فرمت فایل:word
تعداد صفحات:47
پیش در آمد :
دی شیخ با چراغ همی گشت کرد شهر گز دیو و دد ملو لم وانسانم آرزوست
طبق روایت های مختلف از آدم (ع) تا خاتم (ص )یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر و ائمه و اولیا همه وهمه آمده اند تا انسان را که (صاحب اختیار وجبر ) است هدایت کنند و او را به سرمنزل مقصود و خوشبختی برسانند . ولی از بدو تولد اولین فرزندان آدم ، هابیل و قابیل می بینیم که انسان برای ارضای نیازهای خود چه اعمالی را انجام نمیدهد تا به لذت های آنی خود برسد. همانطوریکه هابیل برای حس برتری جویی و خود خواهی و هوا و هوس خود برادرش هابیل را می کشد و این اولین خونی است که بر روی زمین ریخته می شود . اما پیامبران و ائمه و اولیا آمده اند . تا انسان را که ( اشرف مخلوقات ) است به مکارم اخلاقی برسانند وبه همین دلیل بیشتر روی تهذیب نفس انسانها کار کرده اند اما باید توجه داشت که در درون انسان دو نیروی متضاد اهریمنی وخدایی به طور فطری قرار داده شده است که همیشه این دو نیرو با هم در جدال و کشمکش هستند و این انسان است که باید به تقویت نیروی درونی خود بپردازد تانیروی اهریمنی را وادار به عقب نشینی کند بدین گونه میدان دید و وسعت عملیاتی نیروی خدایی بیشتر میگردد وچنانچه این پیشرفت و روند ادامه داشته باشد ، نیروی اهریمنی بصورت زندانیای در می آید که در غل و زنجیر نیروی خدایی اسیر میگردد ولی به محض اینکه انسان از جاده راستی و درستی منحرف گردد ، نیروی اهریمنی قوی گشته و غل و زنجیر را از هم گسسته و به مرکز فرماندهی نیروی خدایی یعنی عقل نزدیک می گردد و آن را مورد حمله و تهاجم قرار می دهد و آنقدر این حمله را ادامه می دهد تا انسان را مسخر خود کند تا از اینجا به بعد است که دیگر انسان هر روز و هر روز به گمراهی و کجروی بیشتر تمایل پیدا می کند و از نیروی خدایی خود فاصله گرفته و خویشتن خود را گم می کند و سرانجام بدی بر تمام وجود او حاکم گشته و او را درکام خود فرو می برد . تا به ورطه هلاکت و نیستی سوق دهد و به همین دلیل است که پیامبران و ائمه و اولیا را می فرستد که دراین راههای پرخوف وخطر ، دست گیر رهروان راه حقیقت و یا دیگر سالکان وادی طریقت باشند تا انسانها را با چراغ هدایت و روشنگر و بیدار کننده خود به راه درست و مستقیم بکشانند .
چه اگر این فرستادگان و برگزیدگان ودوستان خدا نبودند ، جهان یکباره به دست بشر نابود و معدوم می شد و آثاری از انسان و انسانیت باقی نمی ماند . باید این برگزیدگان باشند ، تاپیروان و سالکان وادی معرفت را به سرمنزل مقصود هدایت برسانند چنانچه گفته اند :
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
و آدمی بعد از پیامبران و ائمه نیاز به اولیاء ، راهبر ، ولی، هادی و مرشد دارد .
مثل انسان و اینها مانند سفر دریایی و کشتی است . چون اینها دریای عرفان و بحر بی پایان دانش و بینش و حکمت ومعرفت معنوی را طی کرده اند و به قله رفیع وادی بیکران طریقت وسیر وسلوک روحانی و مرتبه کمال و سعادت انسانی رسیده اند وانسانها برای این سفر در دریای معرفت و شناخت نیاز به کشتی دارند و سفر دریا بدون کشتی امکان پذیر نیست ،اما این کشتی همان راهبر یا شیخ وهادی ومرشد می باشد . و این پیر یا مرشد است که باعث بی خطر شدن سفر در دریای پر تلاطم و طوفانزای زندگی انسان می شود و با صبر و متانت و وقار خود لنگر کشتی را به ساحل نجات می اندازد و انسان را به سلامت در ساحل خوشبختی پیاده می کند .
انسانها هم باید معتقد باشند که برحسب «قاعده لطف» خداوندی در هر عصر و زمان باید افرادی ممتاز از اولیاء و برگزیدگان وجود داشته باشند تا این برگزیدگان بر حسب وظیفه کشتی نجات انسانها باشند و مایه ومیزان شناخت اهل هدایت از ارباب ضلالت بشوند و امر بر انسانها مشتبه نشود ، که خود را فراموش کنند و از جاده راستی و درستی منحرف گردند .
همانطوری که فرعون و همه فرعونیان تاریخ در وهم افتاده و ادعای خدایی کرده و میکنند و هر گونه ظلم و ستم را به ملت های خود روا داشته و می دارند و اما فرعون به عنوان نماد و مظهر پلیدی و زشتی در تاریخ ثبت گردیده است و می بینیم که چه ظلم ها وستم ها که برقوم بنی اسرائیل کرد و هیچگونه ترس و پروایی نداشت و هر چه بیشتر می کشت حس خونخواری و خونریزی او بیشتر می گشت وخداوند هم سالیان سال او را به مال وجاه و قدرت مورد آزمایش قرار داد،ولی فرعون هر چه بیشتر غرق در فساد و گمراهی شد . تا اینکه به دستور خداوند موسایی برای از بین بردن تمامی قدرت و عظمت او قیام نمود و دیدیم که چگونه او را به خواری وذلت انداخت و سرانجام او و یارانش ومزدورانش را در رود نیل غرق کرد .
این داستان و داستانهای دیگر در قرآن نشانه ایست که انسان از خواب غفلت بیدار شده و چشم باز کند و حقایق هستی را دریابدو مطابق با جهت نظام هستی راه تکامل را پیموده و به سعادت واقعی و خوشبختی کامل نایل گردد .
ولی کو گوش شنوا و چشم بینا که بتواند از این داستانها پند و عبرت بگیرد و آنها را سرلوحه زندگی خود قرار دهد و به قول مولانا :
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
فرعون مشتی از خروار است و تنها او نبود و نخواهد بود که چنین کرد . بلکه فرعونیان کوچک وبزرگ در طول تاریخ بوده و هست و خواهد بود چرا که انسانها تا به خویشتن خویش باز نگردند وخود را نشناسد چنین خواهد بود و این فرمایش رسول اکرم (ص )که :
«من عرف نفس فقد عرف رب» مصداق میکند . چون انسان تا به خودشناسی وتهذیب نفس خود توجه نکند ، امکان ندارد به خدا و اولیا و فرستادگان روی بیاورد و همین امر هم باعث می شود که انسان به نیروهای خدایی خود روی نیاورد . و در نتیجه نیروهای اهریمنی بر اوغالب شده و تمام قدرت و اراده را از انسان سلب کرده و او را به خود پرستی و مال پرستی وادار می کنند . و از اینجاست که انسان به گمراهی و سرکشی و عصیان دچار می شود . پس باید موسایی باشدو بیاید و گوساله پرستان سامری و بت پرستان و زراندوزان را نابود کند ،
تا انسانها به خود آیند و به خود شناسی و تقویت نیروهای خدایی خود بپردازند و بدانند که در هر زمان نیاز به راهبر و رهبر دارند . تا به نابودی و نیستی و گمراهی کشیده نشوند. والا تاریخ چیزی جز تکرار روزها نیست و نبوده و نخواهد بود. ناگفته نماند که انسانها باید بیدار و هوشیار شوند و از تجربه ها وزندگی گذشتگان استفاده کنند . تا به دام شیاطین که در هر زمان به هر شکلی نو وجدید انسانها را به بت پرستی به شیوه تازه وادار می کنند ، نیفتند . زیرا که شناخت راه از بیراه در دنیای امروز به قدری مشکل می باشد که گاهی بعضی از سالکان راه طریقت نیز دچار وهم وخیال شده واز نیمه راه باز می گردند و دست از مبارزه وجهاد برمی دارند وتن به هزار پستی وزبونی می دهند ، تا به لقمه نانی دست یابند وبه زندگی فلاکت بار چند روزه و بی ارزش دینوی خود ادامه دهند . این ماجرا را در رسیدن مرغان منطق الطیر به خوبی مشاهد میکنیم و می بینیم که مرغان برای رسیدن به کوه قاف وسیمرغ چگونه در میان راه تاب و توان خود را از دست می دهند و حتی به هلاکت می رسند و بعضی از آنها به چه پستی و زبونی تن میدهند وتنها سیمرغ به راهبری هدهد می تواند خود را به کوه قاف رسانده و چهره حق و محبوب و معشوق را در خود مشاهده کنند و جلو ای از نور حق شوند .
این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 52 صفحه می باشد.
فهرست
فصل اول ـ اهداف و اهمیت اجتماعی ورزش…. ۱
اهداف تربیت بدنی در جوامع گذشته و امروز. ۱
اهداف تربیت بدنی در جامعة اسلامی… ۲
اهداف تربیت بدنی و ورزش…. ۳
۱ـ هدفهای بهداشتی و تندرستی… ۳
۲ـ هدفهای تربیتی و اخلاقی… ۴
۳ـ هدفهای روانی و اجتماعی… ۵
۴ـ هدفهای حرکتی و مهارتی… ۵
مراحل فعالیتهای ورزشی… ۶
فصل دوم ـ رهبری انقلاب اسلامی و تربیت بدنی و ورزش…. ۸
گفتاری چند از شهید آیت الله دکتر بهشتی : ۸
چکیده ای از سخنان حضرت آیت الله خامنه أی رهبر معظم انقلاب اسلامی : ۸
ورزش ، وسیله خودشناسی… ۱۱
ورزش تمرینی برای زندگی واقعی… ۱۱
ورزش در گذران اوقات فراغت… ۱۲
فصل سوم ـ ورزش و سلامت… ۱۵
۱ـ تغذیه و ورزش…. ۱۵
کالری… ۱۵
ویتامینها ۱۷
کیفیت غذا ۱۸
تغذیه خوب و تاثیر آن در ورزش…. ۱۹
انرژی مورد نیاز یک فرد در روز. ۲۱
عوامل موثر در مصرف انرژی… ۲۴
برگشت به حالت اولیه و وام اکسیژن.. ۲۴
مصرف مواد غذایی به هنگام مسابقة ورزشی… ۲۵
تنظیم انرژی در مسابقه. ۲۶
کاهش آب بدن.. ۲۷
۲ـ بهداشت و ورزش…. ۲۸
۳ـ عوامل تهدید کنندة قلبی ـ عروقی… ۳۱
۱ـ افزایش سن… ۳۲
۲ـ وراثت… ۳۲
۳ـ افزایش وزن.. ۳۳
۴ـ مصرف تنباکو و سیگار کشیدن.. ۳۳
۵ـ میزان فعالیتهای بدنی… ۳۳
۶ـ مقدار کلسترول یا مواد چرب در رژیم غذایی… ۳۴
۷ـ فشار خون.. ۳۴
۸ـ جنس…. ۳۴
خود آزمایی… ۳۵
طرز استفاده از جدول ریسکو. ۳۵
اگر نمرة شما : ۳۵
منابع و مآخذ : ۴۸
منابع و مآخذ :
۱ ـ تغذیه و بهداشت ورزشی ، انتشارات دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی
۲ ـ تندرستی برای زندگی بهتر ، تألیف باهر فرقانی
۳ ـ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، انتشارات کمیل
۴ ـ هدفهای آموزش و پرورش عمومی و مهارتهای فنی در جمهوری اسلامی ایران، تألیف سید محمد کاظمی
۵ ـ مبادی روانی اجتماعی در یادگیری مهارتهای ورزشی ، انتشارات دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی ، تألیف مهدی نمازی زاده
۶ ـ سنجش قوای جسمانی، انتشارات اداره کل تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش
فصل اول ـ اهداف و اهمیت اجتماعی ورزش
اهداف تربیت بدنی در جوامع گذشته و امروز
مطالعه و تحلیل تاریخی احوال اقوام گذشته و حال نشان می دهد که سعی و تلاش انسان قدمت تاریخی دارد ، تا آنجا که می توان گفت اداره حیات اقوام ابتدایی بدون حرکت و فعالیت میسر نبوده است. اجرای مهارتهایی از قبیل زوبین اندازی ، تیراندازی با تیر و کمان ، کوه و غار پیمایی ، کشتی گیری و حتی اجرای مسابقه های دو که در قرآن کریم در داستان برادران یوسف نیز از آن ذکری به میان آمده است ، جملگی حاکی از رواج فعالیتهای جسمانی و تربیت بدنی در نزد ملتها و اقوام روزگاران گذشته بوده است.
در زندگی فردی و اجتماعی بسیاری از جوامع و ملتهای امروز جهان ، تربیت بدنی و ورزش بخش مهم و جدایی ناپذیری از برنامه های کلی تربیت کودکان و جوانان به حساب می آید . امروزه ملتها بر اساس جهان بینی و شناخت کلی از انسان به طرح و تنظیم برنامه های ورزشی و تربیت بدن می پردازند و این گونه برنامه ها را در زندگی خانوادگی و آموزشگاهی نسلهای حال و آیندة خود قرار می دهند.
اهداف عمدة تربیت بدنی در تاریخ زندگی انسان عبارت است از : حفظ سلامت ، تعمیم بهداشت ، رشد و تقویت قوای جسمی ، آمادگی برای فعالیتهای دفاعی ، کسب شادابی و نشاط ، و نیل به موفقیت در وظایف حرفه ای و شغلی . اهداف فوق تا به امروز با مختصر تغییری در نزد اکثریت جوامع بشری ترغیب می شود و بر حسب ضرورت تاریخی بر یک یا چند هدف تاکید بیشتری به عمل می آید.
در عصر حاضر ، در سایة تحولات اجتماعی و سیاسی در جهان بویژه در دنیای غرب ، مقاصد دیگری به اهداف فوق افزوده شده و مفهوم ورزش به جای تربیت بدنی عاملی برای تخدیر و سرگرم نگه داشتن ملتهای ضعیف جهان گردیده است. تربیت بدنی که در آغاز پیدایش آن جنبه فردی و در نهایت ملی داشت اینکه به صورت جمعی و بین المللی در آمده است تا وسیله برای بهره برداری مقاصد سیاسی کشورهای استعماری باشد.
اهداف تربیت بدنی در جامعة اسلامی
پیش از اینکه دیدگاه اسلام در زمینة ورزش و تربیت بدنی مطرح گردد ضروری است نظر این آیین الهی درباره بدن انسان شناخته شود. در آیین مقدس اسلام ، بر خلاف بسیاری از آیینهای دیگر ، بدن آدمی تحقیر نمی شود . اسلام بدن انسان را بی ارزش نمی شمارد ، زیر بدن انسان ابزار تکامل روح اوست. تحقیر بدن در حکم تحقیر شخصیت آدمی است و کسی که مرتکب این عمل شود مستوجب کیفر و قصاص است.
در اسلام حفظ بدن از خطرها و آسیبها و تامین موجبات سلامت و بهداشت آن وظیفه أی الهی است و تضعیف و یا تخدیر بدن امری ناروا و مزموم است. امام سجاد (ع) در رسالة حقوق می فرماید : ان لبدنک علیک حقا. بدن تو بر تو حقی دارد و حق آن این است که آن را سالم ، نیرومند ، مقاوم در برابر شداید و سختیها و در کمال نشاط نگاه داری . طول عمر و صحت بدن و ایمن بودن از بلاها و رنجها از اموری است که بدن از خطر و تامین سلامت و بهداشت آن تاکید شده و راههای مختلفی برای این منظر و ارائه گردیده است. ارزش بدن و سلامت آن در اسلام به حدی است که بعضی از دانشمندان اسلامی گفته اند : پیامبران الهی در آغاز نبوت و رسالت خود باید سالم و از نقص بدنی دور و برکنار باشند.
در بینش اسلامی ، بیماری تن از مهمترین بلاها و گرفتاریها محسوب می شود. صدمه زدن عمدی به بدن ظلم به شمار می آید و آدمی را مستحق کیفر و عقوبت می سازد. بدن هدیه ای است الهی که بر اساس حسن و کرامت آفریده شده است و ظرافت شگفت انگیزی در آن به کار برده شده است که مطالعه و تامل در آن موجب افزایش معرفت انسان نسبت به خداوند متعال می گردد. بدن وسیله أی برای به جای آوردن فرایض دینی و عبادت است. نماز ، روزه، جهاد و انواع خدمتها به خلق خدا با توانایی بدن و سلامت آن میسر می شود. نماز شب و قیام در خلوت شب در سایة توان بدنی امکان پذیر می شود. در بینش اسلامی ، میان بدن و روح تاثیر و ارتباط متقابل و انفکاک ناپذیر وجود دارد. سلامت یا ضعف و بیماری بدن در نشاط و فعالیت و یا افسردگی و ناتوانی روح اثر مستقیم دارد.
تربیت و تقویت بدن و آمادگی همه جانبة آن مورد توجه اسلام است و در صورتی که همراه با ذکر و یاد خدا باشد عین عبادت است. بر خلاف آنچه بعضی از ناآگاهان می پندارند ورزش کاری لغو نیست . کار لغو از نظر اسلام گفتار و یا رفتاری است که در آن فایده ای مشروع و یا عقل پسند وجود نداشته باشد ، و ورزش این چنین نیست . درخواست سلامت و قوت بدن از خداوند جزء دعای مسلمانان است ، چنانکه در دعای ابوحمزه ثمالی می خوانیم : اللهم اعطنی السعه فی الرزق ..و الصحه فی الجسم و القوه فی البدن .
حفظ سلامت بدن و رعایت آن تا جایی توصیه شده است که حتی در مواردی به جای غسل و وضو، تیمم و به جای گرفتن روزه ، افطار تکلیف شده است. در اسلام به مومنان ، قوی زیستن و سالم و با نشاط بودن و برخوردار شدن از قدرت تن توصیه می شود. از این رو تربیت بدنی و ورزش باید جزئی از برنامة زندگی و بخشی از مراحل آموزش و پرورش هر مسلمان قرار گیرد.
مطالعة تاریخ حیات رسول گرامی (ص) و ائمه هدی علیهم السلام و نیز صحابه و تابعین گرانقدر آنان نشان می دهد آنان نیز به ورزش و تربیت و تقویت بدن خود می پرداختند و در فعالیتهایی از قبیل مسابقه های دو ، سواری ، تیراندازی شرکت می کردند. مباحثی چون احکام سبق و رمایه و حتی شناکردن ، بخشی از محتوای کتب فقهی و روایات ما را تشکیل می دهد.
هدف غایی تربیت بدنی و ورزش از دیدگاه اسلام ، تامین سلامت و بهداشت بدن و تقویت و رشد آن و در نتیجه حرکت به سوی کمال است. در جامعة اسلامی ورزش وسیلة بسیار موثر و شیوه ای پسندیده برای رسیدن به اهداف زیر است :
اهداف تربیت بدنی و ورزش
۱ـ هدفهای بهداشتی و تندرستی
ـ تامین سلامت و بهداشت بدن و تجهیز آن در برابر عوارض و بیماریها ؛
ـ تامین و تسهیل شرایط رشد و تقویت بدن در حد امکان و توان رعایت جنبة اعتدال در آن ؛
ـ ایجاد ورزیدگی و هماهنگی در بین اعضا و اندامها به منظور برخوردار شدن از قدرت سرعت ، چابکی و مهارت ؛
ـ ایجاد مقاومت و افزایش میزان تحمل و عادت دادن آدمی به صبر و استقامت در برابر شداید و سختی ها
ـ دستیابی به قدرت ضبط ارادی اعضای بدن و به کارانداختن ارادی آنها .
ـ بازسازی و نو توانی بدن به منظور رفع نقایص جسمی و نارساییهای فیزیکی و افزایش میزان کارآیی آن .
۲ـ هدفهای تربیتی و اخلاقی
ـ پرورش روان و ایجاد زمینه برای استقلال شخصیت ، سعة صدر ، همت بلند ، ایثار و فداکاری .
ـ دستیابی به مراتب قوت قلب ، جرات ، شهامت ، استقامت و پایداری و تقویت روحیه.
ـ رشد و پرورش ، رغبتهای مثبت و جهت دهی آنها به سوی خیر و کمال .
ـ توجه به کرامت و والایی خود و خویشتنداری در برابر نابسامانیها و مفسده ها .
ـ شناخت و مسئولیتهای انسانی و اسلامی و سعی در انجام دادن هرچه بهتر تکالیف و وظایف خود .
ـ افزایش توان و قدرت تصمیم گیریهای سریع ، عادلانه ، اقتصادی و مناسب.
ـ رشد و پرورش توجه و دقت ، مقایسه و تشخیص و جهت دادن به آنها برای رسیدن به هدفهای مورد نظر.
ـ خودداری از پذیرش تحمیلی افکار و عقاید مذموم و ارشاد و هدایت دیگران در صراط مستقیم.
۳ـ هدفهای روانی و اجتماعی
ـ تقویت روان و افزایش توانمندی آن در مبارزه با هواهای نفسانی و غلبه بر حسادت ، خود پسندی و کینه توزی .
ـ تعدیل عواطف و در ضبط آوردن حالاتی چون خشم ، ستیز ، ترس و محبت.
ـ رفع عوارض روانی ناشی از نگرانیها ، انزوا جوییها ، یاسها و ترسها .
ـ تعدیل رقابت و پذیر اصول و ضوابط معقول در زندگی روزمره .
ـ دستیابی به شادابی و نشاط که همواره برای تداوم و رشد حیات ضروری است .
ـ پرورش شخصیت ، هوش و قوة کنجکاوی و دیگر ذخایر وجود انسان .
ـ متحقق ساختن امکانات بالقوه موجود در انسانها و بهره مند کردن انسان از ذخایر وجودی خویشتن.
ـ شناخت اصول و قانون مندیها و تبعیت از آنها به هنگام برخوردهای فردی و اجتماعی .
ـ تمرین تشکل و تحزب و تن دادن به سازماندهی و تعاون برای پیشبرد اهداف و عادت به انضباط و دقت در امور.
۴ـ هدفهای حرکتی و مهارتی
ـ شناخت استعدادهای حرکتی و پرورش و شکوفایی آنها و دیگر قابلیتهای فطری و استعدادهای خدادادی .
ـ شناخت ، قدردانی و تقویت حس زیباشناختی در حرکات.
ـ یادگیری مهارتهای حرکتی و ورزشی و ایجاد هماهنگی عصبی و عضلانی .
ـ بهره مند شدن از فعالیتهای حرکتی و جسمی در گذراندن سالم اوقات فراغت.
محتوای ورزش و تربیت بدنی در جامعه اسلامی
مطلب دیگر این است که محتوای ورزش و تربیت بدنی در جامعة اسلامی چه باید باشد ؟ بدیهی است که محتوا باید با توجه به اهداف تعیین شود. در اینجا ما هدفها را با رعایت اختصار بر شمردیم. طبیعی است که با توجه به آنها باید برای ورزش و تربیت بدنی برنامه ریزی کرد. در عین حال بجا خواهد بود که به مسائل زیر نیز اشاره کنیم :
۱ـ بخشی از فعالیتهای ورزشی جامعه باید در زمینة رشد و پرورش تن به منظور دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی صورت گیرد . از این رو ، تیراندازی ، سواری ، دو ، شنا و سایر ورزشهای رزمی بخشی از محتوای ورزش را تشکیل می دهد که اسلام هم آن را مورد توجه و تاکید قرارداده است.
۲ـ پرورش تواناییهای حرکتی به طور طبیعی و با استفاده از محیطهای باز نظیر کوهستان ، پارک و دیگر فضاهای سبز و جلوگیری از ضعف حرکتی و افزایش آمادگی جسمانی .
۳ـ شیوه های بازسازی و حرکت درمانی در جهت رفع نقایص حرکتی به منظور اصلاح اندامها و استخوان بندی بدن و ترمیم نارساییهای عضلانی ، مفصلی . بدیهی است که ورزش و حرکات بدنی ویژه جانبازان و معلولین نیز در این بخش قرار می گیرد.
۴ـ مطالعه و بررسی حرکات و مهارتهای ورزشی از دیدگاه علوم تجربی و انسان محتوای علمی تربیت بدنی و ورزش را تشکیل میدهد.
۵ـ چون علوم ورزشی و تربیت بدنی به دستاوردها و یافته های سایر علوم ، از قبیل علوم تندرستی و علوم انسانی بستگی دارد از این رو آثار حرکت و فعالیت را می توان رد چهارچوب هر یک از علوم اعم از تجربی و یا انسان مطرح نمود و به بررسی و مطالعة آن پرداخت . به سخن دیگر مبانی علوم ورزشی همان اصول و نظریه هایی است که در رابطه با علوم تربیتی و علوم تندرستی مطرح می شوند.
مراحل فعالیتهای ورزشی
حرکت نوزاد از روزهای نخستین زندگی در جهت توسعه و گسترش بازتاب اولیه و ابتدایی به منظور ادامة حیات و سازش با محیط تازة زندگی از جمله فعالیتهای مربوط به تربیت بدنی محسوب می شود . نوزاد از یک طرف در معرض نور ، حرارت ، صدا و سایر محرکهای خارجی قرار می گیرد و از طرف دیگر ، بر اساس نیازهای درونی خود به تکاپو می افتد و از خود واکنش نشان میدهد. بستن دست و پای نوزاد در قنداق که از حرکات بازتابی او جلوگیری می کند ممکن است باعث بروز عوارض عصبی ، حرکتی در کودک گردد و حتی به نارساییها و عقب افتادگی ذهنی منجر شود. کودک پس از آنکه پا به پای رشد طبیعی و معمولی بدن حرکات پایه از قبیل راه رفتن ، دویدن ، جهیدن ، کشیدن ، هل دادن و ضربه زدن به اشیا را آموخت می تواند از طریق شرکت در حرکات پیچیده تر و بازیهای سازماندار موجبات رشد بیشتر جسمانی و روانی خود را فراهم آورد.
در این مرحله مراد از شرکت در فعالیتهای ورزشی ایجاد انگیزه های رشد و نمو بیشتر است. در این زمینه همواره باید تامین سلامت و تقویت اعضای عمومی بدن مد نظر باشد. هنگامی که کودک مرحلة تحصیل دبستانی خود را می گذراند می توان تواناییهای حرکتی او را ارزیابی و در صورت لزوم نارساییهای حرکتی او را اصلاح کرد . وقتی به سن نوجوانی رسید ضمن در نظر گرفتن مراتب فوق باید مهارتهای مقدماتی ورزشهای فردی و گروهی و مقدمات آمادگی رزمی و فنون دفاعی را به او آموخت ، تا بتدریج از عهده وظایف شخصی ، اجتماعی ، رعایت آداب و اخلاق و پذیرش مسئولیت برآید و در راه استقلال فکری خویش گام بردارد.
در مراحل پایانی دورة نوجوانی و در آغاز دورة جوانی ، علاوه بر اینکه سیر تکاملی پرورش مورد نظر است ، جوانان باید مسئول ، مومن ، تندرست و شاداب و مسلط بر رفتار و خوی انسانی خود باشند. در این مرحله باید ضمن مشارکت دادن آنها در ورزش امکانات مربوط به تفریحات سالم و استفادة مثبت از اوقات فراغت و به کار بستن آموخته های حرکتی و اخلاقی و تکوین و اصلاح شخصیت را برای آنان فراهم ساخت.
فصل دوم ـ رهبری انقلاب اسلامی و تربیت بدنی و ورزش
چکیده ای از سخنان امام خمینی (ره) رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران :
ورزش را برای تامین سلامت تن و روان همه لازم می دانم و با آن موافقم.
امیدوارم به علی (ع) اقتدا کنید و زهد و تقوای او را سرلوحه اعمال خود قرار دهید.
یک وجه صدور انقلاب ، شما جوانها (ورزشکاران) هستید که به کشورها می روید.
در همه ابعاد انسانی ورزش کنید.
تیمهای ورزشی هم می توانند در تحقق بخشیدن این امر (صدور انقلاب) کوشا باشند.
گفتاری چند از شهید آیت الله دکتر بهشتی :
در جمهوری اسلامی باید توجه زیادی به مسائل ورزشی و گسترش آن برای نسل جوان داشت.
لازم است ما نیز همگام با این انقلاب بزرگ ، برنامه های مفید و سازنده بی شماری برای تن و روان مردم خود داشته باشیم.
امروزه کمتر رشته ورزشی را در دنیا می شناسیم که نشود از آن برای ورزیده تر کردن انسان بهره نگرفت و برای جامعه مفید نباشد.
اسلام مکتب تربیت انسان نیرومند است.
ورزش کمک فراوانی به بالا بردن قدرت روحی و تقویت نفس می نماید. بسیاری از ورزشها همراه برخورد با کارهای سخت می باشد. وقتی انسان چند بار کار سختی را انجام داد و دید که همه چیز آسان می شود ، یاد می گیرد که چگونه دشواریها با تمرین ساده تر می گردد .
چکیده ای از سخنان حضرت آیت الله خامنه أی رهبر معظم انقلاب اسلامی :
در جامعه ورزشکار با سرباز از هم جدا نیست.
انقلاب ما می تواند خود را در این صحنه ها (بین المللی) نشان دهد.
امیدوارم که ورزش در کشور ما همچنان که هست بیشتر توسعه پیدا کند و در خدمت انسانیت قرار گیرد.
ورزش تامین کننده یکی از ابعاد وجودی انسان است ، یعنی پرورش استعدادهای جسمی و این استعدادهای جسمی در جای خود می تواند در خدمت جامع و در خدمت هدفهای انسانی قرار گیرد. در نتیجه ورزش یکی از مسائل اصولی و درجه یک جامعه است.
تا مسابقه نباشد ، مردم نسبت به ورزش تشویق نمی شوند و ورزش را درست نمی فهمند.
بایستی به جوانها برای ورزش کردن میدان داد.
من با حضور در میدانهای بین المللی کاملاً موافقم.
هیچ دلیلی ندارد که ما وقتی ورزشکار داریم ، در مسابقات جهانی شرکت نکنیم.
وظیفه مهم رسانه های گروهی این است که مردم را نسبت به مسئله ورزش توجیه کنند و آنها را نسبت به ورزش کردن تشویق نمایند.
در این روزگار مانند همه روزگارهای دیگر ورزش یک ضرورت برای جامعه ماست.
وظیفه اصلی دولت و مسئولان ورزش کشور این است که اشتیاق به ورزش و روح ورزشکاری و ورزش خواهی را در مردم زنده کنند.
ورزش برای جوانان امری لازم و برای افراد مسن امری واجب است. زیرا در پرتو آن ، انسان می تواند سلامتی خود را حفظ کند ، اعتماد به نفس خویش را افزایش دهد و در خود نشاط و شادابی و زیبایی را به وجود آورد.
کشوری که بخواهد خوب اداره شود و به اهداف خود برسد و نیز جامعه أی که بخواهد در دنیا سر افراز بماند و استقلال حقیقی را به دست آورده و عرصه های نبرد سیاسی ، اقتصادی و نظامی پیروز شود ، نیازمند مردمی سالم ، با نشاط و برخوردار پاز قدرت اراده و تصمیم گیری است که این همه از رهگذر توجه جدی به امر ورزش حاصل می شود.
امر به ورزش ، امر به معروف است.
تاریخ فرهنگ انسانها و جوامع مختلف ، ورزش را در قالب واژه های بسیار زیبا و در پاره أی از اوقات نه چندان زیبا که زشت و متنوع بیان داشته است. علم و فلسفه توسط ابزارهای ذهنی و عینی بررسی و محتوای مفاهیم آنها شناسایی و تعریف می شوند . اما روح ورزش تا کنون به وسیله بشر تصرف و کاملاً توجیه نشده است. اما ورزش به عنوا یک پدیده اجتماعی ویژگیهای خاص خود را دارد. شاید ورزش تنها پدیده أی در جهان باشد که در عین حالی که ورزشکار را تشویق می کند تا نهایت کوشش و جدیت خود را در اجرا به کار گیرد ، نهایت آرامش و فراغت خاطر را نیز از او می طلبد. ورزش انسان را به درجه خستگی مفرط می برد و لیکن در همان حال به بازسازی و بهداشت تن و روان او کمک می کند. ورزش از انسان شکل می گیرد و به انشا شکل و صورت انسانی می بخشد. جوهر ورزش و ماهیت آن ، به منزله کوشش و جهاد برای رسیدن به کمال و درجه خلوص ورزشکار در ارائه آنچه در توان دارد عالیترین تجلی فطرت اوست. او نباید این گوهر را هرگز ارزان عرضه کند. ورزش ارزشهای اخلاقی و اجتماعی را به انسان می آموزد و او را به آفرینش ارزشهای والای انسانی ترغیب می کند پس ورزش ذاتاً خوب است و امکانات انسان را برای خودشناسی و خداشناسی افزون می کند.
جو حاکم بر ورزش باید بر اساس ریشه های فکری و عقیدتی و دینی معنی دار شود و پیام آور نشاط ، شادی و سلامتی باشد. این جو را انسانهای ورزشکار خلق می کنند و به آن پیام و آرمان می بخشند. ورزش در ساخت شخصیت و قالب بندی خصیصه های انسانی بسیار توانمند است. لازم است یادآور شوم آنچه در ذیل می آید بخش کوچک و قابل توصیف از توانمندی ورزش است. شاید بتوان گفت بخش اعظم توانمندی ورش در شکل گیری شخصیت افراد در قالب الفاظ و واژه ها نمی گنجد و عبارات هرچند بلیغ باشند نمی توانند آن را به شکل واقعی توصیف کنند.
ورزش ، وسیله خودشناسی
برخورد انسان با ورزش هدفمند به او این فرصت را می دهد تا از مرزهای خود محوری وب خود خواهی گذشته و به کشف استعدادهای جسمی ، ذهنی و روانی خود بپردازد و به تجربه دریابد که ابعاد وجودی او در مجموع و به صورت یک کل تفکیک ناپذیر با ورزش درگیر است. مشارکت تنها با یکی از ابعاد وجودی میسر نمی شود ، هرگاه چنین شود او به تعبیر ما ورزشگر است و نه ورزشکار . ورزشگر از خود و دیگران بیگانه شده است و نسبت به آنچه در محیط فردی و اجتماعی او می گذرد بی تفاوت می شود و چه بسا رسالت انسانی خود را همراه با تعهداتش نسبت به دین و کشور به بوته فراموشی می سپارد و لذا در حوزه ورزش واقعی و پیام بخش ، انسان با تمامی وجود خود به کسب تجربه در زمینة مسئولیت ، جهاد ، پیروزی ، شکست و افسردگی هیجان وصبر می پردازد. ورزش باید انسان را به لحاظ جسمی و روحی آنقدر توانمند و ماهر کند که بتواند هوای نفس خود را با قدرت کنترل نماید. در واقع این توانایی اوست که به او بینش می دهد تا درست را از نادرست و حق را از باطل بشناسد و پیوسته به ندای وجدان و فطرت مذهبی خود پاسخی اسلام گونه وعملی خیر خواهانه ابراز و انجام دهد.
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:10
فهرست مطالب
مجلس خبرگان
فصل اول: فضای همدلی
بخش اول: در خصوص ویژگی های مقطع زمانی انتخابات خبرگان اول
بخش دوم: اولین مجلس خبرگان رهبری(مجلس خبرگان دوم)
بخش سوم: تشکیل نخستین مجلس خبرگان رهبری 24 مرداد 1362
فصل دوم: فضای قهر
به پنج مورد اشاره دارد
فصل سوم: فضای متفاوت
بخش اول: قشار به شورای نگهبان
بخش دوم: خط تحریم
بخش سوم: پروژه انصراف سازی
بخش چهارم: دلسردسازی با پایین نشان دادن میزان مشارکت
بخش پنجم: تهدید به افشاگری
فصل چهارم: فضای اصولگرایی
بخش اول: افزایش حساسیت سیاسی جامعه دینی
بخش دوم: تنگ تر شدن رقابت های سیاسی
بخش سوم: جوان گرایی
بخش چهارم: خط تحریم
بخش پنجم: کاهش نفوذ و وزن گروههای مرجع و احزاب سیاسی
بخش ششم: شرایط تهدید
بخش هفتم: افزایش روحیه امید
بخش هشتم: جریانهای جدید
بخش نهم: اصوالگرایی
بخش دهم: حضور پرشکوه در انتخابات پشتوانه رهبری است
بخش یازدهم: کروبی در انتخابات مجلس خبرگان کاندیدا نمی شوم
فصل پنجم
بخش اول: تجمیع انتخابات عامل افزایش مشارکت اکثریتی مردم
بخش دوم: انتخابات خبرگان و رقابت های سیاسی احزاب
بخش سوم: منحرفان پیش از هر چیزی با خبرگان مخالفت می کنند
بخش چهارم: شورای نگهبان تضمین کننده فعالیت نظام
فصل ششم
بخش اول: زنگ خطر در آستانه انتخابات خبرگان
بخش دوم: وزیر کشور خواستار تعویق انتخابات شوراها و خبرگان 16 مرداد 85
فصل هفتم: مجلس خبرگان از نگاه امام خمینی(ره)
بخش اول: جایگاه مجلس خبرگان
بخش دوم: شرکت مردم در انتخابات
بخش سوم: دقت در انتخابات افراد شایسته
فصل هشتم: رهبر یا شورای رهبری
بخش اول: اصل یکصد و هفتم 107
بخش دوم: اصل یکصد و هشتم 108
بخش سوم: اصل یکصد و نهم 109
بخش چهارم: اصل یکصد و دهم110
بخش پنجم: اصل یکصد و یازدهم 111
فصل نهم
بخش اول: جایگاه مجلس خبرگان چیست و وظایف آن کدام است
بخش دوم: وظایف مجلس خبرگان
بخش سوم: آیا می توان وظایف خبرگان را به مردم واگذار کرد
بخش چهارم: نظارت خبرگان رهبری و چالشهای ولایت فقیه
بخش پنجم: تضاد منافع
بخش ششم: مجلس خبرگان یا مجلس فقیهان
بخش هفتم: حکومتی شدن گواهی نامه اجتهاد
بخش هشتم: انتخابات سال آینده
بخش نهم: سرمنشاء ولایت
فصل دهم
بخش اول: مخالفان قانون اساسی توضیح دهید
بخش دوم: انتخابات مجلس خبرگان مهمترین انتخابات نظام جمهوری اسلامی
بخش سوم: در انتخابات شرکت می کنیم و نامزد مناسب را انتخاب خواهیم کرد
بخش چهارم: دنبال نتایج حداکثری در انتخابات هستیم
بخش پنجم: تجمیع انتخابات خبرگان و شوراها به نفع مصالح کشور است
بخش ششم: تجمیع انتخابات بر مشکلات می افزاید
بخش هفتم: با موافقت رهبر معظم انقلاب انتخابات رسما عقب افتاد
بخش هشتم: نقش نظارت فراهم آوردن زمینه مشارکت حداکثر مردم در انتخابات است
بخش نهم: تعویق انتخابات نقش احزاب را پررنگ می کند
بخش دهم: حضور طرفداران احمدی نژاد در انتخابات به معنی دخالت نیست
بخش یازدهم: انتخابی پرشور، آزاد و سالم برگزار خواهیم کرد
فصل یازدهم
نتیجه گیری
منابع و ماخذ
مقدمه
مجلس
مجلس خبرگان رهبری یک پارلمان نیست و کارکرد پارلمانی هم ندارد. منظور از مجلس یعنی(تجمع مجمع و شورا) اصطلاحاتی که حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری نیز در مورد این مجلس به کار برده اند، مثلا امام(ره) در اولین پیامشان به مجلس خبرگان رهبری از آن«شوراهای فقهای خبرگان» یاد کردند، همچنین در تغییری دیگر، منظور از مجلس خبرگان را مجموعه ای عنوان کردند که جمع می شوند و در زمینه ی رهبری و تعیین رهبری مشورت می کنند.
«خبرگان» و«رهبری»
واژه خبرگان را حضرت امام(ره) به ادبیات سیاسی و حقوقی ایران اسلامی وارد کرد خبرگان رهبری موظفند کسی را که امام معصوم(ع) برای ولایت و رهبری شایسته می داند به مردم معرفی کنند. همانند تشخیص مرجع تقلید، که دو نفر خبره بر اعلمیت مرجع تقلید شهادت می دهند.
منظور از«خبره» یعنی اسلام شناس متعهد و فقیهی که بتواند به اصطلاح قانون اساسی، یعنی فقه حکومت دینی- را استنباط کند و به اصل قانون اساسی تبدیل نماید.
انگیزه انتخاب این موضوع به خاطر این بود که در سطح جهانی نماد حکومتها از زیر بنای فاسدی برخوردارند یا اینکه حاکمی دارند که غیرالهی است. در مجلس خبرگان ما باید افراد خبیر و دانشمند و دلسوز به اسلام وارد شوند افرادیکه متخصص به احکام الهی باشند. این افراد باید مردم را از حیله و نیرنگ دشمن که می خواهد مردم را با مسائل داخلی با هم مقابل کند آگاه سازند و این افراد باید مطلع به مسائل و اوضاع روز باشند انتخاب کنیم و به مجلس بفرستیم تا جامعه را از دیدگاههای دشمن ایمن سازند و نظام اسلامی را تقویت کنند. تاسیس نظام اسلامی براساس حاکمیت حق و عدل قرآنی هست و حفظ مملکت توحیدی یک تکلیفی است که همه اقشار باید از آن حمایت کنند و آقا امام زمان(عج) حافظ و نگهدارند این نظام هست.
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:16
در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها, روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاکدان طبیعت نهاد .او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود که نسل در نسل در کار هـدایـت مردم وکسب مـعارف الهى کـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـى میرزاى شیـرازى (رض), پـس از آنکه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمـیـن ملجاء مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود. در حـالـیکه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را که در برابر زورگـوئـیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمـیـن به اراک وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حکـم الهى قصاص به .تهران (دار الحکـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان کـودکى با رنج یـتـیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران کـودکـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) که خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـکـرمه اش ( صاحبـه خانم ) که بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى کرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید .
هجرت به قـم, تحصیل دروس تکمیلى وتدریس علوم اسلامى
اندکـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الکریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى کرد. که مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث کـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا مـیـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تکمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـى خـوانسارى, و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سـیـد عـلى یثربى کاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله العظمى حاج شیخ عبدالکریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسـیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـیـم حـوزه عـلمـیـه عازم قـــم گـردیـد. در این زمان, امام خمینـى به عـنـوان یـکـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـدیه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى, و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود که بـراى نخـستـیـن بار .مبانـى نظرى حکـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود.
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:pdf
تعداد صفحه:31