عــنـــــــوان
صفحه
فصل اول : برهمکنش نوروماده
خواص نور
4
دریافت فایل

پاورپوینت ملاتهای سیمانی در 13 اسلاید جامع و قابل ویرایش
مقدمه
ملات مخلوطی است از یک ماده چسبنده و یک ماده پر کننده که به صورت فیزیکی و شیمیایی می گیرد و سفت و سخت می شود. ملات ها از نحوه گیرش و واکنش های شیمیایی می گیرد و سفت و سخت می شود ملات ها از نحوه گیرش و واکنش های شیمیایی به دو دسته و یا گروه ، ملات های هوایی و آبی تقسیم بندی شد.
ملات های سیمانی هستند که ماده چسباننده آن ها سیمان و ماده پرکننده آن ها مواد سنگی از جمله ماسه است. ملات سیمانی عبارتند از : ملات ماسه و سیمان با عیارهای مختلف ، ملات ماسه بادی ، ملات انواع موزاییک و ملات باتارد.
.......

بلال حبشی کیست؟
بلال بن ریاح از صحابگان بزرگ پیامبر و پیشینه داران اسلام است که در راه حفظ دینش، صدمه های بسیاری متحمل شد. کنیه ی وی عبدالله و نام مادرش حمامه است. وی در مکه زاده شد و از غلامان طایفه ی «بنی جمح» و در اصل اهل حبشه بود. به همین دلیل، هنگامی که از پیامبر تعریف می کند، به زبان حبشی او را چنین می ستاید: اره بره کنکره، کراکراً هندره. پیامبر اسلام(ص) به حسان بن ثابت فرمود: «کلام او را به عربی ترجمه کن». حسان گفت: اذا المکارم فی آفاقنا ذکرت فانما بک فینا یضرب المثل؛ «در کشور ما، هرگاه نامی از بزرگی برده شود، به شما مثل می زنند».
پس از آنکه بلال مسلمان شد، از اربابان خود آزار و اذیت ها و صدمه های بی شماری دید. از این روی، ابوبکر به فرمان رسول خدا(ص) او را خرید و آزاد کرد.
وی پس از هجرت به مدینه، مؤذن ویژه ی رسول خدا(ص) شد و نخستین کسی بود که در اسلام اذان گفت. وی در بدر و احد و دیگر جنگ های پیغمبر اسلام حضور داشت و در سفر و حضر از همراهان همیشگی ایشان بود. بلال توانایی ادای حرف شین را نداشت و به جای شین، سین می گفت. در روایت های ائمه ی اطهار(ع) آمده که سین بلال، شین به شمار می آید. بلال، پس از رحلت پیامبر با هدف جهاد در راه خدا به شام رفت. وی به سال هجدهم یا بیستم هجری، در 63 سالگی یا هفتادسالگی بر اثر طاعون، چشم از جهان بست و در «باب الصغیر» دمشق مدفون شد. او مردی لاغر، بلندبالا، گندمگون بود و صورتی کم موی داشت.
اسلام بلال
وقتی خورشید اسلام در مکه درخشید و حضرت محمد(ص) برای نجات انسان ها به پیامبری مبعوث شد، بلال حدود سی سال داشت. او که در رفت و آمد به مکه، خبر دعوت جدید محمد(ص) را شنیده بود، روح تشنه اش اخباری تازه و آگاهی ای دقیق تر از پیام الهی می طلبید. بعضی از آیات قرآن نیز کم و بیش به گوشش خورده بود.
شبی پس از انجام کارهایش فرصتی یافت و نزد حضرت رسول(ص) رفت. هنگامی که آیه های قرآن را از زبان مبارک پیامبر شنید، اشک شوق در چشمانش حلقه زد. بلال پس از سالیانی دراز، گم شده ی خود را یافته بود. متواضعانه خود را به قدم های پیامبر اسلام(ص) افکند و اسلام را پذیرفت. او گرچه می دانست مسلمان شدنش، شکنجه ها و آزارهایی را برایش در پی خواهد داشت، عشقش به حقیقت و پیامبر و آیین او، وی را برای تحمل هر گونه شکنجه و سختی در راه ایمان وعقیده آماده ساخته بود. او دور از چشم اربابانش و برای مصون ماندن از آزار و اذیت آنان، هر شب مخفیانه به دیدار رسول خدا(ص) می رفت و جان شیفته ی خود را در زمزم کلام پیامبر پاک، طراوتی تازه می بخشید. پس از مدتی، رفت و آمدِ او نزد پیامبر، آشکار شد.
او با قلبی پاک و طینتی بی شائبه اسلام را پذیرفت. ایمانش ثابت و استوار بود. کم کم پله های کمال ایمان را طی کرد و قلبش سفید شد. زوایای دلش آکنده از محبت خداوند شد و عقیده اش به مبدأ و معاد به مرحله ی یقین رسید. او مفهوم حقیقی حیات جاویدان را درک کرده بود و در راه به ثمر رساندن عقیده اش، حاضر بود همه ی صدمه های طاقت فرسا را تحمل کند.
رفتار بلال با بت ها
روزی بلال کنار کعبه آمد. قریشیان پشت کعبه نشسته بودند و بلال در عین مراعات احتیاط، آنان را ندید. وی نزد بت ها رفت و آنجا را خلوت دید. آن ها را خوب تماشا کرد و با خود گفت: «شگفتا از مردم بدبختی که این مجسمه های بی روح را می پرستند که از آنها کاری ساخته نیست». سپس با ناراحتی به روی بت ها آب دهان انداخت و با صدای بلند گفت: خاب و خسر من عبدکن؛ «به راستی پرستش کنندگان شما در میان ضرر و زیان اند». مشرکان که رفتار بلال را با بت ها دیده بودند، همگی به سوی بلال حمله کردند. بلال همین که ماجرا را فهمید، گریخت و در خانه ی اربابش، «عبدالله بن جدعان» پنهان شد. مشرکان خود را به درِ خانه ی عبدالله بن جدعان رسانیدند و وی را از جسارت غلامش به بت ها آگاه ساختند.
عبدالله بن جدعان گفت: «اگر من چنین دستوری به او داده باشم، بر گردن من است که یک صد شتر در برابر لات و عزی(4) قربانی کنم». او به ابوجهل و امیه بن خلف گفت: «بلال در اختیار شماست. آنچه می خواهید درباره اش انجام دهید». آنان نیز بلال را گرفتند و کشان کشان به سوی بیابان بردند. سپس وی را برهنه کردند و روی ریگ های داغ و سوزان بیابان مکه خواباندند. تخته سنگی بزرگ را روی سینه اش نهادند و به او گفتند: «به محمد(ص) کافر شو!» اما بلال با کمال استقامت و بردباری پاسخ می داد: ان لسانی ما یحسنه؛ «زبان من یارای گفتن آن را ندارد».
عبدالله بن جدعان مانند ابوسفیان و ابوجهل از افراد ثروتمند و گردنکش مکه بود و صدها کنیز و برده در اختیار داشت. او از سرسخت ترین دشمنان اسلام به شمار می رفت. روزی ابن جدعان در مجلسی که امیه بن خلف و امیه بن صفوان و شماری دیگر حضور داشتند، گفت: «صد تن از غلامان خود را از مکه بیرون کردم تا مبادا فتنه ی محمد، آنان را جذب کند و یار و یاور او شوند. ای امیه! بلال و مادرش را به تو سپرده بودم. سرنوشت آنان چه شد؟»
امیه بن خلف گفت: «سحر محمد آنان را گرفته است. بلال را عریان کرده، در برابر آفتاب سوزان روی ریگ های داغ بیابان خوابانیدم. پوست بدنش مجروح شد. سخت ترین شکنجه ها را به او دادم، ولی به محمد کافر نمی شود. به اندازه ای شکنجه اش کردم که از شدت تشنگی و گرما، زبانش را از دهان بیرون آورده است، ولی از عقیده ی خود دست برنمی دارد». امیه بن صفوان گفت: «پوستی را ندیدم که از شدت شکنجه و آزار، مانند پوست بدن بلال شده باشد، و در راه دوستی و علاقه به محمد آن قدر استقامت و پایداری کند». برای اینکه بلال از عقیده اش دست بردارد، ریسمانی را به گردنش بسته، طرف دیگر آن را به دست بچه ها دادم تا او را روی سنگ های ناهموار کوه های مکه بگردانند».
بلال و پایداری در دین
در بدو اسلام، قریش مسلمانان مکه را به سختی شکنجه می کردند؛ به ویژه آنان را که ضعیف بودند و قوم و عشیره ای نداشتند، یا برده و بنده ی کسی بودند. صهیب، خباب، عمار و بلال از این دسته بودند. اما بلال، ثبات و ازخودگذشتگی عجیبی نشان داد. هرچه او را بیشتر آزار می دادند، در راه و مسیر خود ثابت قدم تر و استوارتر می شد. ازجمله گفته اند که ابوجهل او را به صورت روی ریگ های داغ حجاز می خوابانید و سنگ آسیا روی بدنش می گذاشت و به او می گفت: «به خدا سوگند، به همین حالت خواهی بود تا بمیری، یا از خدای محمد دست برداری و بت های لات و عزی را بپرستی».
اما بلال، این اسوه ی مقاومت و بردباری، پیوسته زیر شکنجه ها فریاد می زد: احد، احد؛ «خدا یکتاست، خدا یکتاست».
روزی «ورقه بن نوفل» در همین حال از کنار بلال می گذشت و شنید که احد، احد می گوید: به وی گفت: «ای بلال! تا کی احد، احد می گویی؟» سپس به طعنه گفت: «اگر در این حال بمیری، قبر تو را محل تبرک و نزول رحمت قرار می دهم!»
از کسانی که بلال را بسیار آزار می داد، امیه بن خلف بود، اما تقدیر الهی چنین بود که وی در جنگ بدر به دست بلال کشته شود. ابوبکر در مقام تبریک به بلال، که از دشمن خود انتقام گرفته بود، چنین سرود: هنیئا زاد کک الرحمن خیراً فقد ادرکت ثارک یا بلالاً؛ «بلال، خدا خیرت بدهد و این موفقیت بر تو گوارا باد که انتقام خود را گرفتی».
در یکی از روزها که پیامبر، بلال را در حال شکنجه و آزار دید، ناراحت شد. هنگامی که از کنار او گذشت، به ابوبکر برخورد و به وی فرمود: «اگر مالی داشتم، بلال را می خریدم».
ابوبکر که از علاقه ی پیغمبر به رهایی بلال آگاه شد، نزد عباس بن عبدالمطلب رفت و گفت: «بلال را برای من بخر». عباس سراغ زنی از قبیله ی بنی جمح که مالک بلال بود، رفت. وقتی وارد شد، بلال زیر سنگ های گران و سنگین، رنج و اذیت بسیار تحمل می کرد. عباس گفت: «آیا بنده ات را پیش از آنکه از دست برود، می فروشی؟»
زن گفت: «او را برای چه می خواهی؟ غلام بسیار بدی است» و از بلال بسیار بدگویی کرد. عباس نیز در ظاهر با او همراهی کرد تا بتواند موافقت وی را برای فروش بلال به دست آورد. سرانجام او را خرید و نزد ابوبکر فرستاد. وی نیز بلال را آزاد کرد. به این ترتیب، بلال از شکنجه ی بسیار اربابانش رهایی یافت.
بلال از پیش گامان دین مقدس اسلام بود و از همان آغاز، دعوت پیامبر را به اسلام لبیک گفته، آن را با جان و دل پذیرفت. امام علی(ع) می فرمایند: «پیش گامان دین مقدس اسلام پنج تن اند: من پیش گام عربم؛ سلمان پیش گام عجم؛ صهیب پیش گام روم؛ بلال پیش گام حبشه و خباب پیش گام نبط است».
بلال پس از آزادی، تلاش گسترده ای را در راه تبلیغ اسلام آغاز کرد و عاشقانه در راه دین خدا فداکاری نمود. او در همه ی لحظه ها و ایام پرخطر و دشوار، کنار حبیبش، رسول خدا(ص)، قرار داشت. وی حتی در دوران گرسنگی و سختی شعب ابی طالب کنار مسلمانان بود. آوازه ی ایمان و صبر بلال همه جا پیچیده و به او عظمتی کم نظیر و نفوذ کلامی فراوان بخشیده بود. وی تا زمان هجرت به مدینه همواره با بیان شیرین خود دین اسلام را تبلیغ و ترویج می کرد.
بلال و اذان در مکه
چنان که گفته شد، بلال همه جا همراه پیامبر بود و هنگام نماز اذان می گفت. گفتنی است که در نخستین سال هجرت، اذان برای نماز تشریع شد و خداوند تعالی اذان را به پیامبرش وحی کرد. رسول خدا(ص) نیز در لیله الاسرا، فصول اذان را از فرشته ای شنید و مشروعیت آن، به سبب خواب عبدالله بن زید نیست.
در حدیث دیگری آمده است که اذان از سوی خداوند تعالی، به وسیله ی جبرئیل امین در زمین و بدین ترتیب صادر شد:
در حالی که رسول خدا(ص) سر مبارک را روی دامن علی(ع) گذاشته بود، جبرئیل نازل شد و جمله های اذان را به آن حضرت آموخت و الهام کرد. پیامبر پس از دریافت وحی الهی، به علی(ع) روی کرد و فرمود: «شنیدی؟» حضرت علی(ع) عرض کرد: «آری». پیامبر فرمود: «حفظ کردی؟» علی(ع) عرض کرد: «آری». حضرت رسول(ص) فرمود: «بلال را نزد خود بخواه و به او نیز بیاموز». امیر مؤمنان، علی(ع)، بلال را خواست و جمله های اذان را به او آموخت.
شامل 10 صفحه word

در این بخش 30 مقاله موجود می باشد که برای راحتی دانلود در یک فایل زیپ قرار گرفته است. برای هر مقاله قیمت 100 تومان در نظر گرفته شده است. لازم به توضیح است که قیمت هر یک از مقالات در سایت های مختلف، به طور جداگانه 2000 تومان می باشد. لیست مقالات موجود در این بخش را می توانید از لینک زیر به طور مجانی دانلود نمائید.
http://s5.picofile.com/file/8121530268/3.pdf.html
لیست مقالات این بخش به صورت زیر است: Interception and nutrient amounts of throughfall in a Fagus orientalis forest in Kellardasht, North of Iran. Social factors influencing the increase in age at marriage of rural girls(Case study: Kermanshah City) Determination of wetland conservation value by using analytic hierarchy How low- input farming system can be considered as a base for rural development? ( A Case study from Iran, Khorasan-Razavi province, villages of central part of Kalat County) Isolation and identification of the most efficient plant growth promoting bacteria associated with rhizosphere of rice (Oryza sativa L.) The causes of desertification in the West of salt lake watershed, Qom, Iran The importance of cliffs and rocky cover in Zagros oak forest for Persian squirrel (sciurus anomalus, gmelin, 1778) in Iran Morphometrical differences of Persian jird (meriones persicus; blanford, 1875) collected from different parts of Iran Comparison of cow and sheep manures as vermicomposting effectiveness for biological stabilization Dry matter accumulation of spring barley (hordeum vulgar l.) as affected by seed inoculation with plant growth promoting rhizobacteria (pgpr) in various levels of nitrogen and phosphorus fertilizers Arsenic accumulation in soil amendment with different arsenic and phosphorus treatments in wheat (triticum aestivum l.) variety of Iran Edaphic mesostigmatic mites (Acari) fauna of oak forests in Koohmare-Sorkhi region, Fars Province, Iran Ethnobotanical and ethnopharmacological study in the practice of traditional and village Midwifery Economic evaluation of fishery on the coasts of miankale wildlife refuge Comparison of vegetative characteristics of Q. Infectoria as dominant and co-dominant tree species in Northern Zagros forests Phytoremediation potential of Cupressus arizonica for cadmium absorption from polluted soil. Training needs for fish farmers in Babylon province/ Iraq with in some aquaculture practices Potential of dust filtration by Fraxinus rotundifolia, Platanus orientalisand Robinia pseudoacacia trees in the west of Iran Phonology and seasonal aspects for some plants in Kermanshah area Study of influential factors on farmer’s satisfaction from agricultural crops insurance (Case study: Divandarreh province) Plant composition of brant's oak and their relationships to environment and disturbance in an Iranian oak Woodland Analysis of administrative barriers to pistachio integrated pest management from Iranian pistachio research center, plant pathology Clinics and department of agriculture staff's perspective (A Case study in Rafsanjan County) Changes in growth and concentration of chlorophylls, prolin and sugar in Plantago psyllium under drought stress Phosphorus concentration as affected by arbuscularmycorrhizal fungi in maize plant under drought stress conditions Floristic and vegetation comparison of two habitats in the west of Iran Dust Management Study on Factors Affecting the Participation of Farmers in Mitigating Transgenic crops: an undeniable need for sustainable development and achieving food security in developing countries Biometrical indices of Pistacia atlantica desf in the resin exploited and resin unexploited Stands Review of the causal relationship between money supply and prices of agricultural products in Iran

لینک و پرداخت دانلود * پایین مطلب *
فرمت فایل : word ( قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 1
مقدمه
سابقه جعل عنوان خلیج
درباره نام خلیج فارس تا اوایل دهه 1960 میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دایرة المعارف ها و نقشه های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان ها به همین نام ذکر شده است.
اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین بار از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس در خلیج فارس به نام «سر چارلز بلگریو» عنوان شده و در واقع او بوده است که به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این تخم لق را در دهان اعراب شکسته است. سر چارلز بلگریو که بیش از 30 سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده است، بعد از مراجعت به انگلستان در سال 1966 کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن برای اولین بار نوشت که «عرب ها ترجیح می دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند».