، روبرت داوس، خواندند وتوجهی نکردند، در حالی که کوین مک کومریک ، روبرت بنویک، بریان ساتر، سوزاناهندلی، ماری وارنر، نایچل بولس، آلن گرامی، تونی دویسون، مارگوس کانلایف و روبرت ویلکسنیون نظرات خودشان را در مورد بخشهای خاص ارائه دادند. کوین مک کومریک و اندی رید به اندازهای کافی مهربان بودند که مبادا با این مخالفت کردن در موضوعات مختلف، مشکل برای من ایجاد کنند. برای بعضی سال ها من فکر میکردم در مورد یک رشته در تحصیلات سیاسی در دانشگاه ساسکس ایجاد کنم و دانش آموزان موفق به من نشان دادند بسیاری از دیدگاههای ارزشمند ونظرات مقصور در این کتاب و دانشگاه ساسکس مرا تشویق به درس دادن کرد و مرا با سازمان ها کمک کرد و نوشتن این کتاب را سریع کرد در نهایت من مایلم که سپاسگزاری کنم از ناشر جان ویلی و پسران برای مهربانیهایشان و حرفهای گریشان البته من مسئولیت قصور در متن نهایی را برعهده میگیرم.
بخش یک تئوری پشتیبانی اجتماعی. درک کردن تغییرات اجتماعی
استفادة اصلی از مطالعه سیاست این است که بر روی ساختار تغییرات سیاسی حساب نشود این استفاده از افتخارات گذشته است و هم چنان که پاسخها در هر دو صورت بسیار و متفاوت هستند. یکی از شاخههای اصلی از جامعهشناسی مدرن اشاره میکند به پاسخی که به رفتار شخص از ساختار سیاست مربوط است. مواد خام اساسی در این ارتباط پشتیبانی شهروند از تغییر ساختار است. پشتیبانی شهروند چیزی نیست که بخشهای معین بتوانند آنها پشت گوش بیاندازند. بنابراین سازمانها ایجاد شدهاند ولی مشخص نشده است که هدف آنها حمایت و پشتیبانی است. این پردازشها بیگونهای ارجاع داده میشوند. چنانچه جامعه سازان به عنوان نماینده های اجتماع در پایهی تئوری تغییرات سیاسی هستند. بدین گونه آن نتیجهای از پردازش اجتماعی است که در ساختمان پشتیبانی شهروند موثر است تحقیق گذشته در سیاست اجتماعی در مورد کارکرد این تئوری به وسیلة پلاتو شروع شد.
به علاوه توضیح دادن بسیاری از مشکلات تئوری که در کنار گسترش اجتماعی ساری از تغییرات است پارسونز هم چنین به تئوری مرتبط توجه می کند که گوناگونی در جامعهی آمریکایی معاصر ندارد. مفهوم او همراه با مفاد خام برای مطالعهی پردازش هم گون هستند. پل اصلی میان تئوری بزرگ پارسون و بیشتر یافتهها در پرتوندهی سیاست اجتماعی ساخته شده بود. توسط دیوید اسیتون این شگفتآور نیست در بررسی لذت یکسان آنها از به کار گرفتن آنالیزسیستم در مطالعه پدیدههای اجتماعی در اواخر سالهای 1950 اسیتون نوشت. یکبار ما ایدهی زندگی سیاسی علاوه بر سیستم رفتاری را وفق داریم در هر حال ما راهنمایی شدیم به درخواست دانستن داخل شرایط که برای سیستم ممکن بیساخت که خود را نگاه دارد یا تغییر کند که این ناموفق شدن در نگه داری خویشتن است. در میانهی دههی 80 بخسی از سیاست اجتماعی مجبور است که بازی کند در ایجاد تغییرات «به صورت بسیار مهم، تئوری مطالعه از پردازش اجتماعی در زندگی سیاسی خانگی میکند. گرایش به دیگران برای درک راهی که سیستمهای سیاسی می توانند بر روی آن پافشاری کنند حتی چنانچه آنها تغییر میکند. برای بیشتر از یک نسل.
این یک ساختار معمول است برای بیشتر مدلهای سیستم سیاسی است سیاست تصور نشده است به عنوان شماری از خروجیها و ورودیها توسط بعضی از تاثیرات میان آنها رجوع شدهاست. به راه که خروجیها اطلاعاتشان را در تغییر شکل ورودیها میگیرند دو ورودی گوناگون درخواست میشوند. و پشتیبان که میتواند هر کدام زیر شاخه باشد داخل شماری از قطعات پشتیبان معمولا فکر میشود و عنوان هردو پشتیبان اجتماعی و درخواست واجتماع سازی. درخواست مخالف پشتیبانی هستند در حالی که آنها باید همچنین ملاقات شوند. همه آنهایی که به نظر میرسند که استفادهی منابع محدود را گسترش دهند اما اگر پشتیبانی درخواست شده است توسط پردازش اجتماع سازی پس سپس این الگوی درخواست ها است. اجتماعی سازی به نظر میرسد که نوع درخواست ها را متاثر می کند، تراکم به صورتی که آن نگه داشته شدهاند و را ه به صورتی که آن ها ارئه شدهاند و راه به صورتی که آنها ارائه نشدهاند. مقایسه میان درخواستها و پشتیبان شاید کاملا منقطع نیستند. برای تغییر از یک سیاست میتواند به اندازهای نتایج درخواست های محدود به عنوان پشتیبان بالاتر باشد. کی تفاوت مهم میان دو مفهوم که بزرگتر شدهآند به صورتی که آنها می توانند قانون مند شوند. این بسیار ساده تر است. که کنترل کنیم یا شبیه سازی کنیم درخواستها تا اینکه پشتیبان را بسازیم یا از بین ببریم درخواستها بنابراین به نظر بیشتر از پشتیبان توسط فاکتورهای دیگر متاثر میشوند. تا اجتماع سازی دولتها به صورت ادامه دار از قانونی سازی استفاده میکنند به مفهوم به چالش گرفتن درخواست ها و در بسیاری از موضوعات این هم چنین تاثیر دارد این بسیار سخت است که درک کنیم پشتیبانی قانونی توسط رد کردن قانون سازی، هر چند این شاید سازمانها و شکل الگوی پشتیبانی را به راههای مختلف ببرد. شاید این در بیشتر زمان ها باشد،در هر حال پیش از تغییرات واقعی رفتار هنگامی که دانشمندان سیاسی از تازهکاری و اجتماع سازی میگویند. آنها فکر می کنند به عنوان فعالیتهای سیاسی و بیشتر به خصوص سازمان سازی سیاسی فرضیه مرکزی است که زندگی سیاسی یک جامعه حفظ نشود وهر که از آن پیروری میکنند، آنها باید جداگانه باشند که آماده شدهاند تا درگیر فعالیتهای سیسای و نگهداری دفترهای سیاسی شوند. برخلاف اعتقادی که دموکراسیها دارند به هوشمندی شهروندان متوسط نخبگان سیاسی اهمیت ویژهای در سیاستهای دموکراتیک دارند. شواهد نشان می دهد که ارزش های دموکراتیک بسیار دفاتر هستند به نخبگان سیاسی تا به شهروندان دیگر فعالان سیاسی میتوانند دیده نشوند به عنوان مدیران ساختمان ارزشهای اجتماعی باشند. یک مضمون در تئوری دموکراتیک است که رهبران سیاسی میتوانند نمایش دهند اهمیت ساختارهای تحصیلی را زیرا آنها مرکز توضیحات سیاسی هستند. راهی که آنها رفتار میکنند با خویشتن متاثر می کند. نه تنها چگونه شهروندان دنبال میکنند آنها را به عنوان اشخاص هم چنین چگونه شهروندان سیاستمداران را ارزیابی میکنند. مفهوم پشتیبانی اجتماعی می کند شماری از مشکلات تعریف شده را که در ارتباط با اثرات اجتماعی بعدی تئوری هستند. اسیتون و دنیس پشتیبانی را تعریف کردند به عنوان«احساسات اعتماد، راحتی، بزرگمنشی و مخالفان آن ها که مسئول شاید مستقیم بعضی از چیزها هستند. اگر پشتیبانی مثبت است. نیازهای فرد آن چیز اگر پشتیبانی نیازهای فرد را نگه دارید یا رد کند از آن چیز آنها پشتیبانی را به دو زیر شاخه تقسیم میکنند. جداسازی آزاد ومخصوص پشتیبانی مخصوص حکم رانی ارزش های شخصی است از پاداش ها وعقب ماندگیهای پدیدار شده بر او از تعلقات به سیستم سیاسی بیشتر و مخصوصا ارزیابی اثرات شخصی از سیاستهای دولت پشتیبانی آزاد بیشتر د رارتباط با تحقیقات اجتماعی سازی است. زیرا «… اعتماد اصلی نشده وراحتی که اعضاءمیجویند به چیزهای گوناگون از یک سیستم چنانچه در خودشان پایان مییابد» میباشد. باور بیاستناد است که هر چند شهروندان جداگانه شاید در موقعیت پشتیبانی مخصوص را رد کنند تغییر سیاست تهدید نشده است تنها اگر پشتیبانی آزاد رد نشود.

شلینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه13
فهرست مطالب
ستارگان دنباله دار
راه های نام گذاری دنباله دارها
در دایره المعارف ویکی پدیا ذکر شده است که : چیزی به نام ستاره دنباله دار وجود ندارد و این نامی است که به اشتباه گفته می شود و فقط گوی های یخی وگلی هستند که به هنگام گذر از خورشید (یا هر ستاره ی دیگر) ، آتشین شده و مانند دنباله به نظر می رسد . از این رو به آنها ستارگان دنباله دار می گویند که مانند یک ستاره از خود نور دارند . حال به درستی یا نادرستی آن می پردازیم .به راستی اطلاعات بشر ازستارگان دنباله دار از چه زمانی آغاز شد ؟
البته می توان این اطلاعات را به 2 دسته تقسیم کرد :
1- اطلاعات خرافی
2- اطلاعات واقعی
از زمان های دور مردم ستارگان
اسم ، القاب و نسب مولانا
حضرت خداوندگار مولانا جلال الدین، عارف شوریده و سوخته جان قرن هفتم بنا به روایات مشهور در ششم ربیع الاول سال 604 ه.ق مطابق سی ام سپتامبر 1207 م. در شهر بلخ به دنیا آمد. اما در « فیه ما فیه » مولانا واقعه ای را از مشهورات و خاطرات خود روایت می کند که مربوط به سالهای مذکور و محاصره و فتح سمرقند و بخارا به دست خوارزمشاه است و در این سال مولانا باید در سنینی باشد که بتواند خاطراتش را ضبط کند، بدین ترتیب تولد او باید چند سال قبل از 604 ه. باشد.
بنا به قول تذکره نویسان ( تذکره دولتشاه، نفخات الانس جامی، تذکره هفت اقلیم و آتشکده در ذکر رجال بلخ، مجالس المؤمنین، روضات الجنات، تذکره ریاض العارفین و… ) نام او محمد و لقبش جلال الدین است، همه مورخان نیز او را به این نام ولقب نامیده اند.
پدرش سلطان العلما- خطیب بزرگ بلخ و واعظ و مدرس پر آوازه از روی محبت و تکریم او را «خداوندگار» می خواند.
یوسف بن احمد مولوی، مؤلف « المنهج القوی لطلاب المثنوی» ( تألیف 1222-1230 م.و چاپ 1289 م. در شش مجلد در مصر) که مثنوی را به زبان عربی ترجمه کرده و بسیاری از حقایق تصرف را در ذیل ابیات مربوطه در مثنوی آورده است؛ از او با عنوان «مولاناخداوندگار»
یاد می کند. احمد افلاکی از قول بهاء ولد (پدر مولانا) نقل می کند که « خداوندگار من از نسل بزرگ است». طبق اعتقاد دسته ای از صوفیه، اطلاق لفظ « خداوندگار» با عقیده الوهیت بشر و سلطنت و حکومت ظاهری و باطنی اقطاب نسبت به مریدان خود تناسب تام دارد. از همین رو پس از دوران مغول برخی از اقطاب به ابتدا یا انتهای اسم خود، لفظ شاه افزودند مانند « شاه نعمت الله»، « شاه داعی»یا « نور علی شاه» و « کوثر علی شاه».
بعد از قرن هفتم کلمه « شاه » جانشین کلمه « شیخ » گردید که در عهدهای نخستین رایج بود و ظاهراً اولین بار لفظ « شاه » در مورد سر سلسله درویشان « نعمت اللهیه» یعنی « شاه نعمت الله ولی» بکار رفته است.
از القاب دیگر مولوی، « مولانای بزرگ» است و اصولاً هر کجا لفظ « مولانا» ذکر می شود منظور همان « جلال الدین محمد » است.
درباره نسبت مولانا دو روایت مطرح است: در رساله « تحقیق در زندگانی مولانا جلال الدین» بهاء ولد ( پدر مولانا ) را از جانب مادر، منتسب به خانواده خوارزمشاه دانسته اند، لیکن این نسبت با مأخذ تاریخی مطابقت نمی کند. در دومین روایت، محمد بهاءالدین ولد را از اولاد ابوبکر ( خلیفه اول) ذکر کرده اند؛ افلاکی در شجره نامه ای می نویسد: محمد بهاء الدین ولد- حسین خطیبی- احمد خطیبی- محمد مودود- مسیب-متأخر-حماد-عبدالرحمن-ابوبکر.
همچنین: محمد بهاء الدین ولد-حسین خطیبی-محمد شیخ علی-عطاء بلخی-نصرالله-ابوبکر.
شیخ محی الدین عبد القادر نیز در شجره نامه ای در « جواهرالمضیئه» آورده است: محمد(سلطان العلماء بهاء ولد)- محمد-احمد-قاسم-مسیب-عبدالله-عبدالرحمن-ابوبکر.
در بررسی شجره نامه های مذکور، حداقل خلائی صدوچهل و هفت ساله بین ابوبکر متوفی به سال 13 ه.ق و بهاءالدین متوفی در سال 628 ه. وجود دارد.افزون براین سلطان ولد ( فرزند مولانا ) در « ابتدا نامه » لقب بهاء الدین ولد را چنین می نگارد:
« لقبش بد بهاء الدین
عاشقانش گذشته از عدو حد
مثل او کس نبود در فتوی
از فرشته گذشته در تقوی» « ابتدا نامه، ص 187 »
در « معارف» سلطان العلما و آثار مولانا و نوشته های دیگر به سلطان ولد نیز ، به چنین ادعایی برنمی خوریم. همچنین در وقف نامه عربی مثنوی که پنج سال پس از وفات مولانا به خط یکی از پیروان سلطان ولد به نام محمد بن عبدالله قونیوی از نسخه ای که در حضور سلطان ولد و حسام الدین چلبی برای مولانا قرائت شده و اصلاحاتی در آن به عمل آمده ، استنساخ شده است، درباره نسبت مولانا تنها به این عبارات التفات شده است:« الشیخ بن الشیخ الحقیقی و الامام بن الامام الحنفی الربانی… جلال المله و الحق والدین محمد بن محمد الحسین البلخی رضی الله عنه و عن اسلافه… ».
احتمالاً سلطان العلما با یکی از نبیر گان ابوبکر سرخسی ازدواج کرده و از آنجا که دختر شمس الائمه ابوبکر سرخسی از علمای حنفی را ، مادر مادرش دانسته اند، تشابه نام جد مادری وی و نام شمس الائمه ابوبکر محمد با نام ابوبکر نخستین خلیفه راشدین باعث شایع شدن این روایت شده است. از اینرو قول کسانی که سلطان العلما را از خلفای نجم الدین کبری – مقتول در فتنه مغول به سال 618 ه. می دانند به حقیقت نزدیکتر است.
خاندان مولانا
پدر مولانا جلال الدین محمد ، محمد بن حسین بن احمد خطیبی مشهور به « سلطان العلماء بهاء الدین ولد » در سال 546 ه.ق به دنیا آمد. وی از فضلای دوران و علامه زمان بود و رضی الدین شیرازی از بزرگان فقه و یکی از علمای برجسته قرن ششم که علاوه بر مراتب علم و دانش، دارای ذوقی سرشار و طبعی لطیف مخصوصاً در سرودن قصیده و قطعه بود، از شاگردان او بود.
بهاء الدین ولد علاوه بر مقام شامخی که در تصوف داشت در علوم دیگر نیز صاحب رأی و نظر بود و فتاوای خود را بانام سلطان العلما امضا می کرد. این لقب را او به استناد رویایی ، از نبی اکرم (ص) دریافت کرده بود. سلطان ولد در این باره در « ابتدا نامه» آورده است :
« خوانده سلطان عالمان او را
مصطفی قطب انبیای خدا
مفتیان بزرگ اندر خواب
دیده یک خیمه کشیده طناب
مصطفی اندرون خیمه به ناز
زده تکیه به صد هزار اغراز
ناگهانی بهاء الدین ولد
از در خیمه اندرون آمد
مصطفی چون که دید جست از جا
پیش رفت و گرفت دستش را
برد پهلوی خویش بنشاندش
زان ملاقات گشت بی حد خوش
گفت از آن پس به مفتیان این را
که از امروز این شد دین را
جمله سلطان عالمان گویید
در رکابش به جان و دل پویید
بامدادان به اتفاق همه
از سر صدق بی نفاق همه
بر درش آمدند تا گویند
سر آن خواب از او جویند
پیش از آنکه کنند عرض او گفت
خوابشان را و سر نکرد نهفت
دادشان از مقام و حال نشان
همه را کرد او تمام بیان»
نقل است که :« بهاء ولد از اکابر صوفیان بود و خویش را به امر بمعروف و نهی از منکر ، معروف ساخته عده بسیاری را با خود همراه کرده بود و پیوسته مجلس می گفت و هیچ مجلس نشدی که از سوختگان جانبازیها نشدی و جنازه بیرون نیامدی او همیشه نفی حکما و فلاسفه و غیره کردی و به متابعت صاحب شریعت و دین احمدی ترغیب دادی و خواص و عوام به او اقبال داشتند و اهل بلخ او را عظیم معتقد بودند».
سلطان العلما در « معارف» می نویسد: « از رفتار محمد –علیه الصلوه و السلام- بهتر رفتاری ندیده ام و از او درست تر راهی نیافتم. روزی که تو نبودی، حواس هم نبود ، نجوم هم نبود، فلسفه و حکمت نیز وجود نداشت».
در رساله « سپهسالار » می خوانیم: « محمد بهاء الدین در محروسه بلخ متمکن و از اقصای خراسان فتاوی مشکل به حضرت او آوردندی و او را از بیت المال مرسومی معین بود، که به امر شریعت معیشت از آنجا فرمودی و هرگز از وقف چیزی تصرف نکردی و در لباس وزی دانشمندان بودی . هر روز اول صبح تا بین الصلاتین خلایق را درس فرمودی و حقایق گفتی.
روز دوشنبه و جمعه عامه خلایق را موعظه فرمودی».
او به عنوان فقیه و مدرس به امر تدریس و فتوی اشتغال داشت و پارسایی و زهد، او را از آلایش به جاه طلبی های عوامانه باز می داشت. اما به عنوان واعظ و خطیب ، بنا به رسم معمول وعاظ عصر ، درشهرهای خراسان و ماوراء النهر و ترکستان در سیاحت بود. در هر دیار در مدت اقامت ، در مساجد به وعظ می پرداخت و در مدارس تدریس می کرد.او به خانقاههای صوفیه نیز تردد می نمود و صوفیان اکثر این نواحی ، به رغم امیران و قاضیان و فقیهان ، نسبت به او تعظیم و تکریم فراوان ابراز می داشتند و او را به چشم یک شیخ یا یک مرشد واقعی می نگریستند. سید برهان الدین محقق ترمذی – یکی از شاگردانش – او را از تمام اولیا و مشایخ برتر می شمرد.
سلطان العلما در نهی از منکر ، گاهی چنان صلابتی نشان می داد که علمای ولایات و حتی حکام و پادشاهان را از خود می رنجاند. در « معارف» می نویسد :« فخر الدین رازی و خوارزمشاه را و چندین مبتدع دیگر بودند ، گفتم : شما صد هزار دلهای با راحت را و شکوفه ها و دولتها را رها کرده اید و در این دو سه تاریکی گریخته اید و چندین معجزات و براهین را مانده اید و به نزد دو سه خیال رفته اید. این چندین روشنایی آن مدد نکرد که این دو سه تاریکی عالم را بر شما تاریکی دارد و این غلبه از بهر آنست که نفس غالب است و شما را بیکار می دارد و سعی می کند به بدی» .
سرانجام به علت مبتدع و بدعت گرا خواندن خوارزمشاه و انتقاد شدید از فخر الدین رازی ( از بزرگان حکما و متکلمان) که استاد خوارزمشاه و سرآمد و امام حکمای آن عهد بود، مجبور به مهاجرت از بلخ شد . سلطان ولد مهاجرت جد بزرگوار خویش را به این ترتیب به نظم کشیده است:
« چونکه از بلخیان بهاء ولد
گشت دلخسته آن شه سرمد
ناگهش از خدا رسید خطاب
کای یگانه شهنشه اقطاب
چون ترا این گروه آزردند
دل پاک ترا زجا بردند
به در آ از میان این اعدا
تا فرستیمشان عذاب و بلا
چونکه از حق چنین خطاب شنید
رشته خشم را دراز تنید
کرد از بلخ عزم سوی حجاز
زانکه شد کارگر در او آن راز
بود در رفتن و رسید خبر
که از آن راز شد پدید اثر
بلخ را بستند و به زاری زار
کشت از آن قوم بی حد و بسیار…
آمد از کعبه در ولایت روم
تا شوند اهل روم از او محروم
از همه ملک روم قونیه را
برگزید و مقیم شد آنجا »
مطابق نقل تذکره دولتشاه ، پس از هجرت بهاء ولد از بلخ ، شیخ فرید الدین عطار در نیشابور به دیدن مولانا بهاء الدین آمد و کتاب اسرار نامه را به جلال الدین هدیه کرد. مولانا از این کتاب بهره ها برد و برخی از حکایات آنرا نیز در مثنوی بیان نمود.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 42 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید