10 ص
میرزا که بود:
اسمش شیخ یونس, پدرش در استادسرا بود اما اصلا اهل زیده بود و بزرگ شده رشت بود. میرزا در مدرسه حاج حسن صالح آباد و مدرسه جامع راسته زرگرها و در مدرسه محمودیه تهران درس خواند. علی التحقیق میرزا صرفل را به پایان رسانید. انقدر خوش استعداد بود که در مسیر اجتهاد افتاد.
میرزا و کلمات ضد و نقیض:
میرزا کوچک یک مجاهدا و یک فرد مومن و آزاده بود که در راه آزادی می جنگید و می گوید او یک مبلغ آزادی بود و همیشه از حق و عدالت و حقوق انسانها دفاع می کرد. ژنرال دنسترویل از انگلستان آمده بود ماموریت داشت از همدان, تهران ـ قزوین سایه وار میرزا را تعقیب می کرد. کتابی دارد به نام خاطرات نسترویل یا سرکوبگر جنگل. در این کتاب درباره میرزا می نویسد:
((میرزا کوچک انقلابی معروف یک ایده آلیست با شرف و منصفی بود)). در جای دیگر می گوید میرزا کوچک از وطن پرستان بود و امثال میرزا کوچک در ایران کمیاب و یا خیلی نادر بودند.
چرا انقلاب کرد :
انگیزه انقلاب جنگل چه بود: یقیناً شما شخصیتها که در اینجا جمعید می دانید میرزا در سال 1914 میلادی قیام کرد. شما می دانید در سال 1914 میلادی دو سال از جنگ بین المللی عالم می گذشت و می دانید ایران هم اعلان جنگ نکرده بود با دنیا ولی عثمانیها, آلمانیها, انگلیسیها و روسها دیدند که برنده در این جنگ بین المللی آن کسی است که ایران را به عنوان پل داشته باشد. انگلیسیها و روسها می خواستند در مسئله ایران سر آلمانیها, سر عثمانیها را کلاه بگذارند.
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه9
فهرست مطالب
میرزا کوچکخان
هدفهای نخستین جنگلیها چنین بود:
ماده دوم : حقوق مدنیه
ماده سوم : انتخاب
ماده چهارم : اقتصاد
ماده پنجم : معارف و ...
ماده ششم : قضاوت
ماده هفتم : دفاع
ماده هشتم : کار
ماده نهم : حفظ الصحه
شده بودند. آیا عناصر ملی و خیراندیش یا مردمی از داخل و خارج او را ارشاد بدین کار نمودند سخنی است که نمیتوان آنرا با استحکام بیان نمود... میرزا به معنی واقعی مردی میهن پرست بوده است. نه به وعده حکومت فریفته شد و نه مژده حکومت بزرگتری او را منحرف ساخت. به وعدهها پوزخند میزد و بنامه مشفقانه و خیرخواهانه سفیر روس بیاعتنائی میکرد. حتی اگر مفادنامه سفیر را گوش میکرد کشته نمیشد و امروز هم زنده بود و با اعزاز و حشمت میزیست. میرزا با تمام سعیای که داشت از جامعه شناسی به دور بود و یک عنصر انقلابی به معنی عام نبود و از خوی سیاسی و سیاستمداری بهره نداشت. او برای خود اربابی جز وجدان خویشتن و آرمانهای ملی نمیشناخته ولی از درک صاحبان این آرمانها غافل نمانده بود- میرزا مردی مذهبی بود که هر خیانتی را هر اندازه هم که کوچک بود گناه میشمرد. هر چند سخت مهربان و پاکدل بود ولی به هنگام قتال بشیر شرزهای میماند و از کشتن و کشته شدن باکی نداشت.
میرزا تنها خودش بود و یک دنیای باطن. مکنت او فقط یک قران پولی بود که در جیبش یافته شد. ولی یک قران جاویدی که همیشه برای صاحبش نامی برابر گنج قارون بجا گذاشت. از آن عالیتر و انسانیتر آنکه میرزای سرمازده و خسته و کوفته در حال نزار دل ندارد رفیق راه خود را تنها گذارد، لذا گانوک را بر دوش میکشد و میخواهد او را از گدوک عبور دهد. دل ندارد زنده یا مرده همرزم خود را بدست دشمن بسپارد هر چند که خود زنده اسیر شود از اینرو این مرد بزرگ و انسان قهرمان با فدا کردن جان خود در راه دوست نشان داد که علیه نفس خود نیز سخت جنگیده است و آن چیزی است که جهاد اکبر نام دارد. مردی که قیام میکند ولی پیشنهاد هر نوع حکومتی را مردود میشمارد مردی
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 4
فهرست مطالب:
زندگی نامه میرزا کوچک خان
کودتای حزب عدالت
شکست نهضت و شهادت میزرا کوچک خان جنگلی
زندگی نامه میرزا کوچک خان
میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ، اهل رشت، در سال 1259 شمسی، دیده به جهان گشود. سال های نخست عمر را در مدرسه ی حاجی حسن واقع در صالح آباد رشت و مدرسه ی جامعه آن شهر به آموختن مقدمات علوم دینی سپری کرد.
در سال 1286 شمسی، در گیلان به صفوف آزادی خواهان پیوست و برای سرکوبی محمدعلی شاه روانه ی تهران شد.
هم زمان با اوج گیری نهضت مشروطه در تهران، شماری از آزادی خواهان رشت کانونی به نام «مجلس اتّحاد» تشکیل دادند و افرادی به عنوان فدایی گرد آوردند. میرزا کوچک خان که در آن دوران یک طلبه بود و افکار آزادی خواهانه داشت به مجلس اتحاد پیوست. در سال 1289 شمسی، در نبرد با نیروی طرفدار محمد علی شاه در ترکمن صحرا شرکت داشت و در این نبرد زخمی و چندی در بادکوبه در یک بیمارستان بستری گردید. در سال 1294 شمسی، به جای «مجلس اتّحاد» «هیأت اتّحاد اسلام» از یک گروه هفده نفری در رشت تشکیل گردید. بیشتر افراد این گروه روحانی بودند میرزا کوچک خان عضو مؤثّر آن بود. این هیأت هدف خود را خدمت به اسلام و ایران اعلام کرد و به زودی میرزا کوچک خان رهبری هیأت را بر عهده گرفت. پس از اشغال نواحی شمالی ایران از سوی روسیه ی تزاری، هیأت اتّحاد اسلام به مبارزه با ارتش تزار پرداخت و یک گروه مسلح به عنوان فدایی تشکیل داد و روستای کسما را در ناحیه ی فومن مرکز کار خود قرار داد و در آن جا سازمان اداری و نظامی به وجود آورد. هیأت اتّحاد اسلام، پس از چندی به کمیته ی اتّحاد اسلام تبدیل شد و اعضای آن به 27 نفر افزایش یافت و رهبری کمیته را میرزا به عهده گرفت و تا پایان سال 1296 شمسی، بخش وسیعی از گیلان و قسمتی از مازندران، طارم، آستارا، طالش، کجور و تنکابن زیر نفوذ کمیته درآمد. این کمیته «نهضت جنگل» و «حزب جنگل» نیز نامیده شده است.
ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه10
فهرست مطالب
زندگی نامه
فعالیتهای نظامی
رهبران انقلاب
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:7
فهرست مطالب:
میرزا کوچک خان جنگلی که بود؟
اعلام جمهوری میرزا کوچک خان در رشت
مسکو و نهضت جنگل
تبانی روس، انگلیس، رضاخان و کمونیستهای داخلی علیه نهضت جنگل :
بن مایه ها
مقدمه
میرزا یونس معروف به «میرزا کوچک» فرزند میرزا بزرگ در 1298 شمسی در رشت متولد شد. در نوجوانی برای تحصیل علوم دینی قدم به مدارس مذهبی گذاشت و مدارج علمی را طی کرد. در 1326 در گیلان به صفوف آزادی خواهان پیوست و برای مقابله با محمدعلی شاه روانه تهران شد. در ماجرای اولتیماتوم روسیه که منجر به تعطیلی مجلس شد ( 17اردیبهشت 1290 ) میرزا در شمار مخالفان پذیرش اولتیماتوم بود و مدتی نیز بازداشت شد. در جریان جنگ جهانی اول و در هنگامی که دستهای از نمایندگان و رجال سیاسی به خاطر وضع بحرانی کشور و حضور نیروهای بیگانه دست به مهاجرت زدند، کوچک خان با گرویدن به اندیشه «اتحاد اسلام» درصدد برآمد تا با راه انداختن تشکیلات نظامی به مبارزه علیه استبداد رضاخانی و سرسپردگیها، پیمانهای ننگین و تحمیلی بیگانگان و مداخلات آنان در امور داخلی کشور بپردازد. میرزا در تهران اندیشه خود را با رجال دین و سیاست در میان نهاد و به نظرخواهی از آنان پرداخت. گروهی به ضرورت مبارزه مسالمتآمیز تأکید میکردند و مبارزه مسلحانه را نادرست میخواندند و گروهی دیگر نظر میرزا کوچک خان را تأیید میکردند. سرانجام پس از یک سلسله بحث و گفتگو قرار شد تا در گوشهای از ایران کانونی ثابت، برای مبارزه ایجاد شود. میرزا کوچک خان پس از این توافق عازم گیلان شد و شروع به تهیه مقدمات قیام کرد. اما چون روسها قبلاً او را از منطقه تبعید کرده بودند، مجبور بود مخفیانه به فعالیت بپردازد.