دانلود مقاله تاثیر عملکرد سود سهام و نسبت قیمت درآمد بازده بورس بهمراه ترجمه ؛ مقاله ای بسیار خوب برای رشته های اقتصاد و حسابداری و مدیریت بازرگانی و مالی در 15 صفحه ترجمه شده و برای دانلود شما آماده شده است .
Impact of Dividend Yield and Price Earnings Ratio on Stock Returns: A Study Non-Financial listed Firms of Pakistan - 2014
چکیده :
رفتار اقتصادی شرکت ها اهمیت زیادی به دلیل این رفتار اثر بزرگی را در عملکرد شرکت دارد. رفتار اقتصادی در کشور پاکستان به سختی درک شده است. در حال حاضر مطالعه و تجزیه و تحلیل تاثیر نسبت بازده سود قیمت در بازنظر دارد. ده سهام را در همچنین رابطه اندازه و قیمت سهام مشخص شد. در مطالعه حاضر داده از 111 بازار بورس کراجی غیر مالی برای دوره 2009-1998 در شرکت ها ذکر شده است. تاثیر عملکرد سود سهام و قیمت درآمد بر بازده سهام با استفاده اثر مدل ثابت تعیین شد.
مطالعه های یافته شده نشان می دهد که اندازه و نسبت درآمد شرکت ها تاثیر مثبت درقیمت سهام قابل توجهی داشته است.
رابطه معنی داری بین عملکرد سود و قیمت سهام وجود دارد. همچنین این یافته ها نشان می دهد که سرمایه گذاران می توانند معیارهای سرمایه گذاری های که در استخدام اندازه شرکت اعمال می شود و قیمت ناهنجاری نسبت درآمد به کسب غیر طبیعی بازگشت می دهد.
مقدمه :
مهمترین بخش از اقتصاد بازار سهام است. شرایط اقتصادی کشور حکم است.اندازه گیری بازار سهام آن از طریق عملکرد (بشیر و همکاران )(2011) در پایان سال 2009، 651 اوراق بهادار در شرکت بورس کراجی قرارداشت. سرمایه پرداخت شده بابای rs بود. 894200000000 تولید ناخالص داخلی آن 6 درصد بوده در پایان سال 2009 کل ارزش بازار RS بوده 2890 میلیارداست. سرمایه ی بازار کمتر از 20 درصد تولید ناخالص است که بسیار کم است. سودآوری شرکت از سال 2006 (2009GOP)کاهش یافته است. در میان سال های 2006 تا 2009 سودمالیاتی برای شرکت ها 77 درصد کاهش پیدا کرده است. به عنوان مثال نسبت به سال 2008 سود پس از کسر مالیات67 درصد کاهش و در سال 2009 تاثیر محیط زیست عامل سخت بودن (2009GOP)را جلوه می دهد. در کشور قانون بدو وضعیت سفارش، بحران ترازپرداخت واستهلاک روبیه واحد پول نقره ، هندوستان بیش از 20% ، همه ی ترکیب انرژی کاهش سود (2009،GOP)را دشوار کرد.
نگاهی به رشد اقتصادی و اشتغال در فرانسه
مقاله ای مفید و کامل
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word(قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:26
چکیده :
خیابانهای فرانسه در ماه مارس گذشته شاهد تظاهرات انبوه معترضین به دولت فرانسه بود. تظاهراتی که دولت "ژان پیر رافرن" را به آزمونی دوباره کشاند و قدرت مانور نخست وزیر و جناح راست را بار دیگر محک زد.
بخشی مهمی از این اعتراضهای خیابانی به دستمزد کارمندان و کارکنان دولت و بخش خصوصی باز میگردد. فرانسه در سالهای آغازین قرن بیست و یک، ورود خوبی به صحنه اقتصاد نداشته و با یک نوسان ضعیف و لاک پشتی در مرز یک رشد نامطمئن حرکت کرده است.
توان ضعیف اقتصادی دولت فرانسه در پاسخگویی به خواستهای اقتصادی اقشار مختلف از سویی و فاصله نامتعادل بخش خصوصی از بخش عمومی در نهایت به ضرر اقشار عمومی منجر شده و قدرت خرید مردم کاهش یافته است.
آمارها نشان میدهد که در فاصله سالهای ۲۰۰۲۲۰۰۳دریافتی کارمندان بخش خصوصی و نیمه دولتی کاهش یافته است.
در سال ۲۰۰۳میلادی دریافتی خالص کارمندان تمام وقت این بخشها ماهانه به یکهزاو ۸۰۰یورو و حقوق کامل آنها به دو هزارو ۳۷۷یورو میرسیده است.
با توجه به اینکه قیمتها در این مدت و در فاصله یک سال دو درصد رشد داشته است میتوان کاهش قدرت خرید مردم را در این مدت بررسی و محاسبه کرد.
به باور مرکز آمار فرانسه این اولین بار پس از سال ۱۹۹۶میلادی (آغاز حاکمیت راستها بر کشور) است که حقوق دریافتی مردم کاهش محسوسی را نشان میدهد، در حالیکه حقوق پایه در فرانسه که به "اسمیک" مشهور است رشد یک درصدی داشته است.
از سوی دیگر با رشد نیم درصدی تولید ناخالص داخلی، اشتغال در این سالها کاهش داشته است و با وجود برقراری یک نظام جدید متناسب با ۳۵ساعت کار در هفته، قدرت خرید مردم محدود مانده است.
بیشتر این فشار را نیز بخشهای خدماتی، کارگری و کارمندان نیمه وقت تحمل میکنند، در حالیکه بخشهای دولتی تماموقت و کارمندان سطوح عالی حدود دو برابر و نیم بیشتر از اقشار پایین دست چون کارگران حقوق دریافت میکنند.
همین گزارش نشان میدهد که حقوق و مزایای زنان در این مدت نسبت به مردان آهنگ رشد بسیار ضعیفی داشته است و زنان هنوز از نظر حقوق و دستمزد نسبت به مردان در جایگاهی پایینتر قرار دارند.
در حالیکه متوسط دستمزد مردان تمام وقت در سال ۲۰۰۳میلادی یکهزار و ۹۴۳یورو در ماه بوده است، متوسط حقوق زنان در این مدت از یکهزار و ۵۶۱ یورو در ماه (یعنی ۱۹/۷درصد کمتر ) تجاوز نمیکرده است.
این آمار البته نسبت به هر رده شغلی و کیفیتهای مربوط به آن میتواند با تغییراتی همراه باشد ولی در همان سال ۱۸/۶درصد از مردان حقوق بگیر، کادر ثابت سطوح عالی قلمداد میشدهاند در حالیکه این رقم در مورد زنان از ۱۲ درصد بیشتر نبوده است.
براساس گزارش مرکز آمار فرانسه ۱۰درصد از حقوق بگیران تمام وقت در فرانسه کمتر از ۹۷۸یورو در ماه درآمد داشتهاند، در حالیکه حقوق متوسط یک نیروی کار تمام وقت یکهزار و ۴۵۵یورو بوده است، همچنین ۱۰درصد از حقوق بگیران نیز بیش از دو هزار و ۹۰۰یورو درآمد داشتهاند.
در همین حال "فرانسوا سواده" سخنگوی حزب راست "یو.د.اف" فرانسه که در کابینه ژان پیر رافرن نخست وزیر فرانسه نیز وزیر دارد از بروز اعتراضهای خیابانی ابراز نگرانی کرد و از دولت خواست تا در زمینه اصلاحات اجتماعی و مسایل رفاهی، حقوق و دستمزدها با مردم شفافتر سخن بگوید.
وی با انتقاد از دولت که با دفع وقت اجازه داده تا چنین تظاهراتی در خیابانهای فرانسه براه افتد، از دولت خواست تا پیش از بروز واقعه، علاج آن را نماید نه اینکه تظاهرات خیابانی زمینه را برای بحث و گفتگو باز کند.
سواده گفت که بحث قدرت خرید مردم و مساله اشتغال مدتهاست که در جامعه مطرح است و از سوی دیگر نیز محدودیتهای بودجه همچنان برقرار است و باید واقعبینانه به آن نگریست.
نخست وزیر فرانسه ماه گذشته پیش از ترک پاریس به مقصد تل آویو، و در برابر سیل انتقادهای عمومی نسبت به دستمزدها، وعده داد تا در آینده نزدیک این بحث را با سندیکاها از سر گیرد.
نگاهی به رشد اقتصادی و اشتغال در فرانسه ((۲
پاریس، خبرگزاری جمهوری اسلامی ۸۴/۰۱/۱۵
خارجی. اقتصادی. فرانسه. رشد. اشتغال.
رافرن با اشاره به رشد اخیر اقتصادی در فرانسه ابراز امیدواری کرد تا بتواند برای حل این مساله راهی مناسب بیابد.
نخست وزیر فرانسه با اشاره به نقش تسهیلکننده دولت در خصوص مذاکره با سندیکاها گفت: از وزرای امور اجتماعی و کار خود خواسته است تا با اداره این مذاکرات، مباحث مربوط به حقوق پایه و طبقهبندی مشاغل و حوزههای وابسته را با طرفهای خصوصی بررسی کنند.
وی نسبت به آینده اظهار خوشبینی کرده و گفته است که با آمار و ارقامی که از وضعیت جاری در دست دارد میتوان به کاهش ۱۰درصد بیکاری در سال آینده امیدوار بود.
سندیکاهای نیز از اینکه رافرن نسبت به ادامه مذاکرات، وعدههای شیرین داده است خرسندند ولی این نکته را نیز یادآور میشوند که متاسفانه فشار رافرن بر بخش خصوصی آنچنان نیست که بتوان بر سر بهبود دستمزدها در این بخش امیدوار بود.
در این میان "ارنست آنتوان سلیر" رییس سندیکای بزرگ مالکان فرانسه ( (MEDEF(قدرتمندترین سندیکای بخش خصوصی) از اینکه نخست وزیر فرانسه با گشودن باب مذاکره در بخش عمومی میخواهد به بخش خصوصی نیز درس بدهد اظهار نگرانی کرده است.
وی گفته است دولت نمیتواند بفهمد که تصمیم در مورد دستمزدها در بخش خصوصی به مالکان و صاحبان شرکتها مربوط میشود.
به گفته سلیر دولت باید ابتدا مشکل خود را با شش میلیون حقوقبگیر بخش عمومی حل کند و دلیلی ندارد خود را وارد معرکه ۱۵میلیون کارمند بخش خصوصی کند.
در ماههای گذشته دولت فرانسه با رشد نرخ بیکاری مواجه بوده و این نرخ از ۱۰درصد تجاوز کرده است. این گزارش از آن جهت برای دولت نگرانکننده است که برخی از منتظران شغل و جویندگان کار مدتهاست که در انتظار یافتن یک کار مناسب بسر میبرند.
بنا به پیش بینی کارشناسان اداره کاریابی، متوسط زمان انتظار برای یافتن یک شغل مناسب در فرانسه روز یا معادل هشت ماه برآورد میشود
و...
NikoFile
مهندسی و معماری سیستمها
مقاله ای مفید و کامل
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word(قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:36
چکیده :
در ایجاد سیستمهایی که نمونههایی از آنها موجود است، مهندسی سیستمها به کار گرفته میشود. پیچیدگی این گونه سیستمها معمولاً کم است. اما وقتی موضوع ایجاد یک سیستم جدید یا سیستمهای پیچیده که دارای کنترلپذیری کم هستند، مطرح میشود مهندسی سیستمها پاسخگو نخواهد بود و معماری سیستمها استفاده میشود. این مقاله به معرفی معماری سیستمها، مقایسه معماری سیستمها با مهندسی سیستمها، و متدولوژی معماری سیستمها میپردازد.
کلیدواژه : معماری سیستمها؛ مهندسی سیستمها؛ ایجاد سیستمها؛ سیستمهای پیچیده؛ سیستمهای اجتماعی؛ متدواوژی
بیشتر مطالب این مقاله از رکتین (1991) و مایر و رکتین (2000) گرفته شده است.
1- مراحل ایجاد سیستمها
هر پروژهای، چه ساخت یک کلبه باشد چه یک هواپیما، با ظهور یا حضور کاربر بالقوه، یک احساس نیاز و یک مجموعه از منابع شامل منابع انسانی و فیزیکی آغاز میشود. با بررسی تاریخچه پروژهها، میبینیم که بیشتر پروژهها به عنوان تطبیق تکاملی و تدریجی ساختارهای موجود انجام میشوند. به عنوان مثال ساختار یک کشتی سالهاست که طراحی شده است. این ساختار بر پایه اصولی شکل گرفته که کمتر تغییر یافته است. آنچه تغییر میکند و تکامل مییابد تواناییهای آن ساختار از ابعاد مختلف است؛ مواد اولیه استفاده شده، قابلیتهای فنی، ظاهر و غیره. به عنوان مثال دیگر میتوان به یک سیستم اطلاعات مدیریت اشاره کرد. اصول چنین سیستم اطلاعاتی چندین سال است که پایهریزی شده است و بیشتر تلاشهای صورت پذیرفته در جهت پیادهسازی، اجرا و تکمیل آن بوده است. در چنین پروژههایی تنها اقتباس سادهای از ساختارهایی میشود که مقصود و مفهوم آنها کاملاً روشن و بدیهی است. مراحلی که در ایجاد چنین سیستمهایی طی میشود در شکل 1 آمده است (خطهای وصل کننده به عمد بدون جهتند، یعنی این فرایند رفت و برگشتی است):
اولین مشکلی که در چنین فرایند سرراستی اتفاق میافتد هنگامی است که یک نوع جدید از ساختار در راستای مفاهیم ساختار موجود مورد نیاز باشد که اصول و فناوریهای جدیدی را طلب کند. اینجاست که به یک نوع فعالیت مهندسی نیاز است (شکل 2).
هر چه ساختار پیچیدهتر میشود جریان پروژه نیز پیچیدهتر میشود. معمولاً جریان پروژههای سیستم را در قالب «مدل آبشاری1» به صورت زیر نمایش میدهند
در چنین فرایندی گروههای متفاوتی انجام وظیفه میکنند و مهندسین سیستم عهدهدار تطبیق عناصر ساختار در جاهایی هستند که «فصل مشترکها2» نامیده میشوند.
2- پیچیدگی در سیستمها
واژه «پیچیدگی3» از ابعاد گوناگون قابل بررسی است. از دیدگاه کمی و ریاضی، بهترین راه شناخت پیچیدگی آن است که آن را به مثابه یک مفهوم آماری در نظر بگیریم؛ یعنی مفهوم پیچیدگی، برحسب احتمال قرار گرفتن یک سیستم در یک حالت خاص و در یک زمان معین، به بهترین وجه قابل تشریح است. در حالی که از دیدگاه غیرکمی، پیچیدگی را کیفیت یا خاصیتی برای سیستم تلقی میکنند که در اثر تلفیق پنج عامل (رضائیان 1376، 100-102) زیر به وجود میآید:
(1) تعداد عناصر تشکیل دهنده سیستم
(2) میزان تعامل عناصر مختلف سیستم
(3) نحوه تعامل عناصر مختلف سیستم
(4) ویژگیهای هر یک از عناصر سیستم
(5) درجه نظام یافتگی ذاتی سیستم
بنابراین اکتفا به برخی از شاخصهای مذکور برای تشخیص میزان پیچیدگی، گمراه کننده است. در واقع، برای به دست آوردن یک شاخص معنیدارتر، باید علاوه بر «تعداد عناصر» و «میزان تعاملهای میان آنها»، «نحوه تعامل»، «ویژگیهای هر یک از عناصر» و «درجه نظام یافتگی سیستم» نیز مورد ملاحظه قرار گیرند. به این ترتیب، تحلیلگر میتواند با استفاده از مجموعه این پنج شاخص، به مجموعه حالتهای ممکن قابل تصور برای سیستم دست یابد. برای مثال هنگام تعیین حیطه نظارت یک سرپرست، اگر کار خیلی تکراری باشد و اعضای گروه نیز خوب آموزش دیده باشند، با فرض اینکه هیچ تلاش عمدی برای به زحمت انداختن سرپرست انجام نشود، و نسبت بالایی از تعاملهای بالقوه به تعامل بالفعل تبدیل نشود، سیستم موردنظر، سیستمی ساده تلقی میشود. البته مجموعه قوانین و رویههای موجود نیز ممکن است موجب کاهش قابل ملاحظه تعاملهای مذکور شود. بنابراین، پیچیدگی یک مفهوم نسبی است که در اثر تعامل مجموعه عوامل پنجگانه مذکور معین میشود (نه فقط برخی از آنها، نظیر «تعداد عناصر» و «میزان تعامل»). برای مثال، سرپرستی که دو متخصص انرژی (که یکی ذغال سنگ را به مثابه امیدوارکنندهترین منبع انرژی آینده در نظر میگیرد و دیگری بر مزایای انرژی هستهای تأکید دارد؛ یعنی وجود دیدگاههای متفاوت) زیر نظر وی کار میکنند، در مقایسه با کسی که حدود بیست مهندس نفت را سرپرستی میکند، با سیستمی بمراتب پیچیدهتر مواجه است.
در واقع دو عامل اول به پیچیدگی «ساختاری» و سه عامل آخر به پیچیدگی «رفتاری» سیستم اشاره دارند. آنچه که در این جا مدنظر ماست بیشتر پیچیدگی رفتاری است. در پیچیدگی ساختاری تعداد عناصر سیستم خیلی زیاد بوده و میزان تعامل بین آنها بسیار زیاد یا حتی بیشمار است. در پیچیدگی رفتاری روابط علت و معلول کاملاً روشن نیستند و نتایج کوتاه مدت و بلند مدت خیلی متفاوتند. اقدامات اعمال شده بر روی بخشهای مختلف سیستم نتایج متفاوتی دارند و ممکن است دخالتهای حساب شده و روشن، نتایج غیر قابل پیشبینی و غیر منتظره داشته باشند. رفتار کلی سیستم به سختی قابل پیشبینی است. رفتار کلی سیستم در کل قابل مشاهده نبوده و اندازهگیری آن مخرب یا غیر قابل انجام است. به سختی میتوان پیچیدگی رفتاری را بر اساس قوانین حاصل از نظریات بیان نمود چرا که داده کافی و پایا وجود ندارد (ساسمن 2000).
برای مثال، قوانین و مقررات مدون حاکم بر نحوه تعامل عناصر سیستم و عوامل تعیین کننده ویژگیهای آن عناصر، بر میزان پیچیدگی سیستم اثر میگذارند. برخی برای سنجش میزان پیچیدگی یک سیستم از دو عامل یا معیار «تعداد عناصر تشکیل دهنده سیستم» و «میزان تعامل عناصر مختلف سیستم» استفاده میکنند که ممکن در برخی موارد سطحی و گمراه کننده باشد. اگر کسی بررسی خود را به این دو بعد محدود کند، به مسیری هدایت میشود که ممکن است موتور ماشین سواری را در شمار سیستمهای بسیار پیچیده قرار دهد. زیرا موتور ماشین از تعداد قطعات زیادی تشکیل شده و به همین میزان نیز میان اجزای آن تعامل وجود دارد. همچنین براساس این دو شاخص پیچیدگی، تعامل میان دو نفر انسان (یک سیستم اجتماعی)، در شمار سیستمهای بسیار ساده قرار میگیرد زیرا این سیستم فقط دو عنصر دارد و میان آنها فقط دو رابطه تعاملی قابل تصور است. در صورتی که اگر فرد مذکور، در تحلیل خود به نقش سه عامل دیگر مؤثر بر پیچیدگی (یعنی «نحوه تعامل عناصر مختلف سیستم»، «ویژگیهای هر یک از عناصر» و «درجه نظام یافتگی ذاتی سیستم») نیز توجه کند، به نتیجه دیگری خواهد رسید. در مورد موتور ماشین، تحلیلگر مشاهده خواهد کرد که میزان تعامل موجود میان قطعات آن، از قوانین و توالی معینی تبعیت میکنند و ویژگیهای عناصر آن از پیش تعیین شدهاند. بدین ترتیب با استفاده از این پنج شاخص پیچیدگی، تحلیلگر متوجه میشود که موتور ماشین در واقع یک سیستم بسیار ساده است در حالی که سیستم «تعامل میان دو انسان» که به ظاهر ساده به نظر میرسید، در واقع سیستم بسیار پیچیدهای است زیرا ویژگیهای هیچ یک از عناصر آن، از پیش قابل تعیین نیستند. از آنجا که احتمال شرطی بودن رفتار آنها، علیرغم وجود برخی قوانین ثابت در مکالمه و تعامل، بسیار کم است، نتیجه نهایی تعامل یا گفتگو قابل پیشبینی نیست زیرا عناصر این سیستم در رعایت یا عدم رعایت آداب معاشرت، آزادی عمل دارند و درجه قابلیت پیشبینی حالت نهایی برخورد آنها، بسیار پایین است. بنابراین، تحلیلگر متوجه میشود که این سیستم دو نفره، در واقع یک سیستم بسیار پیچیده است.
و...
NikoFile
واکنش های بازار سرمایه به گزارشگری مالی
مقاله ای مفید و کامل
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word(قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:63
چکیده :
پس از اتمام این فصل خواننده باید
نقش پژوهش های بازار سرمایه در ارزیابی محتوای اطلاعات افشا حسابداری را درک کند. مفروضات پذیرفته شده کارایی بازار در پژوهش بازار سرمایه را درک کند. تفاوت بین پژوهش بازار سرمایه ای که محتوای اطلاعاتی افشاء حسابداری را جستجو می کند و پژوهش بازار سرمایه ای که از داده قیمت سهم به عنوان یک تحلیل موقعیت برای ارزیابی افشاء های حسابداری را درک کند. قادر باشد تا توضیح دهد که چرا سود غیر منتظره حسابداری و بازده های غیر نرمال قیمت سهم انتظار می رود که به هم وابسته باشد. قادر باشد تا نتایج اصلی پژوهش بازار سرمایه را در حسابداری مالی و افشابه طور مختصر شرح دهد.مسائل آزاد
فرض کنید 5 شرکت در یک صنعت مشابه با تاریخ تراز نامه یکسان 31 دسامبر وجود دارند. هر 5 شرکت برای سال مالی سود اعلام کرده اند(اعلام سود در feb انجام می گیرد) و اما اعلام سود بیش از دو هفته منتشر خواهد شد و هیچ دو شرکتی سودشان را در تاریخ مشابه اعلام نکنند.
(a)آیا شما انتظار دارید که اعلام سود قیمت سهم هر شرکتی را تحت تاثیر قرار دهد و اگر چنین است چرا؟
(b)اگر درک شود که قیمت سهم برخی شرکتها بیشتر حول تاریخ اعلام سود سایر شرکتها تغییر کند، علت تفاوت در تاثیر قیمت چیست؟
(c)آیا شما انتظار دارید قیمت سهم شرکتهای بزرگتر یا کوچکتر از طریق اعلام سود نسبتا بیشتر تحت تاثیر قرار گیرد؟
(d)هنگامی که اولین شرکت در مثال از 5 شرکت موجود اعلام سود خود را انجام دهد، آیا شما انتظار دارید که این اعلام سود روی قیمتهای سهام 4 شرکت دیگر تاثیر بگذارد، چرا؟
مقدمه
در برخی از فصل های پیشین ما به دستورالعمل های هنجاری مختلفی مربوط به نحوه به کارگیری حسابداری توضیح دادیم. برای مثال فصل 5، درباره تئوری هایی بحث می کند که توسعه داده شده اند برای تجویز نحوه به کارگیری حسابداری در زمانهای افزایش قیمت ارائه شده است(برای مثال، حسابداری سطح عمومی قیمت ها، حسابداری ارزش جاری، و به طور پیوسته حسابداری معاصر). فصل 6 به نقش چارچوب مفهومی در تهیه دستورالعمل توجه دارد(چنین چارجوب هایی می تواند به ما بگوئید اهداف حسابداری چیست، اطلاعات حسابداری باید چگونه و چه ویژگی های کیفی داشته باشند، عناصر حسابداری باید چگونه تعریف و سازماندهی شوند و چطور دارایی ها و بدهی ها باید اندازه گیری شوند). بخش هایی از فصل 9 بینش در مورد رویکردهای گوناگون پذیرفته شده برای افشا اطلاعات درباره عملکرد محیطی و اجتماعی سازمانها محیا می کند(که به راستی یک حوزه ای از پژوهش های حسابداری است که درسالهای اخیر به سرعت پیشرفت کرده است).
در حالی که فصل های نام برده بالا مقدار زیادی از دستورالعمل را ارائه کرده اند، آنها تمایلی ندارند تا هر مباحث تئوریکی را به عنوان انگیزش برای مدیران جهت افشا اطلاعات حسابداری اجرا کنند. این فضای خالی به وسیله فصل 7 و8 و بخش هایی از فصل 9 پرشده است، که دیدگاه های تئوریکی مختلفی درباره اینکه چطور مدیریت را به سمت افشا اطلاعات حرکت دهد، تهیه می کند. فصل 7 درباره تئوری های حسابداری اثباتی بحث می کند و آن نشان می دهد که کجا مدیریت فرصتی برای انتخاب یک رویکرد خاص در حسابداری دارد. مباحث کارایی و فرصت طلبی می تواند برای تشریح و پیش بینی انتخاب های حسابداری مدیریت گسترش یابد. فصل 8 توضیحات جایگزینی درباره رفتار مدیریت ارائه می دهد. آن نشان می دهد که انتخاب یک روش حسابداری خاص ممکن است برای اصلاح ساختار قانونی یک سازمان(از تئوری قانونی) ایجاد شود یا به دلیل اینکه روش های حسابداری به وسیله دیگر سازمانها پذیرفته شود(تئوری شخصیت).
در حالی که موارد بالا یک دیدگاه درباره اینکه چه چیزی مدیران را در تهیه اطلاعات حسابداری خاص برمی انگیزاند ارائه می دهد،این موارد نمی تواند مسائل بیشتری را که چطور افراد یا گروهی از افراد، در کل، افشای اطلاعات حسابداری واکنش نشان می دهند، مورد توجه قرار دهد.
این فصل و فصل 11 مطالبی را که این مسائل را نشان می دهد، ارائه می دهد. این فصل و فصل 11 تاثیر حسابداری مالی و تصمیمات افشا اطلاعات بر استفاده کنندگان اطلاعات مالی را بررسی می کند. به طور خاص، ما به تحقیقاتی توجه داریم که بر تاثیر حسابداری گزینش و انتخاب های افشای اطلاعات روی تصمیمات سرمایه گذاری استفاده کنندگان صورتهای مالی مانند سرمایه گذاران بازار سهام، تجزیه و تحلیل کنندگان مالی، مقامات بانکهای وام دهنده و حسابرسان تمرکز دارند. سود گزارش شده به تصمیمات حسابداری مالی زیادی بستگی دارد. مدیران زمینه گسترده ای در انتخاب بین روشهای حسابداری گزینش و مفروضات حسابداری دارند. برای مثال آنها بین هزینه ای کردن یا سرمایه ای کردن هزینه های خاص، بین روشهای حسابداری گزینش مانند روش خط مستقیم یا روشهای نزولی استهلاک انتخاب خواهند کرد. آنها در رابطه با برآوردهای حسابداری مانند عصر مفید دارایی ها و غیره احتیاط را اعمال خواهند کرد. به علاوه، تصمیماتی در رابطه با میزان اطلاعاتی که باید افشا شود، واسطه ای برای افشای اطلاعات، و در برخی شرایط، اینکه آیا موارد خاص در صورتهای مالی شناسایی شود، یا صرفا در یادداشتهای همراه صورتهای مالی افشا گردد، باید اتحاد شود. تصمیمات گزارشگری مالی روی اطلاعات تهیه شده برای استفاده کنندگان صورتهای مالی تاثیر دارد. این به نو به خود ممکن است استنباطاتی برای تصمیمات استفاده کنندگان داشته باشد. دو روش برای ارزیابی تاثیرات تصمیمات گزارشگری مالی وجود دارد:
تعیین اثر اطلاعات روی تصمیمات فردی استفاده کنندگان مالی(پژوهش های رفتاری)، و تعیین اینکه انتشار اطلاعات روی قیمت سهم تاثیر دارد یا خیر(پژوهش بازار سرمایه)در این فصل ما پژوهش بازار سرمایه را بررسی می کنیم(که واکنش ها را در سطح کل یا بازار بررسی می کند). در فصل 11 ما پژوهش رفتاری در سطح فردی را بررسی می کنیم.
یک دیدگاه از پژوهش بازار سرمایه
پژوهش بازار سرمایه نقش حسابداری و سایر اطلاعات مالی را در بازار سهام بررسی می کند. این نوع از پژوهش شامل بررسی های روابط آماری بین اطلاعات مالی و قیمت و بازده سهام می شود. عکس العمل های سرمایه گذاران از طریق معاملاتشان در بازار سهام معلوم می گردد. فرض می شود عکس العمل های مناسب به اطلاعات از طریق افزایش قیمت در سهام خاص مشخص گردد در حالی که عکس العمل های نامناسب به اطلاعات از طریق یک کاهش در قیمت معلوم می شود. هیچ تغییر قیمتی در طول زمان از افشای اطلاعات به عکس العمل نسبت به اطلاعات متکی نیست اطلاعات جدید هیچ چیز جدیدی ارائه نمی دهد.)
نتایج در مورد واکنش بازار نسبت به انتشار اطلاعات خاص یا حوادث عموما بر شواهدی یا تعداد زیادی از شرکتها با گسترش اطلاعات سالهای مختلف متکی است. این نوع از پژوهش برای بررسی واکنش های بازار سهام به اعلام اطلاعات شرکت و ارزیابی ارتباط حسابداری گزینش و فرصت های افشای اطلاعات برای سرمایه گذاران استفاده می شود. اگر قیمت سهام در طول زمان انتشار اطلاعات خاص تغییر کند و فرض کنیم که اطلاعات و دیگر حوادث سبب تغییر قیمت هستند پس اینکه اطلاعات برای تصمیم گیری سرمایه گذاری مناسب است بررسی می گردد . در مقابل برای پژوهش رفتاری(که در فصل 11 بررسی شد) که پاسخ های فردی را نسبت به گزارشگری مالی تجزیه و تحلیل می کند، پژوهش بازار سرمایه اثر کل گزارشگری مالی، بالا حض گزارش سودهای حسابداری را روی سرمایه گذاران ارزیابی می کند. با تجزیه و تحلیل واکنش های قیمت سهام روی انتشار اطلاعات مالی مجموعه تصمیمات فردی سرمایه گذار در کل تحت تاثیر قرار می گیرد، اما زمانی که چنین پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد سوال احتمالی که به ذهن خطور می کند این است که چرا مطالعات پژوهشی زیادی برای این مسئله ارائه کرده است که چرا مطالعات پژوهش زیادی روی پاسخ بازار به سودهای حسابداری اعلام شده تمرکز دارد، انجام می گیرد؟ براون(1994ص 24) یک جواب برای این مسئله ارائه کرده است. او چنین بحث می کند:
چهار دلیل وجود دارد که بر طبق FASB، اطلاعات درباره سودها و اجزای آن هدف اصلی گزارشگری مالی است. سودها در جهت علایق سهامدارانی که گروه مهمی از استفاده کنندگان صالی هستند قرار دارد، سودها ارقامی هستند که به وسیله تحلیلگران اوراق بهادار زیاد تجزیه و تحلیل و پیش بینی می شوند و داده های قابل انکاروی سودها به آسانی در دسترس هستند.
اختلاف مهم دیگر بین پژوهش رفتاری و پژوهش بازار سرمایه این است که پژوهش بازار سرمایه بر سرمایه گذاران توجه دارد. در حالی که پژوهش رفتاری اغلب برای تصمیم گیری انواع دیگری از استفاده کنندگان صورتهای مالی مانند مدیران بانکها، مقامات وام دهنده یا حسابرسان مورد استفاده قرار می گیرد. پژوهش بازار سرمایه روی این فرض اساسی و پایه که بازارهای سهام کارا هستند قرار می گیرد. کارایی بازار در رابطه با فرضیات بازار کارا به عنوان یک بازاری که سریعا با اطلاعات کامل در مورد قیمتهای سهام زمانی که اطلاعات انتشار می یابد تطبیق می یابد، پژوهش می شود(فاما 1969) پژوهش بازار سرمایه در حسابداری فرض می کند که بازارهای سهام از نظر کارایی نیمه قوی هستند. یعنی اینکه همه اطلاعات موجود عمومی در صورتهای مالی و سایر افشائیات حسابداری مالی، به سرعت و کامل در قیمت سهام در یک روش بدون انحراف همانگونه که انتشار یافته است لحاظ می شود. اطلاعات مربوط به وسیله بازار نادیده گرفته نمی شوند.
شکل نیمه قوی برای پژوهش بازار سرمایه در حسابداری بسیار مناسب است. چون آن به استفاده از اطلاعات عمومی موجود مربوط است. سایر فرضیات در مورد کارایی بازار دیدگاه شکل ضعیف کارایی و شکل قوی کارایی است. شکل ضعیف کارایی بازار فرض می کند که قیمت موجود سهام به آسانی اطلاعات را درباره قیمت های گذشته و حجم معامله مشخص می کند. شکل قوی بازار سرمایه فرض می کند که قیمتهای سهام نسبتا تمام اطلاعات مربوط به هر شخص در آن نقطه از زمان(که شامل اطلاعاتی است که قابل دسترس عام نیست) منعکس می کند. بر طبق یافته های واتزوزیمرمن(1986 ص 19) شواهد موجود عموما شامل شکل نیمه قوی فرضیات بازار سهام هستند. این دیدگاه که بازارها کارا هستند بر این دلالت نمی کند که قیمت سهم همیشه یک پیش بینی صحیح از ارزش جریانهای نقدی آتی ارائه می کند. در برخی اوقات اثبات می شود که پیش بینی های بازار در گذشته اشتباه بوده اند. بنابراین اصلاحات بعدی ضروری اند. همانگونه که هندریکسن و ون بردا(1992ص 177) بیان کرده اند:
باید براین نکته تاکید کرد که کارایی بازار به معنی بصیرت بازار نیست. آنچه از عبارت مزبور استنباط می شود این است که بازار منعکس کننده بهترین حدس هایی است که نیروهای فعال در بازار بر مبنای اطلاعات موجود در آن زمان می زنند. با ورود اطلاعات جدید ثابت می شود که راه بازار نادرست بوده است. در واقع با توجه به تعریفی که از بازار کارا می شود بازار نمی تواند واکنش نشان دهد. مگر اینکه مطلبی بیاموزد که روز قبل از آن بی اطلاع بوده است. از این رو با نگاه به گذشته و با توجه به منافعی که در گذشته وجود داشته است و انگشت گذاردن بر روی مواردی که بازار دچار اشتباه شده بود نمی توان اثبات کرد که بازار کارایی ندارد و به زبان بسیارساده کارایی بازار به این معناست که با توجه به اطلاعات موجود در بازار قیمت ها به شیوه ای مناسب تعیین می شوند. شواهد و مدارک عملی نشان می دهند که در گذشته بازار همواره به شیوه نادرست عمل کرده است.
فرض کارایی بازار برای پژوهش بازار سرمایه فرض اصلی است اما چرا فرض کارایی بازار اهمیت زیادی برای پژوهش بازار سرمایه در حسابداری دارد؟ توضیح آن آسان است، مگر آنکه چنین فرض کارایی بازار پذیرفته شود. آن سخت است تا تلاش ها را برای مرتبط ساختن وکات قیمت سهام را به انتشار اطلاعات توجیه کنیم. دلیل جستجوی این ارتباط این است که قیمتهای سهام در یک بازار کارا بر اساس انتظارات سودهای آتی فرض شده است.
اگر اطلاعات خاص منجر به تغییر قیمت شود پس فرض بر این است که اطلاعات مفید بوده و سبب شده است که سرمایه گذاران انتظاراتشان را در مورد سودهای آتی سازمان تجدید نظر کنند یعنی بازده ها و قیمت های سهام به عنوان تحلیل موقعیت در مقابل غیر مفید بودن ارزیابی اطلاعات مالی مورد استفاده قرار می گیرد. اگر ما فرض کارایی بازار را نداشته باشیم یک ناتوانی برای توضیح چگونگی و چرایی تغییر قیمت های سهام در طول تاریخ انتشار اطلاعات وجود دارد. اگر بازارهای سهام کارایی نیمه قوی نداشته باشند آنها تحلیل موقعیتی درست برای ارزیابی فرصت های گزارشگری مالی گزینش ارائه نمی دهند. به طور کلی کارایی بازار بسته به حدود عدم کارایی موجود نتایج پژوهش بازار سرمایه را عوض کرده تا کمترین حد متقاعد کنندگی بی نهایت غیر قابل اتکا باشد. مفروضات درباره کارایی بازار به نوبه خود استنباطاتی برای حسابداری دارد. اگر بازارها کارا هستند آنها اطلاعات را از منابع گوناگون استفاده می کنند. زمانی که سودهای آتی پیش بینی می شوند و همچنین زمانی که قیمت های جاری سهام تعیین می گردد اگر اطلاعات حسابداری روی قیمت های سهام تاثیر نداشته باشد، فرض می کنیم شکل کارایی نیمه قوی است و آن برای ارائه هر اطلاعاتی بیش از اطلاعات موجود در نظر گرفته نمی شد. در نهایت بقای حسابداری در معرض تهدید قرار می گرفت.
به واکنش های قیمت سهام به انتشار اطلاعات مالی برای نشان دادن اینکه آیا اعلام سود ماهیت اطلاعاتی دارد پرداخته می شود، در حالی که یک ارتباط قوی بین اطلاعات مالی و بازتاب قیمت های سهام روی یک دوره زمانی محدود مشخص می کند که اطلاعات ارائه شده به وسیله سیستم حسابداری منعکس کننده اطلاعاتی است که به وسیله بازارهای سرمایه مورد استفاده قرار می گیرد.(و این اطلاعات از چندین منبع گرفته می شود)
هر یک از این نقش ها برای اطلاعات حسابداری در بازارهای سهام در بخش بعدی بررسی می شود. در حالی که محتوای اطلاعات انواع زیادی از اطلاعات مالی را می تواند با استفاده از پژوهش های بازار سرمایه مورد بررسی قراردهد. قسمت عمده این این کار روی سودهایی تمرکز دارد که به عنوان معیار اصلی سیستم حسابداری مالی است . برای مثال مسئله ای که موضوع بسیاری از تحقیقات مالی است که آیا سودهای اعلام شده علت حرکت سهام است. این مطلب در بحث بعدی منعکس می شود.
محتوای اطلاعات در مورد سودها
بسیاری از تحقیقات ارائه شده واکنش های بازار سرمایه به سودهای اعلام شده را بررسی کردند . یعنی زمانی که یک شرکت سودهایش را برای یک سال(یا نیم سال) اعلام می کند، آن چه تاثیری روی قیمت سهام دارد. فرض کنید که بازار سرمایه کارایی نیمه قوی دارد(آنها به سرعت و به طور مستقیم به اطلاعات عمومی در دسترس واکنش نشان می دهند) یک تغییر در قیمت سهام برای مشخص شدن اینکه اطلاعات جدید در مورد اعلام سود عمومی بر قیمت اوراق بهادار از طریق فعالیتهای سرمایه گذاران در بازار تاثیر داده شده است بررسی می گردد. آن در ارزیابی جریانات نقدی آتی واحد تجاری مفید است.
و...
NikoFile
مقاله ای مفید و کامل
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word(قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:24
چکیده :
تبلیغات ، بعد از ارتباطی استراتژی بازاریابی است . ارتباط عملی فراتر از ارائه اطلاعات ( ارسال اطلاعات ) است . ارتباط موثر هنگامی برقرار میشود که شخص اطلاعات درستی دریافت و تحلیل کند . بنابراین ارتباط باید به عنوان فرآیندی که دارای عوامل متعدد است نگریسته شود .
گام اول دربسط وگسترش یک استراتژی موثر بازاریابی ، تشخیص مخاطب هدف است . تشخیص وتحلیل مخاطب هدف عملی است چون مخاطب مورد نظر روی آمیخته ابزارهای تبلیغات زمان ارتباط ، پیام ارسالی و تعداد بیشماری از سایر عوامل دخیل در یک استراتژی تبلیغات تاثر میگذارد .
شرکت های زیادی نیاز به بسط و ایجاد استراتژی های تبلیغات را مورد توجه قرار داده اند . پاسخی که مدیریت از مخاطبان هدف خود در بازار میگیرد ، تعیین کننده اهداف برنامه تبلیغات خواهد بود .
سلسله مراتب مدل تاثیر در تعیین این که آیا اهداف باید به صورت پاسخ فروش یا پاسخ به ارتباط مطرح شوند ، ازارزش ویژه ای برخوردار است . یکی از جوانب توجه به اهداف تبلیغات بر این نکته مبتنی است که آیا استراتژی برای آگاه دادن ، تشویق و ترغیب و با یادآوری طرح ریزی شده است یا خیر ؟ مقدار بودجه در نظر گرفته شده برای تبلیغات از صنعتی تا صنعت دیگر و یا از مارک و محصولی خاص تا محصولی دیگر متفاوت است . عوامل ایجاد تفاوت در سطوح گوناگون بودجه عبارتند از : کانال ، تناوب ابداع محصول و تغییر شکل آن ، تعداد و وجود مشتریان ، پیچیدگی واحدهای تصمیم گیری ، درجه استاندارد بودن محصول یا خدمت ، مقدار آگاهی مصرف کنندگان از فواید کالا یا خدمت و تناوب زمان خرید .
روش های گوناگونی برای تعیین بودجه تبلیغات مورد توجه قرار میگیرند . روش های معمول عبارتند از درصد فروش ، اهداف و وظایف و تساوی رقابتی .
مقدمه :
تبلیغات یکی از عناصر اصلی استراتژی بازاریابی یک شرکت محسوب میشود . فعالیت های مرتبط Promotion نقشی کلیدی در برقراری ارتباط بین بازار هدف و استراتژی اتخاذ شده ایفاد می کنند . به همین دلیل ، برنامه های تبلیغاتی سازمان باید به گونه ای طراحی شوند که استراتژی رقابتی کلی سازمان را مورد حمایت قرار داده و به همین دلیل باید با تصمیمات مرتبط با قیمت گذاری نیز تعاملی پایدار ایجاد کند .
Promotion واژه ای است که در طول زمان معانی گوناگونی به خود گرفته است . ریشه این کلمه در زبان لاتین به معنای حرکت به سمت جلو بوده ، اما در تعریفی دیگر اخیرا" بدین گونه معنا شده است : " برنامه ای تحت کنترل و کامل از ارتباطی برقرار شده بین روش ها و ابزار که برای ارائه و معرفی یک شرکت و محصولاتش به مشتریان بالقوه در کنار یکدیگر قرارداده شده اند . " تبلیغات جنبه وظیفه ای ارتباط در بازاریابی را به عهده دارد . حال آنکه ارتباط چیزی بیش از ارائه اطلاعات است . ارتباط زمانی موثر محسوب میشود که افراد ، پیام ارسالی را به خوبی درک کنند و پاسخی مناسب ابراز دارند .
استراتژی تبلیغات از طریق آگهی ، تبلیغات و روابط عمومی ، فروش شخصی و پیشبرد فروش جنبه عملی به خود میگیرد .
تبلیغات آگاهی دهنده ، مشوق و یادآوری کننده است . به کمک تبلیغات و ابزار تبلیغاتی است که برای مثال ، یک فروشگاه از ارائه تخفیف ویژه خبر میدهد و مکان ، زمان وسایر تسهیلات ارائه شده برای خرید ( مثل استفاده از کارت های اعتباری ) را به اطلاع مشتریان بالقوه خود میرساند . با کمک تبلیغات و ارتباطات مفید آن میتوان مشتریان بالقوه را به خرید کالا تشویق کرد و یا انگیزه لازم را در ایشان به وجود آورد . بنابراین ترغیب مشتریان وایجاد رفتار خرید درآنان یکی دیگر از اهداف اصلی تبلیغات است . تعریفی قدیمی از تبلیغات می گوید : تبلیغات ارتباطی ترغیب کننده است .
همچنین ، به کمک تبلیغات میتوان مشتریان همیشگی را همواره در جریان وجود کالا قرار داد. حتی وفادارترین مشتریان نیز باید همیشه به خاطر داشته باشند که فلان کالا یا فروشگاه همیشه بهترین خدمت و یا استفاده را برایشان به همراه داشته است .برای پاره ای از شرکت های بزرگ و موفق یادآوری به مشتریان دائمی در درجه اول اهمیت و جذب مشتریان جدید در درجه بعدی اهمیت قرار دارد .
برای تبلیغات اکثر کالاها و خدمات به ابزارهای گوناگون نیاز داریم . آمیخته های تبلیغات ترکیبی است از روش های تبلیغات مورد استفاده در بازاریابی یک کالا یا یک خدمت .
عوامل خاص تبلیغات از جمله آمیخته و تاکید بر روش ها به فاکتورهای متعددی بستگی دارد. فاکتورهای اصلی عبارتند از : به کارگیری استراتژی کشش یا رانش طبیعت ساختار توزیع ، مقدار نقدینگی در اختیار خصوصیات کالا یا خدمات ، مشخصات بازار هدف ومرحله عمرمحصول ( خدمت ) . مدیر باید مشخص کند که چه پیامی به مخاطب هدف منتقل خواهد شد . تصمیم گیری در مورد پیام ارسالی تا حد زیادی بستگی به این موضوع دارد که چه ترکیبی از جذابیت های فروش در ارائه کالا یا خدمت به کار گرفته خواهد شد . پیام ها باید از طریق آگهی ، به مخاصب هدف فرستاده شده و از این راه بسط و گسترش یابد. استفاده موثر از تبلیغات در بازاریابی خدمات از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، چراکه ارائه خدمات عملی غیر ملموس ( نامشهود ) است . با استفاده از آگهی و تبلیغات میتوان خدمات را برای مشتریان قابل لمس کرد . به علاوه ، فروشندگان خدمات از نقشی بسیار مهم در برقراری ارتباط برخوردارند ، چون مشتریان در درجه اول و تا حد زیادی به ارتباطات بین فردی در خرید خدمات تکیه و توجه می کنند . مسائل اخلاقی ، همکاران و همردیف ها مراکز خدماتی چون پزشکان ، دندانپزشکان و وکلا را در فعالیت های تبلیغاتی شان محدود میکند .
کمیسیون فدرال تجارت و سایر آژانس های قانونی گذاری با استفاده از فعالیت های بازاریابی ، مثل آگهی و تبلیغات ، مقداری از این موانع را مرتفع کرده ، در نتیجه درصورت بروز مشکلات ناشی از رقابت فشرده ، خدمات دهندگان بر فعالیت های تبلیغاتی خود تاکید بیشتری می کنند .
در زمان آماده سازی تبلیغات برای بازارهای بین المللی ، مدیریت از یکی از سه گونه استراتژی گسترشی ، تعدیلی و یا اختراعی استفاده می کند . بعضی از شرکت ها با موفقیت زیاد رویکردی استاندارد را مستقر کرده اند . عده ای نیز براین باورند که هر بازار ملی با بازار دیگر تفاوت دارد و باید برای هر بازار خارجی ، فعالیت های تبلیغی مناسب را به انجام رساند . پاره ای از شرکت ها ، فعالیت تبلیغی پیش الگو ( پیش نمونه ) را در دفتر مرکزی ایجاد کرده و از شرکت های تابعه میخواهند که با توجه به بازار محلی ، فعالیتی مشابه و در عین حال خلاق را در پیش بگیرند .
آشنایی با عناصر گوناگون آمیخته های تبلیغات
آگهی : آگهی بدون شک یکی از قابل رویت ترین اجزا برنامه تبلیغات است . در 1989 ، کل مبلغ صرف شده برای آگهی در ایالات متحده به بیش از 125 میلیارد دلار رسید . آگهی که با درصدی از فروش تعیین میشود ، با توجه به هر صنعت دارای تفاوت هایی با سایر آگهی های صنایع دیگر است . تهیه یک آگهی عملی فراتر از آماده سازی یک تبلیغ جالب وامید داشتن به جلب توجه مردم است . آگهی باید در درجه اول با اهداف تبلیغاتی سازمان ارتباطی مستقیم داشته باشد .شرکت هایی که در بخش صنعت فعالیت دارند ، به عنوان درصدی از فروش ، مبلغ کمتری را صرف آگهی می کنند چون به تعداد مشتریان کمتری که در محدوده جغرافیایی وسیع تری متمرکز هستند ، محصولات خود را عرضه میکنند و به فروش شخصی بیش از آگهی تکیه میکنند . مراحل اصلی در مدیریت آگهی و برنامه ریزی تبلیغاتی عبارتند از :
تعیین و تحلیل مخاطبان ( تشخیص بازار هدف ) تعیین اهداف تعیین بودجه گسترش پیام تبلیغاتی انتخاب رسانه ارزیابی تاثیر آگهی تعیین مخاطب : تشخیص مخاطب هدف ، اولین و مهمترین گام در مدیریت موثر برنامه ریزی آگهی محسوب میشود . بازاریاب نباید تنها به نکات دموگرافیک مخاطبان اهمیت دهد ، بلکه باید خصوصیات و شیوه زندگی مخاطبان بازار هدف ورسانه مرتبط با هریک را درک کند . چنین درکی نه تنها به انتخاب رسانه تبلیغی کمک می کند بلکه در تهیه و طراحی نسخه تبلیغی نیز یاری رسان خواهد بود . محققان بازار تلاش میکنند تا به درون ذهن افراد نفوذ کرده تا بفهمند چه پیامی برای مخاطبان قابل درک و پاسخگویی است ؟فرض کنید تولید کننده کامپیوترهای خانگی ، برای جلب توجه کاربران با ضریب هوشی بالا، آگهی تبلیغاتی را در دست تهیه دارد . این بخش از بازار نه تنها هدف اصلی تولیدات این شرکت است . بلکه کاربران باهوشی را در خود دارد که اغلب مبتکر و مبدع هستند و جزو اولین گروه از مصرف کنندگان این خدمات و کالاها هستند معمولا" راهبران و تعیین کنندگان استفاده از یک کالا جدید که دیگران را تحت تاثیر نظرات خود قرار میدهند ، در میان این عده از مخاطبان نظرات خود قرار دارند .
در بازاریابی تجارت متقابل ، خریداران سازمانی مخاطب هدف هستند . درحالیکه فروش شخصی روش اصلی ارتباطی در استراتژی تبلیغاتی business to b محسوب میشود ، از تبلیغ (آگهی ) برای ارائه خبر از وجود یک کالا ( خدمت ) به مصرف کنندگان بالقوه آن استفاده میشود و به این ترتیب نام و شهرت شرکت بیش از پیش بر سر زبان ها خواهد بود .
مخاطب مهم دیگر خرده فروشان ، عمده فروشان در کانال توزیع شرکت هستند . هدف از تبلیغ برای این گروه تمرکز بر روی مزایای محصول و تاکید بر مزایای ناشی از فروش محصولات آن شرکت ( برای آن کانال های توزیع ) است . این دسته از افراد به خاطر فروش محصولات یک شرکت خاص از مزایای خاصی برخوردار خواهند بود .
و...
NikoFile