لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:53
فهرست مطالب
از دیر باز بشر در تلاش بوده است تا بر عنصر زمان و مکان به عنوان عوامل مانع ارتباط سریع مستقیم میان انسانها فائق آید. از زمانی که پیامهای انسانی توسط قاصدکها و کبوتران نقل مکان داده میشد تا پیدایش وسایل نقلیه و ظهور تلگراف و بیسیم و سرانجام عصر امواج ، مراحل تاریخی پیروز آمدن انسان بر موانع زمان و مکان تاریخ رسانههای ارتباط جمعی شاهد هستیم . ظهور صنعت چاپ و پس از آن اختراع فتوگرافی و بالاخره فیلم و سینما ، چهرههای فرهنگی جوامع را پیوسته دگرگون ساخته است.یکی از آرزوهای بشر از آغازتاریخ تا امروز ، برقراری ارتباط با همنوعان خود در مناطق دور ونزدیک بوده است و از این رو همواره در راه ایجاد این ارتباط و تکامل آن تلاشهای زیادی کرده است.
طبق اظهار اکثر منابع موثق،ایدهی استفاده از ماهواره برای ارتباط مخابراتی بین دونقطه از کرهی زمین اولین بار توسط یک نویسنده بریتانیایی به نام آرتورسی کلارک مطرح شده است،آقای کلارک خاطر نشان کرده است که اگر ماهواره در فاصلهی حدود 36هزار کیلومتری از سطح زمین در فضا قرار گیرد سرعت زاویه آن با سرعت زاویه زمین برابر خواهد بود و در نتیجه ماهواره همواره بالای یک نقطه از زمین قرار خواهد داشت و ثابت به نظر میرسد. به علت محدودیتهای فناوری،عملی شدن این نظریه تا سال 1957 طول کشید. با پرتاب اولین قمر مصنوعی به فضا که توسط اتحادجماهیرشوروی موسوم به «اسپوتنیک» در چهارم اکتبر سال 1957 صورت گرفت،( باادامهی تلاشها، در سوم نوامبر همان سال «اسپوتنیک2» نیز که سگی به نام «لایکا» درآن بود به فضا پرتاب شد.) عرصه جدیدی در ارتباطات بینالمللی گشوده شد و فضا به تسخیر انسان درآمد. ارسال ماهواره توسط شوروی سابق ،آمریکا را در یک شوک علمی _ سیاسی فرو برد و این کشور نیز در پی تلاشهای گوناگون د ر31 ژانویه 1958 ،نخستین ماهواره خود به نام «اکسپلورر1» را به فضا پرتاب کرد. دریافت برنامههای ارسالی این ماهوارهها درآغاز متضمن استفاده از ایستگاههای تقویتکننده زمینی یا آنتنهای حجیم عمودی بود که امکان دریافت تصاویر ارسالی ماهوارهها را برای گیرندههای شخصی فراهم میآورد. از همین رهگذر ،برنامههای ارسالی ماهوارهای تحت نظارت و کنترل مراجع ذیصلاح قرار میگرفت و با توجه به مصالح ملی آن کشورها پالایش میشد تا به این ترتیب کشور گیرنده از ارزشهای مذهبی_فرهنگی سنتهای بومی خود محافظت کند.
امّا این ابزار پیشگیری کننده چندان دوام نیاورد و خیلی زود کارایی خود را از دست داد. درنتیجه پیشرفتهای فنی که در دهه 80 به وقوع پیوست امکان دخالت دولتها در پالایش برنامههای ماهوارهای منتفی شد و تقابل حاکمیت ملی دولتها و اصل جریان آزاد اطلاعات جامعهبینالمللی را با تلاطمی عظیم و سهمناک مواجه ساخت و تاجایی پیشرفت که ماهوارههای پخش مستقیم برنامههای تلویزونی خطرناکتر از قدرتهای هستهای توصیف شدهاند. برهمین اساس و در کنار استفادههای مختلف از ماهواره،با ارسال اولین ماهواره مخابراتی (تلهاستار) بهمدار زمین، به تدریج ماهوارهها ،به ویژه ماهوارههای پخش مستقیم به یکی از مهمترین وسایل ارتباطی بینالمللی تبدیل شدند.
در هریک از مقاطع رشد و توسعه وسائل ارتباط جمعی ، شاهد نگرانیها و اعتراضات بخشی از جامعه علیه رشد وسیلهای نو در پیام رسانی بودهایم. اعتراضات کلیسا و سایر مقامهای وابسته به کانون های قدرت ، چه دینی و چه غیر دینی در اروپا نسبت به رشد با سوادی و گسترش رسانههای نوشتاری از دیدگاه ایدئولوژیک قابل درک مینماید. ابراز نگرانی ناقدان در گذشته ، گاه با انگ بدبینی و گاه واپسگرایی مواجه بوده است. برخی از نمونههای این نگرانی را در جامعه خود نیز شاهد بوده و هستیم.
پرتاب نخستین ماهواره به فضا شادیها و نگرانیهای همزمانی را در بشر برانگیخت،شادی از این جهت بودکه آرزوی دیرین انسان برای دستیابی به آسمان پررمز و راز،جامه عمل و تحقق میپوشید و دروازههای دنیایی شگفت و بس پهناور به روی او گشوده میشد.بلندپروازی و فزونیخواهی همیشگی به فرزند آدم نوید میداد که با بهرهمندی از منابع ناشناخته موجود درسیارات و ستارگان دیگر میتواند بهتربیندیشد و بر دیگران برتری جوید.
اما در مقابل نگرانیها هم نیز کم نبود، نگرانی از این که باز هم آدمیان فرصتها را به تهدید تبدیل کنند و از یافتههای جدید خویش بهرههایی بردارند که آرامش موجود را برهم بزند.این دلهره ،به ویژه آنگاه جدّیتر مینمود، که با پایان جنگ جهانی دوم، جنگ سرد تبلیغاتی اندک اندک جاگزین قدرتنماییهای فیزیکی میشد و هر بازیکنی درمیدان سیاست میکوشید با اشاره به توانمدیهای ناشناخته و ویرانگر خویش قدرت مانور را از طرف مقابل گرفته و نتیجه را از پیش به سود خود اعلام کند.
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:19
پیشگفتـار
تفسیر موضوعی چیست؟ و چه مشکلاتی را حل می کند؟
پاسخ به این دو سؤال مهم اثر عمیقی در فهم صحیحتر و بهتر کتابهایی چون کتاب حاضر دارد و تا جواب این دو پرسش روشن نشود نمی توان به خوبی دریافت که این گونه کتابها چه هدفی را تعفیب می کند؟
در پاسخ به سؤال اول یادآورد می شویم که قرآن مجید کتابی است که در طول 23 سال با توجه به نیازها و شرایط مختلف اجتماعی و حوادث گوناگون نازل شده و همگام با پیشرفت جامعه اسلامی پیشروی کرده است.
آیات سوره هایی که در مکه نازل شده عمدتاً ناظر به تحکیم پایه های ایمان و اعتقاد نسبت به توحید و معاد و مخصوصاً مبارزه شدید و پی گیر با شرک و بت پرستی است در حالی که آیات سوره هایی که در مدینه نازل شده و طبعاً بعد از تشکیل حکومت اسلامی بوده ناظر به احکام اجتماعی و عبادی و سیاسی و تشکیل بیت المال و نظام قضایی اسلام و مسائل مربوط به جنگ و صلح و نبرد با منافقان و امثال آن می باشد که اسلام با آن درگیر بوده.
بدیهی است که هیچیک از این مسائل به صورت یک رساله عملیه یا یک کتاب درسی و کلاسیک مطرح نگشته بلکه طبق نیازها و مناسبتها و ضرورتها،آیات نازل گشته است مثلاً ملاحظه می کنیم که احکام مربوط به جهاد و دستورات جنگی و عهدنامه ها و اسیران و غرامتهای جنگی و مانند آن به طور پراکنده در هر غزوه به مناسبت آن غزوه نازل گشته درست مانند نسخه های یک طبیب ماهر که هر روز به تناسب حال بیمار می نویسد تا او را به سلامت کامل برساند.
حال اگر آیات قرآن را که در هر سوره از سوره نازل شده به ترتیب تفسیر کنیم تا آن «تفسیر ترتیبی» خواهد بود و اگر آیات مربوط به یک «موضوع» را از تمام قرآن جمع آوری نموده در کنار هم بچینیم و آن را فصل بندی نموده تفسیر کنیم نامش «تفسیر موضوعی» است.
مثلاً هرگاه تمام آیات مربوط به جهاد که در طی ده سال در سوره های مدنی نازل شده یا آیات مربوط به اسماء و صفات خداوند که در طی 23 سال در تمام قرآن نازل گردیده در کنار هم قرار گیرد، و در رابطه با یکدیگر تفسیر شود تفسیر موضوعی نام خواهد داشت در حالی که اگر هر آیه را در جای خود جداگانه مورد بحث و بررسی قرار دهیم همان تفسیر ترتیبی است.
هر یک از این دو تفسیر مزایا و آثاری دارد که ما را از یکدیگر بی نیاز نمی سازد و به مصداق «هر چیز به جای خویش نیکوست» هر دو نوع تفسیر برای پژوهندگان قرآن ضروری و لازم است ! (البته در آغاز کار تفسیر ترتیبی سپس تفسیر موضوعی).
«تفسیر ترتیبی» این مزایا را دارد:
جایگاه هر آیه را با زمان و مکان نزولش با آیات قبل و بعدش با قرائن داخلی و خارجی آن روشن میسازد که بدون اینها فهم دقیق معنی آیه ممکن نیست.
به تعبیر دیگر تفسیر ترتیبی،هر آیه ای را درست در جای خود می بیند، و رابطه آن را با حیات جامعه اسلامی و پیشرفت و تکامل آن در نظر می گیرد، و این رابطه مسائل زیادی را کشف می کند. در حالی ک در تفسیر موضوعی،آیات از شکل حوادث عینی و جزیی درآمده شکل کلی به خود می گیرد و از جایگاه خود تا حدی دور می شود.
ولی در عوض،تفسیر موضوعی می تواند از مسائل زیر پرده بردارد:
مسئلة تعارض قوانین هنگامی مطرح میشود که یک رابطة حقوق خصوصی به واسطة دخالت یک یا چند عامل خارجی به دو یا چند کشور ارتباط پیدا کند. در چنین مواردی باید دانست قانون کدام یک از این کشورها بر رابطة حقوقی مورد نظر حکومت خواهد کرد.
علت بروز تعارض قوانین دخالت یک یا چند عامل خارجی است. توضیح آنکه اگر یک رابطة حقوقی تنها به یک کشور مربوط شود چنانکه مسئلة ازدواج دو نفر از اتباع ایران مطرح باشد و محل انعقاد نکاح نیز در ایران باشد، این رابطة حقوقی تابع حقوق داخلی خواهد بود چرا که هیچ عامل خارجی در آن دخالت ندارد. اما همین که یک عامل خارجی در یک رابطة حقوقی دخالت داشته باشد، چنانکه محل انعقاد عقد در خارج ایران یا فرضاً یکی از طرفین عقد خارجی باشد در آن صورت با مسئلة تعارض قوانین مواجه خواهیم بود.
نکتة دیگری که در اینجا باید تذکر داده شود آن است که مسئلة تعارض قوانین تنها در مرحلة اعمال و اجرای حق مطرح میشود و منطقاً مسبوق به مسئله داشتن حق یا اهلیت تمتع است همان گونه که مسئلة اهلیت تمتع نیز منطقاً مسبوق به تابعیت است.
چنانچه شخصی در روابط بین المللی از حقی مرحوم شده باشد مسئلة تعارض مطرح نخواهد شد، زیرا تعارض قوانین هنگامی بوجود میآید که فردی در زندگی بین المللی دارای حقی باشد و مطلوب ما تعیین قانون حاکم بر آن حق باشد. به طور مثال، هر گاه بیگانهای به موجب قانون کشور متبوع خود حق طلاق نداشته باشد نمیتواند در کشورهایی که حق طلاق در قوانین موضوعهشان شناخته شده است این حق را به موقع اجرا گذارد یا فرضاً بیگانهای که دولت متبوعة او تعدد زوجات را در قانون خود نشناخته است نمیتواند در ایران از حق داشتن بیش از یک زوجه (مواد 1048 و 1049 قانون مدنی) استفاده کند. در این قبیل موارد اساساً تعارضی به وجود نمیآید تا حل آن مورد داشته باشد زیرا تعارض در صورتی مصداق پیدا میکند که حقی موجود باشد و بخواهیم از بین قوانین متفاوت قانون صلاحیتدار را در مورد آن اجرا کنیم. بدیهی است در صورت موجود نبودن حق (عدم اهلیت تمتع) تعارض قوانین که مربوط به اعمال حق است موضوعاً منتفی خواهد شد.
این مقاله به صورت ورد (docx ) می باشد و تعداد صفحات آن 73صفحه آماده پرینت می باشد
چیزی که این مقالات را متمایز کرده است آماده پرینت بودن مقالات می باشد تا خریدار از خرید خود راضی باشد
مقالات را با ورژن office2010 به بالا بازکنید
نخستین کسانی که به فکر ساختن کاغذ افتادند، چینی ها بودند. آنها حدود سال 105 میلادی به روشی که عمومأ به فردی به نام کای لون نسبت داده می شود، این کار را آغاز کردند. او به فکر افتاد که پارچه های کهنه، طنابها ودیگر مواد گیاهی –کتان پوست درخت توت(مورد) و نی بامبو را پوسانده در یک هاون بکوبد تا الیاف آنها جدا شود. خمیری را که به این ترتیب به دست می آمد، در یک تشت بزرگ وپر از آب حل میکردند. سپس به کمک صفحه ای که با ترکه های ظریف بامبو بافته می شد الیاف را بیرون می کشیدند؛ به این ترتیب که آن را چندین بار تا عمق لازم در آب فرو می بردند. برگهایی که از این فرمها بیرون کشیده می شد، بر سطوح صاف پهن کرده ودر آفتاب خشک می کردند. در سال 1957 در باقیائو واقع در ایالت شانسکی (چین) قطعاتی از کاغذ قدیمی را در گوری باستانی متعلق به قرن دوم قبل از میلاد مسیح باز یافتند. با وجود این کای لون را می توان به دلیل ابداع مواد اولیه تازه وبه سبب بهبود روشهای ساخت کاغذ یک مکتشف به شمار آورد. به حسب روایات روش چینی ساخت کاغذ قرنها به صورت یک راز حفظ شد تا این که در قرن هفتم گروهی از کاغذ سازهای چینی به اسارت مسلمانان در آمدند. در سال 751 چینی ها در ترکستان از مسلمانان شکست خوردند.اسرایی که به سمرقند انتقال یافتند،مجبور بودند به حرفه خود اشتغال ورزند. در میان آنها، کاغذ سازها، دانش خود را در قبال آزادی به فاتحان آموختند.گسترش این صنعت در سمر قند به دلیل وجود کشتزارهای وسیع کتان وشاهدانه وکانالهای آبیاری که آب فراوان داشتند تسهیل گشت.
چهل سال بعد در سال 793 کار گاه کاغذ سازی دیگری در بغداد تأسیس شد، چرا که هارون الرشید کاغذ سازهای چینی را به بغداد آورده بود. مع ذالک در این زمان غرب به صورت جدای از شرق زندگی می کردند واسلام صاحب اختیار مدیترانه که مهمترین راه ارتباطی به شمار می رفت، باقی ماند. وهمین می رساند که چرا باید بیش از پانصد سال انتظار کشید تا کاغذ به اروپا وارد شود. روش ساخت کاغذ از ایران به سوریه، دمشق، بین النهرین، بغداد ودر نهایت به مصر راه می یابد. با واسطۀ تمدن اسلام وبه عبارت دقیقتر فتوحات مسلمان در اسپانیاست که کاغذ در قرن دهم در اروپا شناخته می شود. جنگهای صلیبی ومراودات تجاری که این جنگها با بنادر شرق به وجود آوردند به دیگر کشورهای اروپایی اجازه داد این وسیله جدید کتابت را بشناسند
این مقاله به صورت ورد (docx ) می باشد و تعداد صفحات آن 48صفحه آماده پرینت می باشد
چیزی که این مقالات را متمایز کرده است آماده پرینت بودن مقالات می باشد تا خریدار از خرید خود راضی باشد
مقالات را با ورژن office2010 به بالا بازکنید
لباس همان سطح هر چیزی است و در لایه های اولیه، هر فاعل شناسان با آن درگیر میشود در مفهوم عربی معنای ستر کردن، پوشاندن، مخفی کردن، و حتی بدل کردن را یادآوری می شود و پوشاننده شده را آن طور به نمایش می گذارد که اقتضای ظاهری اش باشد.
این امر که بشر، براینشان دادن خود را از قدیم الایام مانند حیوانات (که در زمان های خاص مثل جفت گیری یا نزاع تغییر ظاهر می دهند) مبدل شده، با هنر نقش اندازی اولین قدم د ر راه مفاهیم جدید پوشش را برداشته است، ما را به این گفته ویل دورانت که «هنر در میان قبایل وحشی از نقش تزئینی و لباس پوستی و خال کوبی برخاسته» راهنما میشود. بشر نخستین، در مراسم خاص، بدن خود را با رنگ ها یا نقوشی زینت می داده تا در «جلب نظر» یا «جعل نظر» خود را نوع خاصی نشان دهد. به مرور استفاده از رنگ به دلیل عدم ثبات از میان رفت و خال کوبی (Taboo) با هزار نیش سوزن جایگزین آن شد، سیر آرایش بدن پس از استفاده از پوست حیوانات کم کم به دوران جدیدتری رسید و بشر با دستیابی به تکنولوژی نساجی الیاف را به صورت پارچه تولید کرد و مفاهیم پوشش را تحت تاثیر قرار داد. در این سیر تکامل آن نقوش و رنگهایی که با خالکوبی و رنگ کردن بدن یا با استفاده از پوست حیوانات و قطعات بدن آنها یا شاخ و برگ گیاهان، انسان را به نحوی دیگر نشان می داد یا می پوشاند به منسوجات منتقل می شد و پیشرفت فن آوری، ظواهر و نقوش جادویی، دینی، خانوادگی، طبقه بندی حرف، سطوح اجتماعی و غیره ... را به سوی تولید شکل یافته تر منسوج و البسه سوق داد و رسوم و آداب اجتماعی و نیز تکنولوژی نساجی و پوشاک را به سمت اشاعه و حفاظت از معانی و ظواهر کشاند.
هزاره دهم ق.م دوره ای است که اصطلاحاً دوران نوسنگی نامگذاری شده است و معمولاً با نامهایی چون عصر استقرار، عصر دهکده نشینی، عصر کشاورزی و عصر دامداری نیز شهرت داشته و به عنوان یکی از ادوار مهم تاریخ تکامل بشر از بعد فنی و معنوی محسوب می شود. باید گفت، پیش از تاریخ اطلاع دقیقی از جوامع انسانی در دست نیست و آنچه گفته شد بیشتر بر اساس حدس و گمان بوده است. به نظر می رسد، پیش از این تاریخ انسان ها همانند گله های حیوانی در رفت و آمد بوده اند و از آنان آثار مادی ملموسی جز اشیای سنگی به دست نیامده است. و اما در مورد پوشاک، بافت و تاریخ آن، که محور اصلی موضوع است و شاید بتوان آنرا به دوران پیش از نوسنگی نسبت داد، دوره ای که با نامهای میان سنگی، پارینه سنگی و یا دوره پیش از تاریخ نامگذاری شده و از دو تا هفت میلیون سال پیش آغاز و تا ده هزار سال پیش (آغاز دوره نوسنگی) ادامه داشته است. برای شناخت دقیق تر از تاریخ بافت و پوشاک آنرا در سه مقوله:
1- پارچه و طرح 2- فرم و شکل 3- دوخت لباس
مورد بررسی قرار می دهیم.
پارچه و طرح لباساحتمال داده می شود اولین لباس ها توسط گروه های انسانی که به ویژه در مناطق سردسیر زندگی می کردند تهیه شده است. آنها بعد از آن که حیواناتی مانند گوزن، ماموت، گاو و حتی اسب را شکار می کردند کم کم به این نتیجه رسیدند که می توان از پوست آنها برای پاپوش و یا تن پوش استفاده کرد و قطعاً فیزیک این حیوانات و تناسب آن با یک نیم تنه برای انسان تبلور این اندیشه را در ذهن آنها بیشتر کرد که مثلاً بعد از شکار یک حیوان بزرگ، با کندن پوست آن می شود از این پوست به عنوان تن پوش استفاده نمود. هنوز هم این عادت در بعضی از انسان ها (پاره ای قبایل در آفریقا و آمریکای لاتین) وجود دارد که علاقه مندند خود را به شکل حیوانات درآورده و نقشی را ایفا نمایند. حتی در نقش برجسته های باستانی نیز گاهی موجوداتی با پیکر انسان و سر حیوانی و یا بالعکس حیواناتی که سر انسان دارند، دیده می شود.
این مقاله به صورت ورد (docx ) می باشد و تعداد صفحات آن 89صفحه آماده پرینت می باشد
چیزی که این مقالات را متمایز کرده است آماده پرینت بودن مقالات می باشد تا خریدار از خرید خود راضی باشد
مقالات را با ورژن office2010 به بالا بازکنید