تحقیق درباره سد سازی تا قبل از هخامنشیان

تحقیق درباره سد سازی تا قبل از هخامنشیان

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:29
فهرست و توضیحات:

سد سازی تا قبل از هخامنشیان

سد سازی از دوره هخامنشیان تا قبل از اسلام

سد
سدهای قوسی مطالعات زمین شناسی سدهای معروف جهان سدهای ایران

سدهای تاریخیسدهای صنعتی و کشاورزی

منبع
سد سازی تا قبل از هخامنشیان
سد سازی یا بند سازی از فعالیت های مهندسی به شمار می رود که شرایط تاریخی و جغرافیایی خاص مناطق در پیدایش ،‌شکل گیری و گسترش آن سهم به سزایی دارند. در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافیایی بنابر ضرورت یا نیاز ساکنین آن جا نسبت به ایجاد سد،‌بند یا آبگیر اقدام می کرده اند تا نیازهای خود در زمینه آبیاری و آبرسانی را مرتفع سازند. در مناطقی نیز به خاطر پایین بودن سطح آب‌های رودخانه ها یا نیاز جهت تغییر مسیر رود ، سد سازی انجام می گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و برای نیازهای کشاورزی و عمرانی از آن استفاده کنند.
در ایران نیز به جهت کمبود آب،‌شرایط اقلیمی خاص و نیازهای روزمره آب ماده ای بسیار ارزشمند محسوب می شده که این امر را علاوه بر بندسازی ، سد سازی و آثار به جا مانده می توان در فرهنگ ایرانی و ارزشی که برای آب قایل می شدند و حافظه تاریخی مردم ایران به وضوح مشاهده و مطالعه کرد.
در سرزمین های ایران و مصر که از قدیم در معرض سیلاب و طغیان رودخانه ها قرار داشتند‌،ساخت بندهای متفاوت در طول مسیر رودخانه ها و یا مناطق سیل خیز به جلوگیری از خسارات این گونه طغیان ها کمک فراوانی می کرد.



خرید و دانلود تحقیق درباره سد سازی تا قبل از هخامنشیان


تحقیق درباره نگاهی تطبیقی به عنصر ستون در معماری هخامنشی و یونان و مصر

تحقیق درباره نگاهی تطبیقی به عنصر ستون در معماری هخامنشی و یونان و مصر

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:22
فهرست و توضیحات:

نگاهی تطبیقی به عنصر ستون در معماری هخامنشی و یونان و مصر

مقـــدمه :

یونان

مصر

تخت جمشید

تالار صد ستون:

پاسارگاد

شوش
کاخ‌های شوش نیز به دست داریوش ساخته شدند. این مجموعه هم مانند دیگر کاخ‌های هخامنشی از چهار جزء تالار پذیرایی، تالار بار عام، اتاق‌های مسکونی و دروازه اصلی تشکیل شده است. در ساخت این کاخ‌ها هنرمندان و صنعت‌گرانی از مصر، یونان، و بین‌النهرین نقش داشته‌اند. اصول معماری این بناها مشابه بنای پاسارگاد است، با این تفاوت که ستون‌های شوش به صورت شیاردار ساخته شده‌اند و با سرستو‌ن‌هایی به شکل نیم تنه گاو مزین گشته‌اند. همچنین ارتفاع این ستون‌ها از کف زمین به 20 متر می‌رسد.

هر ایوان کاخ شوش شامل دو ردیف شش ستونی بوده است و هر پایه از حیث شکل و زینت با پایه ستون دیگر فرق داشته و به شکل گلدان وارونه ساخته می‌شده. ستون‌ها به رنگ زرد روشن بوده است. این رنگ‌آمیزی آنها را مرمر گونه نشان می‌دهد و در ضمن ایرادات سنگ آهکی را نیز پنهان می‌کرد.

پیشتر دانستیم که بنای تخت جمشید بر روی صفه‌ای قرار دارد. این مسئله شاهدی است بر این که طراحان این منطقه اصولاً ایرانی نبوده‌اند. چرا که ایرانیان در این منطقه خشک نیازی به ساختن بناها بر روی یک سکو ندارند. از آنجا که هخامنشیان کوچ نشین بودند و گله دار، طبیعی می‌نماید که تبحری در احداث ساختمان‌های چنین باشکوه نداشته باشند. اما همانطور که تاریخ عصر این سلسله نشان داده است، آنچنان توانایی و اقتداری داشته‌اند که توانسته‌اند ملل مختلف را زیر نفوذ خود آورده و از توانایی‌های آنها در جهت اهداف خود استفاده کنند. مصری‌ها در این زمان تحت سلطه هخامنشی‌ها بودند و همچون سایر ملل در خدمت ایشان. پس ساختن این بنا را می‌توان به آنها نسبت داد. چرا که مصریان باستان که در کنار رود نیل زندگی می‌کردند، مجبور بودند خانه‌هایشان را روی سکوهایی مرتفع‌ بسازند تا از گزند طغیان رود در امان باشند. آنها همین نگرش را بدون آن که نیازی به آن باشد، در ساختن مجموعه تخت جمشید نیز بکار بردند.
ستون‌هایی که عنصر اصلی و مهم ابنیه دوران هخامنشی را تشکیل می‌دهند، به خاطر سرستون‌هایش که از قسمت قدامی حیوانات واقعی و موجودات اسطوره‌ای تشکیل یافته‌اند، از مجموعه ترکیبی عناصر دیگر ساختمان‌های تخت جمشید دور نیست. نمای کلی این ستون‌ها روی هم رفته شبیه نمای ستون‌های شوش بوده و پایه آنها مربع و یا به شکل گلدان وارونه است. برخی مواقع، روی زیرستون مربع شکل ته ستونی با شیارهای افقی دایره شکل (شالی) قرار می‌گیرد، که به احتمال زیاد اقتباس از الگوی ایونی یونانی است. با این اختلاف که ظرافت و زیبایی پایه ستون‌های شیوه ایونی یونانی- که هنرمندان و حجاران یونانی از مخترعین آن بودند- در نمونه‌های هخامنشی چندان مشاهده نمی‌شود. علاوه بر این در قسمت زیرین زیرستون‌های ایونی پایه‌های مربع شکل سنگی به کار می‌رود که در بیشتر مواقع بر خلاف نمونه‌های هخامنشی در پاسارگاد و تخت جمشید است، که چهار طرفشان ساده رها می‌شود. اما در نمونه‌های ایونیک این پایه‌های مربع شکل پر هستند از نقش برجسته‌هایی که پیرامون اساطیر یونان حجاری شده‌اند.
اطراف بعضی از زیرستون‌های هخامنشی در تخت جمشید که به شکل زنگوله هستند، با الهام و تأثیرپذیری از ستون‌های مصری، با برگ‌های درخت خرما و گل نیلوفر آبی، به صورت نقش برجسته‌هایی بسیار ظریف به شیوه‌ای تزئین یافته است که با تناسب و جلوه خاصر به عنوان یک شاهکار، جلال و جمال ویژه‌ای به معماری هخامنشی بخشیده است و چنان شیوه هنری با آن سرستون‌های ترکیبی خلق کرده است که هرگز در معماری یونانی دیده نشده است.
در عصر هخامنشیان به احتمال زیاد ستون‌هایی که سرستون کامل داشتند در بخش داخلی به کار برده می‌شدند. ولی در ایوان‌های ستون‌دار که در سه طرف تالارها قرار داشتند عموماً نیم تنه گاو و سایر موجودات افسانه‌ای، مستقیماً در روی ستون سوار می‌شدند. گفتنی است که ستون‌های تخت جمشید بر خلاف پاسارگاد، ولی مشابه شوش، به صورت شیاردار هستند. البته تعداد شیارها در تخت جمشید بیشتر است.

اهمیت ستون در معماری هخامنشی عنصر متمایز کننده آن از معماری آشوری محسوب می‌شود. ولی همین عنصر در معماری کاخ‌ها و معابد یونان و مصر از اهمیتی مشابه برخوردار می‌باشد. بنا بر این، برخی معتقدند که اصولاً معماری تالار بزرگ معبد تب (Tebe) در مصر منبع الهام سازندگان بناهای دوره هخامنشی است. همچنین تزئینات کاخ‌های شاهی نیز به تقلید از معابد مصر بوده است. البته آنچه اینها را از هم جدا می‌کند، تأثیر ذوق و اندیشه ایرانی در کار سازندگان بناها است. اما نکته بسیار مهم و شاخص در معماری هخامنشی شکل سرستون‌های منحصر بفرد آن است. به طور کلی سرستون‌های ایرانی به چهار دسته تقسیم می‌شوند:



خرید و دانلود تحقیق درباره نگاهی تطبیقی به عنصر ستون در معماری هخامنشی و یونان و مصر


کوروش بزرگ تالیف عباس خلیلی به اهتمام دکتر سادات ناصری انتشارات علمی

کوروش بزرگ تالیف عباس خلیلی به اهتمام دکتر سادات ناصری انتشارات علمی

این کتاب 450 صفحه ای نسخه با کیفت با فرمت pdf از روی چاپ اول (1344) کتاب کوروش بزرگ تالیف عباس خلیلی به اهتمام دکتر سادات ناصری انتشارات علمی  آماده شده .

 

 کوروش دوم (به پارسی باستان:

خرید و دانلود کوروش بزرگ تالیف عباس خلیلی به اهتمام دکتر سادات ناصری انتشارات علمی


مقاله سیر تحول سلاح در دوران تاریخی ایران از ابتدای دوره هخامنشیان تا پایان دوره ساسانیان

مقاله سیر تحول سلاح در دوران تاریخی ایران از ابتدای دوره هخامنشیان تا پایان دوره ساسانیان

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:14

فهرست و توضیحات:

مقدمه

تجزیه و تحلیل

سیر تحول سلاح در دوران تاریخی ایران از ابتدای دوره هخامنشیان تا پایان دوره ساسانیان

بشر اولیه برای تامین امنیت ، غذا (از طریق شکار)، تفریح و غیره از ابزاری به نام اسلحه استفاده می‌نمود. این ابزار از روزگاران قدیم توسط انسان عصر باستان بر روی نقوش برجسته، مهرها، بشقاب‌های نقره‌ای، آجر لعابدار و غیره برای ما به یادگار مانده است . در این چارچوب سلاح‌های ادوار سه‌گانه 1- هخامنشی  2- اشکانی 3- ساسانی مطالعه و بررسی خواهد شد. البته سلوکیان که بعد از سقوط امپراطوری هخامنشی تادوره اشکانی در ایران حکومت کردند، به علت فقر منابع و کمبود آثار باستانی و همچنین کوتاهی این دوره از این کار تحقیقی حذف گردیدند. جمع‌بندی و نتایج کلی بررسی پایان‌نامه نشان داد که نه نوع اسلحه در دوران مذکور مورد استفاده قرار گرفته است . این سلاح‌ها عبارتند از 1- کمان 2- نیزه 3- غداره (خنجر) 4- شمشیر 5- تبرزین 6- گرز(این اسلحه فقط در دوره اشکانی دیده شد.) 7- سپر 8- تیردان 9- کماندان (این اسلحه فقط در دوره هخامنشی دیده شد.) در مجموع آثار این سه دوره 118 اثر باستانی انتخاب و بررسی شدند. از این تعداد حدود 75 اثر مربوط به دوره هخامنشی، 24 اثر مربوط به دوره اشکانی و 20 اثر مربوط به دوره ساسانی می‌باشند. چون بر روی بعضی از آثارر چند نوع اسلحه نشان داده شدده، طبیعتا" این گونه آثار هنگام بررسی هر اسلحه تکرار گردیده‌اند



خرید و دانلود مقاله سیر تحول سلاح در دوران تاریخی ایران از ابتدای دوره هخامنشیان تا پایان دوره ساسانیان


تحقیق در مورد معماری هخامنشی


فرمت فایل:word



تعداد صفحات:60



 

 

معماری هخامنشی

   یکی از ویژگیهای ایرانیان کهن و هنرمندان آنها باور به تقلید درست بوده که آن را بهتر از نوآوری بد میدانستند. تقلید یا برداشتی که منطق داشته باشد و با شرایط زندگی سازگار باشد. آریایی ها چون مردمی کشاورز بودند ودر سرزمینی آباد و خرم زیسته بودند خویی آشتی جو و سازگار داشتند.

به گمان فراوان آریایی ها هنگام کوچ و گذر از کنار دریاچه ارومیه در برخورد با معماری ارارتویی از آنالگو گرفته و آنرا " برساو " کرده اند. مردم ایران از هزاران سال پیش از چنین شیوه معماری پیروی می کرده اند چنانکه مردم ابیانه و افوشته ( در نطنز ) هم که نامی از ارارتو نشنیده اند چنین کرده اند.

نمونه های این الگو برداری هم در معماری وهم در نیارش شیوه هخامنشی یافت   می شود که دو نمونه از آنها " تالار ستوندار" و " کلاوه " ها بوده است.

نیایشگاه ارارتویان دارای تالاری با آسمانه تخت چوبی بود و چون دهانه آن بزرگ بود ستون های چوبی هم در میان تالار زده می شد. همین روش را آریایی ها در شوش پی گرفتند. البته آنها ستون ها را از سنگ و دیوارهای گرداگرد تالار را از خشت    می ساختند که ستبرای ( قطر ) برخی دیوارها تا پنج گزمی رسید. با بکار بردن خشت و پوشش دو پوسته تلاش می کردند جلوی ورود گرما به درون را بگیرند. بدین گونه ازمعماری ارارتویی الگوبرداری می شد درحالیکه ساختمایه ای که سازگار با آب و هوای سرد قفقاز بود در شوش دگرگون شده بود.

ساخت تالار ستوندار با پوشش دو پوسته تیر پوش پس از اسلام نیز دنبال شد. نمونه هایی از آن در مسجد جامع آبیانه مسجد گزاوشت و مسجد میدان در بناب یافت می شود.

کلاوه های ارارتویی به گونه ای دیگر در معماری هخامنشی ساخته شد. نمونه این الگو برداری ساختمان کعبه زرتشت در نقش رستم است که ساختمانی چهار گوشه سنگی که درگاه آن بلندتر از کف زمین است.

 

ویژکی های معماری هخامنشی

نیارش

در معماری هخامنشی آسمانه تخت با تیر و ستون اجزا اصلی ساختمان بوده است. از چوب بسادگی می شد برای پوشش دهانه هایی از 2.5 تا 3.5 گز بهره گیری کرد. ولی در معماری تخت جمشید دهانه میان دو ستون را تا حدود 6 گز ( 6.40 متر ) رسانده اند و این بزرگترین دهانه چوب پوش در جهان آنروز بود. چنین چوبی در خور این دهانه در ایران یافت نمی شد از این رو آنها چوبهای درخت کنار را از جبل عامل لبنان از راه شوش به تخت جمشید رسانده اند و آنرا به کابرده اند. نیز هخامنشیان اتاق هایی می ساختند که دو ستون در میان آن بوده و دو تیر چوبی را بر روی هم با کنف می بستند و روی ستونها می گذاشتند. بدین گونه به توانایی باربری تیر می افزودند. در تخت جمشید تالار هدیش خشایار شا را با بیست ستون ساخته اند که فاصله زیر سری آنها نزدیک به سه گز و دهانه میان دو ستون چهار گز می باشد.

درمعماری هخامنشی نو آوری های شگفتی در ساخت آسمانه تخت بکار برده می شد. برای نمونه در تیر ریزی آسمانه برای اینکه تیرچه ها در دو دهانه کنار هم سنگینی باررا برروی یک تیرباربر نگذارند راستای چیدن آنها را تغییر می دادند. بدین گونه سر هر تیرچه بالشتکی به پهنای یک تیر باربر پیدا می کرد و این برای گسترش بار تیرچه بهتر بود.

بنیاد شیوه معماری پازسی از همان ساختمانهای ساده که در سرزمینهای غرب و شمال غرب ایران و دیگر جاها بوده برگرفته شده است. اما پدیده تازه ایی که با گسترش فرمانروایی پارسها روی می دهد همکاری هنرمندان مختلف از سرزمینهای گوناگون در کار ساختمان سازی است. روشن است که کشوری به بزرگی ایران دوره هخامنشی با ملت های گوناگون مختلفی که زیر سلطه داشته این کار را می بایست انجام دهد. داریوش اول یکی از پادشاهان این دودمان در کتیبه ای بازمانده در شوش این نکته را چنین می آورد :

" این کاخ را من در شوش ساخته ام آرایه های آن از راههای دور آورده شد. زمین آن تا جایی کنده شد که به سنگ رسید. هنگامی کندن زمین که گودی آن در برخی جاها چهل ارش و در جاهای دیگر بیست ارش بود به پایان رسید پی ریزی شد و کاخ روی آن ساخته شد. آجرها به دست بابلی ها قالب گیری و در آفتاب خشک شد تیر های چوب چوب درخت سدر از کوهی به نام لبنان آورده شد و مردم آشور آنها را به بابل آوردند و از بابل یونانیها و کاریه ( کرخه ) آنها را به شوش آوردند. چوبهای در وپنجره ها از قندهار یا کرمان آورده شده اند. زر از سارد و باکتریا    ( بلخ ) وارد و در اینجا ساخته شد. سنگ نفیس لاجورد و عقیق از سغدیان وارد و اینجا ساخته شد. نقره و چوب آبنوس از مصر وارد شد. زینت دیوارها از یونان عاج از حبشه و آراکونیا وارد و اینجا ساخته شد. ستونهای چوبی از دهکده ای بنام آبی رادو در ایلام وارد واینجاساخته شدند.سنگ تراشان یونانی ها وساردی ها بودند. زرگرهایی که طلاها را ساخته اند مادی ها و مصری ها بودند. مردانی که آجرها راساختند بابلی ها بودند و آنهایی که دیوارها را آراستند مادی ها و مصریان بودند. "  

آنچه مهم است گردهم آمدن هنرمندان مختلف وپدیدآوردن شیوه ای متناسب و ایرانی است که درآن عناصرگوناگون بصورت منطقی در کنار هم قرار می گیرند و این هنر است. البته این کار تنها در تخت جمشید انجام نشده است در شوش نیز به همین گونه همچون ساختمان های تپه نوشیجان ساختمانی را ساخته اند گرچه بدلیل گرمای زیاد محل آن را با طبیعت اطراف وفق داده اند.

با وجودی که اوزیر ( ساختار ) ساختمانهای این روزگار از سنگ بوده است اما از دیوار خشتی نیز برای پنام ( عایق ) بهره گیری شده تاجایی که درشوش دیوارخشتی به ستبرای پنج گز(5.33متر) و تنها به صورت اسپر ساخته شده است. در تخت جمشید و پاسارگاد نیز از همین پنامها بهره گیری شده است. همین روش در ساخت تیر پوشهای تخت جمشید و دیگر بناها نیز انجام شده است. درست است که الگو از دیگر جاها گرفته شده است اما دهانه ها را تا ده متر پهنا ( از محور تا محور ستونها ) رسانده اند و این شیوه ی ساخت برای اولین بار در معماری جهان آن روز رخ  می دهد.

 

آرایه

در شیوه هخامنشی آرایه هایی به کار رفته که هر کدام منطق خاصی داشته است. آرایه سرستون در معماری ایران ریشه کهنی دارد. در دخمه های مادی سرستون هایی بر دیواره کنده شده که همانند سرستون های ایونی یونانی  هستند. شاید بتوان منطق دست یافتن به این ریخت ها را چنین پنداشت که چون برای سوار کردن و نگهداشتن دو تیر در کنار هم بر بالا و دو سوی یک ستون آنها را با ریسمانی بنام کبال به هم می بسته اند و سپس تخته ای روی آنها برای بالشتک   می گذاشتند این چفت و بست و پیچش ریسمان سرتیرها کم کم دگر گون شده و همانندی چون سرستون ایونی پیدا کرده است. درتخت جمشید این آرایه در چند جا یافت می شود.

همچنین در سرستونهای کله گاوی در گودی پشت آنها سر تیرها جای می گرفته اند و از رانش آنها نیز جلوگیری می شده است. پس هر کدام از این آرایه ها در عین اینکه یک آذین بشمار میرفتند دارای منطق نیارشی هم بوده اند. هخامنشیان همواره این گفته ارزشمند را پاس می داشتند که " آزموده را نباید دوباره آزمود ".

همانگونه که می دانیم هنر پیکره ( مجسمه پپپپ) سازی در ایران چون هم دین های پیش از اسلام در ایران هم دین اسلام بت پرستی را نمی پذیرفتند چندان رواج نداشته است.

در ایران کهن جایگاهی بوده بنام " ازدیس تچار " که چون در آن بت می پرستیدند جایگاهی بی ارج و ناشایست شمرده می شده است. گفته شده یکی از افتخارات خشایارشا پس از بازگشت از جنگ ویران ساختن بتکده ها بوده است. ( ازدیس تچار واژه ای است در بر گیرنده " از + دیس + تچار " برابر بیرون کشیدن + ریخت وشکل + جایگاه " و روی هم برابر " بتکده " است ).

حال به بررسی چند بنای دوره هخامنشی می پردازیم:

 

پاسارگاد

پاسارگاد پایتخت فرمان روایی کوروش بود. در این که این شهر چه زمانی ساخته شده است دیدگاه های گوناگونی ارائه شده اما گمان می رود پیش از کوروش نیز جایگاه اصلی پادشاهان انشان بوده باشد. در روزگار کوروش این شهر بزرگ تر شده و بنا های تازه ای در آن ساخته شد که شایسته ی پادشاهی کوروش بزرگ باشد که پس از شکست امپراتور ماد تبدیل به یک قدرت جهانی شده بود. البته برخی بر آنند که پاسارگاد پس از پیروزی کوروش بر ارشته ویگه و به یادگار آن پیروزی ساخته شده است. زیرا جنگ نهایی میان آنان در نزدیکی این شهر روی داده است.

درباره ی نام پاسارگاد نیز مطالب گوناگونی گفته شده است. برخی آنان را  پارس گده  (parsa.gada) یا پارس گرد (parsa – gird) به معنی نشیمن گاه و یا لشکرگاه هخامنشیان می دانند.

برخی نیز نام آن را اصیل می دانند و بر این باورند که این نام از همان دوران باستان ( پاسارگاد ) بود و تنها شاید تلفظ واقعی آن اندکی دگرگون شده باشد.

برخی ازاینان دلیل اصیل بودن نام پاسارگاد راچنین می دانند که ( پاسارگادیان ) یکی از قبایل اصلی تشکیل دهنده ی اتحادیه هخامنشیان است که خاندان هخامنشی از افراد این قبیله بوده اند و نام شهر از نام این قبیله گرفته شده است. این گروه همچنین عنوان می کنند که ( پاسارگاد) تحریف شده ی واژه باستانی ( پزرگد ) (Pazar – gada)( پزر = گران و سنگین ) ( گد و گدا = گرز ) به معنای گرز گران ( گرز سنگین ) است. بنابراین نام قبیله پاسارگادیان به معنای گران گرزان  ( کسانی که گرز سنگین حمل می کنند ) می باشد.

حال به بررسی خلاصه ای از آثار موجود در پاسارگاد می پردازیم.

 

آرامگاه کوروش :

کوروش بزرگ در سال 529 پ.م .در جنگ با ماساگ ها ( ( masaget کشته شد. قوم ماساگ ( ماساژت ) اتحادیه ی بزرگی از قبایل سکایی بوداند که امنیت و آسایش ناحیه ی شمالی و شمال شرقی کشور بزرگ پارس را به هم می زدند. کوروش دراین نواحی پادگانی ساخته بود که به آن شهرکوروش(  cyro – polis) می گفتند.این پادگان امنیت نواحی رابه خوبی حفظ کرده بود اما ظاهرادرسال های آخر زندگی کوروش قبایل بیابانگرد شمالی که بخش بزرگی از آنان را سکایی ها تشکیل می دادند با هم یک دست شده و گروهی بزرگ را به وجود آورده بودند. کوروش برای بررسی اوضاع و هم چنین تقویت پادگان خود در آن جا آهنگ آن سامان کرد اما او در جنگ با ماساگ ها کشته شد و پیکر وی به پاسارگاد آورده و در آن جا به ابدیت سپرده شد.

آرامگاه کوروش در بخش جنوبی محوطه ی پاسارگاد قرار دارد. بنا به گفته ی تاریخ نگاران یونانی بخش بزرگی از محوطه ی پاسارگاد باغ و بوستان بوده و آرامگاه نیز در میان بوستانی خرم قرار داشته است.

 بنای قبر از سنگ های آهکی با رنگ سفید متمایل به زرد ساخته شده است. قاعده ی آن مستطیلی به درازای 13.35 و پهنای 12.30 متر است. بلندی کل آن نیز نزدیک به 11 متر است. طرح کلی بنا 6 پله ای  است که اتاقی با سقف شیروانی شکل بر روی آن قرار دارد. این اتاق تنها با یک در کوتاه به محوطه ی بیرونی راه دارد. در بخش مثلثی شکل بالای اتاق نقش یک گل 12 پر دیده می شود که دور آن را یک گل 24 پر با گل برگ های منحنی شکل در بر گرفته و دور آن را نیز یک گل 24 پر دیگر  ( با گل برگ های تیز ) احاطه کرده است. برخی آن را نماد خورشید می دانند. محوطه ی درونی اتاق 3.17 متر درازا و 2.11 متر پهنا و 2.11 متر بلندی دارد. در ورودی نیز 78 سانتی متر پهنا و 1.30 متر بلندی دارد.

 

 

(آرامگاه کوروش)

بلندی سه ردیف پایینی سکوی بنا با هم برابر و نزدیک به ( 105 ) سانتی متر است و بلندی سه ردیف بالایی سکو نیز مساوی است ( 57.5 سانتی متر ).

درون اتاق آرامگاه بسیار ساده است اما در زمان اتابکان فارس در ضلع جنوب غربی محرابی کنده اند و به خط ثلث چهار آیه از سوره ی فتح را در اطراف آن بر سنگ کنده اند. هم چنین در روزگار اتابک مسعود بن زنگی در اطراف آرامگاه کوروش مسجدی ساخته شد که آثار آن تا سال 1350 باقی بود و پس از آن به مکان های دیگر از جمله به کاخ بارونشیمن برده شد.

نمونه ی کوچک ترآرامگاه کوروش درمنطقه ی سر مشهد کازرون وجود دارد که گویا از آن ( چیش پیش ) ( نیای کوروش ) بوده است. این بنا در ابعادی در حدود نصف ابعاد آرامگاه کوروش و بر سکویی مشتمل بر سه ردیف پله ساخته شده است.

کاخ بار :

این کاخ که در فاصله ای نزدیک به 1200 متر در سمت شمال شرقی آرامگاه قرار دارد دارای یک تالار مرکزی است که سقف آن بر روی 8 ستون ( 2ردیف 4 ستونی ) قرار گرفته است. در چهار سمت دارای ایوان است که ایوان شمال شرقی با 8 ستون ( 2 ردیف 4 ستونی ) از بقیه بزرگتر است. ایوان جنوب غربی 28 ستون ( 2 ردیف 14 ستونی ) دارد و ایوان های شمال غربی و جنوب شرقی هر کدام 16 ستون ( 2 ردیف 8 ستونی ) دارند. درکناره های ایوان جنوب غربی نیز آثار دو اتاقک دیده می شود که با یک ایوان راه دارند.

طول بنا نزدیک به 32.35 و پهنای آن 22.15 متر است. یکی از ستون های این کاخ هنوز سالم مانده است که با توجه به ارتفاع آن می توان گمان برد که بلندی تالار نزدیک به 18 متر بوده است. از هر 4 ایوان یک در به داخل تالار باز می شود که بر هر درگاه نقشی برسنگ کنده اند. ستون های این تالار و تالار نشیمن را در زمان اتابکان تکه تکه کرده و برای ساخت مسجد اطراف آرامگاه به آن جا برده بودند.

 امروزه سنگ ها از اطراف آرامگاه جمع شده و به محل دو کاخ آورده شده اند اما شناخت دقیق محل سنگ ها هنوز به طور کامل ممکن نشده است.

در هر گوشه از ایوان ها نیز یک جرز سنگی وجود دارد که بی گمان سر الوار پیشانی سقف بر روی آنها قرار می گرفته است. این کاخ برای پذیرایی از میهمانان کوروش به کار می رفته است.

 

(کاخ بار)

 

تالار ورودی ( کاخ دروازه ) :

 این کاخ در 200 متری جنوب شرقی کاخ بار قرار دارد و در حقیقت ورودی مجموعه ی پاسارگاد به شمار می رفته است. این کاخ در زمینی به ابعاد 28.5 در 25.5 مترساخته شده و تالارمرکزی آن دارای 8 ستون ( 2 ردیف 4 ستونی ) بوده که هر 4 ضلع آن درگاهی برای ورود و خروج داشته است. مساحت درونی تالار نزدیک به 540 متر مربع بوده است ( 24.5 در 22.20 متر ).

درباره ی این نقش مطالب زیادی گفته و نوشته شده است که در این جا مجال پرداختن به آن نیست. به طور کلی می توان آن را با نمادی از گستردگی امپراتوری بزرگ پارس به رهبری کوروش دانست زیرا هر بخش از پوشاک این نقش متعلق به گوشه ای از کشور بزرگ پارس آن روزگار است.

تاج مصری و بال های آشوری و لباس عیلامی و کفش بابلی ( برخی آن را پا برهنه می دانند) با دو شاخ اضافه در زیر تاج مصری آن هر یک متعلق به کشورهای مختلف و صاحب نامی است که در دنیای آن روز بلند آوازه بوده اند و به طور دقیق گستردگی و قدرت پادشاهی کوروش بزرگ را نمایان می سازد.

    کاخ نشیمن :

این کاخ که آن را کاخ اختصاصی هم می گویند دقیقا ویژگی های یک محل دائمی زندگی را دارد ودرسطحی با ابعاد 76 متر طول و 42 متر عرض در فاصله ای نزدیک به 250 متری شمال کاخ بار ساخته شده است. مجموعه ی این بنا از یک تالار 30 ستونی ( 5 ردیف 6 ستونی ) به ابعاد تقریبی 31 متر طول و 22 متر عرض یک ایوان شمالی 24 ستونی ( 2 ردیف 12 ستونی ) با دو اتاق 2 ستونی در دو طرف آن و یک ایوان جنوبی با 40 ستون ( 2 ردیف 20 ستونی ) تشکیل شده است.

بخش بزرگ ستون های این کاخ در روزگار اتابکان برای ساخت مسجد به اطراف آرامگاه برده شده است. امروزه فقط تعداد کمی از قسمت های پائینی برخی ستون ها در محل وجود دارد که آن هم از اطراف آرامگاه به آن مکان باز گردانده شده است. با توجه به اندازه ی جرزهای برجای مانده می توان گمان برد که بلندی تالار نزدیک به 10 متر بوده است. برخی بر آنند که بخش های بالای ستون ها چوبی و تنها بخش زیرین آن سنگی بوده است. بر درگاه های اصلی نقش شاه را که پیشا پیش مرد دیگری راه می رود بر سنگ کنده اند و بر چین لباس های آن به سه زبان پارسی باستان و عیلامی و بابلی جمله ی زیر را کنده کاری کرده اند : (( کوروش شاه بزرگ هخامنشی )).

از کل جرزهای این بنا جرز گوشه ی جنوب غربی ایوان شرقی به بلندی 6.15 متر بتقی مانده که بر روی آن سنگ نبشته ای به سه زبان پارسی باستان و عیلامی و بابلی به شرح زیر از سنگ کنده اند. (( منم کوروش شاه هخامنشی ))

عده ای از دانشمندان معتقدند که کاخ نشیمن در روزگار کوروش ساخته شده است اما بخشی از بنا و هم چنین بخشی از تزئینات آن در روزگارداریوش تکمیل شده است.



خرید و دانلود تحقیق در مورد معماری هخامنشی