دانلوداقدام پژوهی دبیر ادبیات فارسی چگونه توانستم در درس انشاء و نگارش دوره راهنمایی تحول ایجاد کنم بافرمت ورد وقابل ویرایش
اقدام پژوهی حاضر شامل کلیه موارد مورد نیاز و فاکتورهای لازم در چارت مورد قبول آموزش و پرورش میباشد و توسط مدیر سایت طراحی گردیده است. این اقدام پژوهی کامل و شامل کلیه بخش های مورد نیاز در بخشنامه شیوه نامه معلم پژوهنده میباشد
«چکیده»
ضعف وکم کاری که دانش آموزان درساعت انشا ونگارش ازخود نشان می دادند مرابرآنداشت که این مسئله رابه صورت موشکافانه ای ،مورد کنکاش و وبررسی قرار دهم واین کلاس ها رااز یک نواختی خارج سازم. همین امر باعث شده دست به تحقیق وتنحص دامنه داری بزنم به همین خاطر برای شروع به صاحبان اصلی این درس که همان فراگیران می باشند ؛رجوع نمودم که با جوابهای خود کلید خیلی ازسوالهای من شدند،سعی کردم که ازنظرات دیگر همکارانم نیز بهره بگیرم.که بامساعدت مدیرآموزشگاه مقدور شد. همچنین طرح خودرا درانجمن اولیا ومربیان آموزشگاه ودرگروههای آموزشی منطقه نیز مطرح نمودم.که درآن جا چندتن ازهمکاران همراه وهم گام من شدند وقبول نمودند که مرایاریدهند تاشیوه های مختلف تدریس انشا رابه اجرا درآوردیم. نتایج حاصله بسیار مطلوب وحتی دربرخی موارد فراتر ازانتظار من بود وبعداز اجرا تاثیر شگرفی درکلاس های انشا به جا گذاشت.
توصیف وضعیت موجود
اینجانب ………. با میزان تحصیلات کارشناسی در رشته ی زبان و ادبیّات فارسی و … سال . …. سابقه ی خدمت، در سال تحصیلی 92-91 با سمت دبیر ادبیّات فارسی در مدرسه راهنمایی …….. واقع در شهرستان ……..،استان ………، مشغول به تدریس هستم. درتمام مدتی که درس انشا ونگارش راتدریس می کردم همیشه بی توجهی وبی علاقه گی خاصی که دانش آموزان نسبت به این درس داشتند ذهن مرا به خود مشغول کرده بود تاعلت این امر رابیابم معولا درساعات انشا ابتدا موضوع انشایی رابه بچه ها می دادم وزمانی که آنها دست به کار نوشتن درباره ی موضوع جدید می شدند به دلیل کمبود وقت عده ای ازدانش آموزان رابرای خواندن انشایی قبلی خود انتخاب می نمودم وانشای بقیه ی دانش آموزان راخودم می خواندم ونمره می دادم. باخودهرچه فکر می کردم وسنگین وسبک می نمودم این وضعیت رازیاد مطلوب خود ودانش آموزان نمی دیدم وزیاد ازاین شیوه نه خودم ونه دانش آموزان لذت نمی بردم .حتی گاهی اتفاق می افتاد که همکاران دیگر تقاضا می کردند که زنگ انشارابه آنها اختصاص دهم! تصمیم گرفتم ؛این موضوع را باصاحبان اصلی کلاس انشا ونگارش که همان دانش آموزان هستند درمیان بگذارم. یک روز که وارد کلاس شدم بعداز احوال پرسی ومراسم آغازین کلاس ازبچه ها خواستم که دفترهای انشای خود را درنیاورند وبه جای آن بیایندوبه این پرسش ها پاسخ دهند که: چرا بیشتر دانش آموزان علاقه چندانی نسبت به درس انشا ونکارش ندارند؟ ازآنها خواهش کردم که به دقت به این سوال بیندیشندوپاسخ دهند. آنها با اشتیاق به صحبتهای من گوش کردند وبعد به دنبال جواب این سوال درذهن خود سیر کردند وهمهمه ی عجیبی درکلاس به وجود آمد .دانش آموزان باشوق خاص کودکی می خواستند دراین بحث شرکت کنند .چکیده ی نظرات آنها درذیل می آید: 1- ازدوره ی ابتدایی تاکنون خیلی ازمعلمان به درس انشا اهمیت زیادی نمی داند. 2- درس انشا خواندن ندارد وآخر سرهم نمره می گیریم. 3- نوشتن انشا که فایده ای ندارد وبه درد نمی خورد. 4- خیلی ازمعلمها به این درس اهمیت نمی دهند وآن راخوب تدریس نمی کنند. وخیلی مطالب دیگر که اکثر آنها رایاداشت کردم وبه دانش آموزان قول دادم که باکمک آنها راه حل مفید ومناسبی برای این درس پیدا کنم.
فهرست مطالب
«چکیده» 3 مقدمه:توصیف وضعیت موجود 4 «گردآوری اطلاعات (شواهد1)» 5 بعدازاین جلسه : 6 «تجزیه وتحلیل اطلاعات» 6 «خلاصه ی یافته های اولیه» 7 «چند نکته درباره ی نگارش» 8 «اصول ومبانی انشا» 8 «انواع انشا» 9 «معیارهای ارزشیابی» 10 «راههای پیشنهادی برای انشا نویسی» 10 «چگونگی اجرای راه جدید» 11 «گردآوری اطلاعات (شواهد2)» 12 نتایج کار به شرح ذیل است: 12 «تجدیدنظر درروشهای انجام گرفته واعتبار بخشی به آن» 13 «نتایج» 14 «نتیجه گیری» 15 «فهرست منابع» 16
(شامل 79 صفحه word )
فهرست مطالب:
زبان و ادبیات فارسی
نقش تربیتی معلم
منابع
ادبیات فارسی تنها بخشی از ادبیات ایرانی را تشکیل میدهد! این یک واقعیت است، که به نظر می آید سال هاست بسیاری به خاطر مسایل سیاسی یا هر چیز دیگر آن را از یاد برده اند و یا خود را به فراموشی زده اند. درست مثل اهمیت تدریس زبان پهلوی در دانشکده های ادبیات فارسی که پس از انقلاب 57 ایران به خاطر نام " پهلوی" به وسیله عده ای فرصت طلب که اسیر نام ها بودند ، حذف شد و دانشجویان را از آموختن بخش مهمی از ادبیات ایرانی و زبان فارسی محروم کردند.
آنها، به جای دفاع از زبان فارسی و ذکر اهمیت این واحد درسی از ترس آنکه مبادا تهمت شاهنشانی به آنها زده شود این واحد را حذف کردند. کسانی که ادبیات برای آنها منبع در آمد بود، نه منبع عشق.شاید بهتر باشد برای معرفی این گروه و رفتار آنها با ادبیات و اهل ادب به سخنی از دکتر "حسین بهزادی اندهجردی"استاد دانشگاه اشاره کنم ، که می گوید:« بسیاری از کروات بندها و مینی ژوپ پوش ها که سوگند شان به « خاک پای اقدس ملوکانه »بود، ریش گذاشتند و باشرکت در کمیته های پاک سازی به قطع حقوق همکاران و همکلاسان و استادان و ولی نعمت های خود پردا ختند و به زن و فرزند و عائله آن ها هم رحم نکردند.»( زندگی و خدمات علمی و فرهنگی اسماع یل حاکمی والا،انجمن آثار و مفاخر ، صفحه 151). با حضور چنین کسانی بود که سال ها شاهنامه بزرگ فردوسی را بدون هیچ مقدمه ای تدریس کردند بی آنکه ریشه واژه های قدرتمند شاعرانه فردوسی را که از زبان اصیل ایرانی زاییده شده بود معرفی کنند. سال ها نام ایران را در ادبیات فارسی خواندیم و گفتیم«چو ایران مباشد تن مباد/ بدین بوم بر زنده یک تن مباد» بی آنکه کسی بگوید ریشه واژه ایران از کجا بدست آمده است و چرا قرن هاست که نام کشور ما ایران است. و ما سال ها ندانستیم زبانی که فردوسی شاهنامه را از آن به فارسی منظوم در آورد چیست؟ پس از گذشت سال ها آقایان تازه متوجه شده اند که چه اشتباهی کرده اند ؛ و قرار شده است در دانشکده های ادبیات فارسی دو واحد « زبان پهلوی» با نام « فارسی میانه » تدریس شود. قصد ندارم به این مسئله بپردازم تنها قصد این بود که نمونه ای از جفاهایی را که به زبان و ادبیات این مرز و بوم شده است را بگویم! اما از این دو واحد درسی که بگذریم ، ظلم بزرگ دیگری در حق فرهنگ و ادبیات کهن ایرانی شده است که متاسفانه به نظر می آید عده ای خواسته و عده ای ناخواسته در آن دست دارند و می خواهند بخشی از فرهنگ و ادبیات این سرزمین را به فراموشی بسپارند و از خاطر صاحبان این سرزمین پاک کنند. بی هیچ تردیدی ایران از جمله کشورهای بزرگ جهان است که آثار ادبی و فرهنگی آن بیش از چند هزار سال سابقه دارد. دکتر" محسن ابوالقاسمی" در کتاب « تاریخ مختصر زبان فارسی» می نویسد:« دراوایل هزاره اول پیش از میلاد مسیح ، ایرانی باستان ، در بخش های مختلف ایران به صورت های مختلفی درآمده بود که هر صورت آن، زبان مستقلی شده بود. درمیان زبان های منشعب شده از ایرانی باستان تنها از زبان های زیر اثر به جای مانده است : سکایی، مادی ، فارسی باستان ، اوستایی.» . ایران در زمان حکومت «مادها» و «هخامنشیان» از وسعت زیادی برخورداربوده است و تمام کشورهای همسایه کنونی خود از جمله کشورهای فارسی زبان کنونی را نیز در خود جای داده بود. پس زبان وادبیات ایرانی نسبت به زبان و ادبیات فارسی از سابقه بیشتری برخودار است. البته اشاره به زبان و ادبیات ایرانی هیچ ربطی به ایران کنونی ندارد، بلکه ایران کنونی نیز بخشی از آن بشمار می رود. دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور،می گوید:« ما در دانشگاه تنها بخشی از ادبیات خود را تدریس می کنیم که مربوط به زبان فارسی است و از یاد برده ایم که ایران دارای ادبیاتی به قدمت3 هزار سال است. باید نام دانشکده های ادبیات فارسی به دانشکده های ادبیات ایرانی تغییریابد؛ چرا که ادبیات ایرانی شامل چندین بخش است و ادبیات فارسی تنها بخشی ازآن را تشکیل می دهد».